1- دفاع از حریم تشیع
گام اول برای دفاع، دانستن است. ما باید مکتبمان را بشناسیم. ببینیم دقیقا چه میگوید؟ از پیروان خود چه میخواهد؟ دیدگاهش نسبت به پیروان خود و سایر ادیان چیست؟ چه اهدافی را مد نظر دارد؟ و ...
ما باید دفاع جانانهای از مکتبمان در مقابل کسانی که به آن حمله میکنند داشته باشیم. منابع شناخت ما از مکتبمان عبارتند از: 1- قرآن 2- حدیث 3- اهل بیت(ع). ما دو مورد اول را داریم اما درباره مورد سوم باید سراغ کسانی برویم که از امام(ع) بیشترین انتفاع را برده اند و میبرند.
یک سئوال: گذشتگان ما چقدر توانستند از حریم تشیع دفاع کنند؟ (جواب با خود شما)
تجربههای دیگران را در این دفاع بدانیم، ببینیم در کجا خطا کردند تا ما دوباره مرتکب آن نشویم.
2- آستین بالا بزنیم و ضعفهای جبهه خودی را جبران کنیم.
ما همگی انسان هستیم. یکی از مواردی که هر انسانی آن را دارد ضعف و نقص است. اما چه کسی باید دست ضعیف را بگیرد؟ واضح است آن کسی که قوی است یا کسی که آن ضعف را ندارد. ما بارها و در جاهای مختلف و در موارد متعددی دیدهایم که افراد همدیگر را به خاطر ضعفشان محکوم میکنند. از مهمترین موارد در زندگی خانوادگی است که زن و شوهر پیوسته همدیگر را محکوم میکنند. با این مقدمه میتوانیم بگوییم که در جبهه خودی ما ضعف داریم. از سوی دیگر دشمنان قوی و نامردی هم داریم. آیا باید به ضعفهای هم بپردازیم و با بوجود آوردن اختلاف دشمن را شاد کنیم؟ به نظر شما راه حل چیست؟
بیاییم سعی کنیم، تلاش کنیم تا ضعف ها بر طرف شود. لازمه این سعی و تلاش این است که همه را از خود بدانیم همه را دوست داشته باشیم و نسبت به همه احساس مسئولیت کنیم.
3- دشمن درباره آخرالزمان برنامه دارد اما امام زمان(عج) در اجتماعات ما به عنوان یک برنامه مطرح نیست بلکه به عنوان یک اعتقاد و حس و حال مطرح است.
((ما در آستانه آخر الزمان هستیم)) این جمله را نه تنها علمای بزرگ شیعه همچون آیت الله العظمی بهجت مطرح میکنند بلکه تمام ادیان هم نسبت به آن اتفاق نظر دارند.
در ماجرای آخر الزمان دشمن خیلی از ما جلوتر است. آنها سالهای زیادی فکر کردند، تحقیق کردند. بعد آن فکر را به یک برنامه تبدیل کردند و حالا هم دارند به آن عمل میکنند. تمام آنچیزی که امروز در لبنان، فلسطین، عراق و سوریه و ... در حال جریان است در راستای برنامه ریزی دشمنان برای آخرالزمان است.
اما ما چطور با آخرالزمان رفتار می کنیم؟ امروز هر کس درباره آخر الزمان صحبت کند برای دیگران عجیب است. شما در تلویزیون و رادیو نگاه کنید. امام زمان(عج) تنها به دعای ندبه و نیمه شعبان و ... محدود می شوند و دیگر از ایشان خبری نیست. درباره آخرالزمان هم هیچ خبری نیست. آقای شفیعی سروستانی در انتقاد به این ماجرا در برنامه پایان دوران این چنین مطرح کردند که: امام زمان (عج) به منزله حیات خلوت و اندرونی خانه ماست.
