در مورد آیه 5 سوره قصص «وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُن عَلَي الذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ» و ارتباط آن با ظهور منجی میتوان به نکات زیر اشاره نمود:
1- این وعده و اراده خداوند است که میخواهد کسانی که در زمین مستضعف واقع شدهاند را امام و وارث قرار دهد، لذا باید گفت این وعده، تخلف ناپذیر است چراکه «ان الله لا یخلف المیعاد» (آلعمران- 9)
2- ما برای اینکه بتوانیم ارتباط این وعده الهی را با ظهور منجی توضیح دهیم میبایست زمان تحقق آن را تعیین نماییم. با مشخص شدن زمان تحقق این وعده میتوان دانست که آیا مربوط به زمان قبل از ظهور منجی است؟ و یا پس از آن؟ که در آنصورت منوط به ظهور منجی خواهد بود.
3- مخاطب این وعده الهی، مستضعفین زمین هستند. اما مستضعفین چه کسانی هستند؟ در جواب باید گفت، مستضعفین کسانی هستند که در طول تاریخ بشر از ابعاد مختلف مادی و معنوی در استضعاف بسر برده و میبرند. چه آنهایی که در اثر ظلم ظالمان و تکبر مستکبران در مضیقه و سختی زندگی کرده و میکنند و چه آنهایی که به دلیل نافرمانی از دستورات الهی و عدم پذیرش خلفای الهی (که مصداق بارز آن امت اسلام پس از وفات پیامبر اکرم (ص) است) تنبیه شده و از نعمات خاصه خداوند (همچون ولایت و قرآن حقیقی) محروم شدهاند.
4- خداوند به مستضعفین وعده داده است که به آنها امامت عطا نماید. اما سوال اینست که این نعمت بزرگ الهی، تا به حال به چه کسانی داده شده است؟ وقتی به آیات دیگر قرآن رجوع میکنیم، مییابیم که افراد بسیار معدودی در گذشته به جایگاه امامت رسانده شدهاند. افرادی که عموما از میان انبیاء و رسولان (ع) بودهاند همچون ابراهیم (ع) (وَ إِذِ ابْتَلي إِبْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنّي جاعِلُكَ لِلنّاسِ إِمامًا – بقره/124) و موسی (ع) (أَ فَمَنْ كانَ عَلي بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَ يَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ وَ مِنْ قَبْلِهِ كِتابُ مُوسي إِمامًا وَ رَحْمَةً – هود/17)، برخی از انبیاء بنی اسرائیل (ع) (وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا – انبیاء/73) و ... در رأس آنها اهل بیت (ع). نکته قابل توجه اینست که افراد توسط خداوند متعال بر مقام امامت «جعل» میشوند (همانطور که در آیات فوقالذکر نیز واژه «جعل» آمده است). یعنی امام شدن امری اکتسابی نیست. و از آنجا که سیره الهی بر اینست که نعمات خود را از طریق مجاری این نعمات به افراد عطا کند، میبایست این وعده از مجرای یک نماینده (خلیفه) الهی تحقق یابد. همانطور که در گذشته نیز خوبان درگاه الهی تمام علوم و قوا و نعمات مختلف را از مجرای باب الله (که همان اهل بیت (ع) هستند) دریافت میکردند. (رجوع کنید به کتاب «علی (ع) و پیامبران» که برروی وبلاگ نیز قرار دارد)
5- نعمت امامت، زمانی به افراد عطا میشود که از امتحانات سخت الهی و کلاسهای تعلیم و تربیتی لازم، با موفقیت بیرون بیایند. همانطور که در مورد ابراهیم (ع) نیز اینگونه بوده است: (وَ إِذِ ابْتَلي إِبْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنّي جاعِلُكَ لِلنّاسِ إِمامًا – بقر0/124) در تفاسیر و بنابر استنادات تاریخی گفته میشود که حضرت ابراهیم (ع) در اواخر عمر خود و پس از گذراندن امتحاناتی همچون «انداخته شدن در آتش»، «ذبح اسماعیل (ع)» و ... به مقام امامت رسانده شد. لذا باید گفت، مستضعفین زمین نیز که قرار است امام قرار داده شوند، میبایست تعلیم و تربیتهای لازم و صحنههای مختلف را بگذرانند. این تعلیم و تربیتها تنها در آخرالزمان و در آستانه ظهور منجی است که شکل حقیقی به خود میگیرد و لذا منطقی نیست که پیش از آن زمان، امامت را برای مستضعفین متصور باشیم. چراکه انسان تربیت نشده، نعمات الهی را ضایع میکند.