آری هیچکدام از ما حاضر نیستیم که فراتر از این برویم. اما دوستان، ما باید آخرالزمان را پیوسته مد نظر داشته، آن را خوب بشناسیم، به آن فکر کنیم و آن را به برنامه تبدیل کرده و در عمل به کار گیریم. جای تاسف است که امام(ع) و آخر الزمان برای بسیاری از شیعیان تنها یک اعتقاد است و حتی به برنامه هم تبدیل نشده است.
ما باید آستین بالا بزنیم و شروع کنیم به اینکه اعتقادات صحیح نسبت به اهل بیت(ع) و نسبت به امام زمان (عج) و نسبت به آخرالزمان داشته باشیم و آن را در جامعه گسترش دهیم.
آنچه که امروز بسیاری از دانشمندان و محققان داخلی و خارجی، با هر مذهب و گرایش فکری به آن میپردازند ماجراهای آخرالزمان و فرجام زمین است. هر یک از آنان با اتکا به تعلیم و تربیت اخذ شده و منابع در دسترس کوشیده است چهرهای از کره زمین در آخرالزمان ترسیم کند، اما به دلیل تفاوت در منابع و میزان درک مختلف و توان برداشت غیر یکسان از آن منابع، تصاویری گوناگون و بعضا متناقض با یکدیگر از وضعیت زمین در آخرالزمان به دست میآید. معیار ما برای سنجش صحت و سقم تحلیلهای انجام شده پیرامون آنچه در آخرالزمان رخ میدهد چه باید باشد؟ چنانچه گذشت، با توجه به کثرت آیات موجود در قرآن درباره آخرالزمان و همچنین تعداد زیاد روایاتی که به توصیف وقایع آخرالزمان میپردازند به نظر میرسد تصویری از آخرالزمان صحیحتر است که با قرآن و احادیث منطبقتر باشد.
برای به دست آوردن تحلیلی صحیح در مورد آخرالزمان باید به قرآن و روایات رجوع کرد و در این مسیر باید از هرگونه پیشداوری و اعمال سلیقه شخصی خودداری نمود. دخیل نمودن نظر شخصی مبتنی بر برداشت نادرست منجر به نادرستی تصویر به دست آمده از آخرالزمان میشود. باید در ابتدا منظر ما نسبت به آخرالزمان و ظهور امام زمان عج اصلاح گردد تا در فضای فکری مناسب، مفاهیم گوناگون مربوط به آخرالزمان و ظهور، صحیح نگریسته شود. نوع نگاه ما به ظهور و حال وهوای حاکم بر ذهن ما که از درون آن به ظهور توجه می شود باید بر آیات قرآن منطبق باشد. نمی توان با فضای فکری دنیوی و معلومات و احساسات اینزمانی به تحلیل وقایع آخرالزمان پرداخت. به عنوان مثال آیا اینکه ابزارهای امام زمان عج و یارانشان را در زمان ظهور به ابزارهایی تکنولوژیک و امروزی تعبیر کنیم رفتار درستی است؟ فضایی که در آخرالزمان بر زمین حاکم است در قرآن چگونه توصیف میشود؟ جایگاه تکنولوژی و قوانین دنیا در آن زمان چیست؟ آیا در آخرالزمان و پس از ظهور فقط انسانها بر روی زمین زندگی میکنند یا مخلوقات دیگری هم همراه انسان ها هستند، و در مجموع چند دسته موجودات در آن زمان وجود دارند؟ باید با منظری به آخرالزمان نگاه کرد که مفاهیم، اشیاء و افرادی که در آن زمان نقش دارند صحیح شناخته شوند و تحلیل ارائه شده جامع باشد.
جایگاه آخرالزمان شناسی در قرآن
در قرآن آیات زیادی وجود دارند که به آخرالزمان و ظهور پرداختهاند. این آیات به دلیل پرداختن به ظهور امام زمان عج اصطلاحا آیاتالمهدی عج نامیده میشوند. تعداد این آیات به قدری است که میتوان ظهور را یک موضوع بسیار مهم از نظر قرآن دانست. به گفته صاحب نظران تعداد آیاتی در قرآن که به موضوعات فقهی پرداختهاند و اصطلاحا آیاتالاحکام نامیده میشوند پانصد عدد است. با اندکی تفحص درمییابیم که اگر تعداد آیاتالمهدی عج از تعداد آیاتالاحکام بیشتر نباشد مسلما کمتر نیست. برخی از این آیات صریحا با آخرالزمان و ظهور ارتباط دارند و آیاتالمهدی عج بودن برخی دیگر با حدیث ذیل آن آیات مشخص میگردد.
موضوع ظهور به قدری مورد توجه است که خداوند در قرآن پس از ذکر فتنههای آخرالزمان انسانها را به تفقه در آن ماجراها دعوت میکند، آنجا که میفرماید:
قُلْ هُوَ الْقادِرُ عَلي أَنْ يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذابًا مِنْ فَوْقِكُمْ أَوْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ أَوْ يَلْبِسَكُمْ شِيَعًا وَ يُذيقَ بَعْضَكُمْ بَأْسَ بَعْضٍ انْظُرْ كَيْفَ نُصَرِّفُ اْلآياتِ لَعَلَّهُمْ يَفْقَهُونَ
بگو: «او قادر است كه از بالا يا از زير پاي شما، عذابي بر شما بفرستد؛ يا بصورت دستههاي پراكنده شما را با هم بياميزد؛ و طعم جنگ (و اختلاف) را به هر يك از شما بوسيله ديگري بچشاند.» ببين چگونه آيات (ماجراهی بسیار عظیم و عجیب) را (براي آنها) بازگو ميكنيم! شايد بفهمند (و بازگردند)!
انعام ۶۵
امام باقر ع در مورد آیه ۹۳سوره نمل
وَ قُلِ الْحَمْدُ لِلّهِ سَيُريكُمْ آياتِهِ فَتَعْرِفُونَها وَ ما رَبُّكَ بِغافِلٍ عَمّا تَعْمَلُونَ
بگو: «حمد و ستايش مخصوص ذات خداست؛ بزودي آياتش را به شما نشان ميدهد تا آن را بشناسيد؛ و پروردگار تو از آنچه انجام ميدهيد غافل نيست!)
میفرمایند :
وسيريكم في آخر الزمان آيات، منها دابة في الارض ، والدجال ونزول عيسى بن مريم عليه السلام
و به زودي در آخر الزمان آياتي را ميبينيد ؛ از آنها دابه در زمين و دجال و آمدن عيسي بن مريم(ع) و طلوع خورشيد از مغرب است.
القمي ج۱ ص ۱۹۸
معجم احادیث امام مهدی عج حدیث شماره ۱۷۵۳
اگر ما با چشمی ظهور بین به قرآن بنگریم درمییابیم که خداوند بسیار به آخرالزمان و ظهور بها میدهد. بنابراین چه خوب است که ما نیز برای تبیین آخرالزمان از قرآن استفاده کنیم.
این موضوع را عقل و منطق میپذیرد که انسان برای امور زندگی خود آیندهنگری داشته و برای آن برنامهریزی کند. خداوند ما را مقید به گذر زمان قرار داده است و ما چاره ای جز ورود به آینده نداریم. لذا نمیتوانیم نسبت به آینده بی تفاوت باشیم. مخصوصاً هنگامی که به نشانه های گوناگون این گمان برود که ما در آستانه آخرالزمان قرار داریم. احتیاط عقلی حکم میکند که انسان اگر احتمال رخدادی را میدهد خود را برای آن آماده سازد. خاصیت اینگونه فکر کردن این است که در صورت واقع شدن آخرالزمان در طول عمر ما، با آمادگی حاصل شده میتوان از حوادث آن دوره نجات یافت و سربلند از آن بیرون آمد و اگر این موضوع در زمان عمر ما واقع نشد میتوان این آمادگی را به نسل بعد منتقل کرد و آنها را به تربیتهای صحیح مجهز نمود. اما در صورت نپرداختن به موضوع آخرالزمان و وقوع آن در دوره عمر ما به تلاطمهای شدیدی برخواهیم خورد.