6- زمانی که به کمیت مستضعفین در زمین نگاه میکنیم، مییابیم که تعداد آنها بسیار زیاد بوده و هست. حال این سوال پیش میآید که آیا زمانی در طول تاریخ گذشته و حال وجود دارد که تمام این افراد به موقعیت امامت و وراثت رسیده باشند؟ یک نگاه گذرا به تاریخ بشر حاکی از این است که در هیچ زمانی تا به حال این وعده الهی تحقق نیافته است.
7- خداوند وعده داده است که مستضعفین را امام قرار دهد. اما آیا امکان دارد که با وجود مستکبران در زمین، تمامی مستضعفین به چنین موقعیتی برسند؟ آیا مستکبران چنین مجالی را خواهند داد؟ آیا منطقی نیست اگر بگوئیم این وعده مربوط به زمانی خواهد بود که دیگر مستکبری در زمین نباشد؟ و آیا نبود مستکبرین، را میتوان جز در پرتو یک حکومت واحد جهانی و حاکمیت یک منجی الهی در نظر گرفت؟
8- وراثتی که خداوند وعده میدهد به چه معناست؟ اگر وراثت به معنای ارث بردن انواع نعمات الهی باشد، چه کسی جز «صاحب نعمات» میتواند ارث دهنده آنها باشد؟ جز یک منجی الهی که از جانب خداوند مأموریت داشته باشد، چه کسی توان و اجازه این را دارد که نعمات الهی را به دیگران ارث دهد؟
9- سوال دیگر اینکه، آیا این مستضعفین تنها مربوط به دوره خاصی است یا تمامی زمانها را شامل میشود؟ از تأکید آیه بر «الذین استضعفوا فی الارض» بر میآید که کل مستضعفین در گذشته و حال و آینده میتوانند مخاطب این آیه باشند. بعنی باید شرایطی ایجاد شود که همه مستضعفین حضور یابند و امامت و وراثت به آنها داده شود. و این مسئله جز با مقوله رجعت گذشتگان در زمان ظهور منجی، توضیح داده نمیشود.
10- و آخر اینکه:
سلمان فارسي از وجود مقدس حضرت رسول اکرم (ص) نقل مي کند که: اي سلمان! خداوند هيچ نبي ورسولي را مبعوث نکرده مگر اينکه براي او دوازده وصي قرار داده. ...سلمان عرض مي کند: چگونه مي شود که سلمان آنها را درک کند. حضرت مي فرمايد: اي سلمان؛ تو و هر که مانند تو ايشان را از روي معرفت دوست بدارد، درک ميکند. سلمان ميگويد: خدا را بسيار سپاس گفتم و عرض کردم يا رسول الله آيا عمر من تا زمان آنها ادامه خواهد داشت؟ حضرت فرمودند: اي سلمان بخوان اين آيه را:
فَإِذا جاءَ وَعْدُ أُولاهُما بَعَثْنا عَلَيْكُمْ عِبادًا لَنا أُولي بَأْسٍ شَديدٍ فَجاسُوا خِلالَ الدِّيارِ وَ كانَ وَعْدًا مَفْعُولاً – اسراء/5
پس چون وقت انتقام اول فرا رسد بندگان سخت جنگجو و نيرومند خود را بر شما برانگيزيم تا آنجا که در درون خانههاي شما نيز جستجو کنند و اين وعده انتقام حتمي خواهد بود.
(تلاوت اين آيه اشاره به اين است که جناب سلمان رحلت ميکند و بعد رجعت مي کند؛ اين آيه از آيات رجعت است.) سلمان مي گويد آيا اين پيماني است از طرف شما؟ حضرت فرمود: سوگند به خدايي که محمد را به رسالت برانگيخت اين پيماني است از طرف من و علي و فاطمه و حسن و حسين و نُه تن امام و از همه کساني که از ماست و در راه ما مورد ستم قرار گرفتهاند. اي سلمان به خدا سوگند ابليس و سپاهيانش حاضر ميشوند و همة مؤمنان خالص و کافران خالص حاضر مي شوند، قصاصها و انتقامها گرفته مي شود و خداوند به کسي ستم نمي کند.اين است تأويل آيه:
«نريد ان نمن علي الذين استضعفوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ»
بحارالأنوار ج25 ص6 و ج53 ص142/ مصباحالشريعه ص63