منتظر مصلح خود باید مصلح باشد
انسان مصلح طبیعتا نمیتواند بنشیند و صرفا نظارهگر باشد. او در جهت اهدافش حرکت میکند. معصوم ع میفرمایند: «انتظار الفرج من الفرج»، انتظار فرج از جنس فرج است. بنابراین انتظار توأم با نشستن و بیحرکتی را نمیتوان در راستای فرج و زمینهسازی برای فرج دانست. انتظار فرج باید مانند خود فرج همراه با حرکت کردن و تاختن باشد.
پیامبران ع را میتوان مصداق واقعی منتظر دانست چرا که ایشان دنبال اصلاح عالم و آدم بودند و در این راستا حرکت میکردند. اینگونه رفتار صالحانه از انبیاء ع را در قرآن مییابیم، آنجا که حضرت ابراهیم ع به خداوند میفرماید «ربِّ هَبْ لی حُکماً و ألحِقنی بالصالحین»، پروردگارا! به من علم و دانش ببخش، و مرا به صالحان ملحق كن! و یا آنجا که حضرت سلیمان ع میفرماید: «رَبِّ أَوْزِعْني أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَ عَلي والِدَيَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صالِحًا تَرْضاهُ وَ أَدْخِلْني بِرَحْمَتِكَ في عِبادِكَ الصّالِحينَ »، پروردگارا! شكر نعمتهايي را كه بر من و پدر و مادرم ارزاني داشتهاي به من الهام كن، و توفيق ده تا عمل صالحي كه موجب رضاي توست انجام دهم، و مرا برحمت خود در زمره بندگان صالحت وارد كن!
در آخرالزمان مخصوصاً در شرایطی که دشمن عزم خود را در راستای پیاده کردن اهداف خود جزم کرده است انسان صالح نمیتواند بیتفاوت مانده و شاهد پیشروی و ضربه زدن دشمن به جبهه خودی باشد، بلکه آستین بالا میزند و ضعفهای جبههاش را جبران و آن را حرکت میدهد. ما اگر میخواهیم اینگونه رفتار کنیم باید ابتدا نسبت به آینده و آنچه رخ خواهد داد آگاهی صحیح کسب نماییم. قدم اول یافتن صحیحترین تبیین از ماجرای آخرالزمان است. ما منابع غنی از آیات و احادیث در اختیار داریم که با استفاده از آن میتوانیم به نقشهای دقیق از آخرالزمان برسیم. پس از مشخص شدن اینکه "چه خواهد شد؟" در مرحله دوم به این بپردازیم که حال "چه باید کرد؟"، اما تا وقتی که تبیین صحیحی از آینده نداشته باشیم نمیتوانیم وظیفه خود را در این زمان بشناسیم.
بنابراین در گام اول به قرآن رجوع میکنیم تا با پرداختن به آیات آن ببینیم خداوند آخرالزمان و ظهور را چگونه توصیف مینماید....
از سویی در جبهه دیگر، مسلمانان با وجود منابع عظیم و غنی از معلومات صحیح نسبت به آخرالزمان که بر خلاف ساختگی بودن آن در مکتب صهیونیسم، الهی میباشد متأسفانه عموما همتی کافی در پرداختن به آن معلومات و تبدیل آنها به تفکر و یک برنامه مشخص نداشته و در قبال رفتارهای صادر شده از جبهه صهیونیسم موضعی منفعلانه اتخاذ نمودهاند. غفلت از آخرالزمان منجر به این شده است که مسلمانان معنی رفتارها و رویههایی را که صهیونیستها در پیش میگیرند متوجه نشوند و ارتباط آن رفتارها را با آخرالزمان درنیابند. اگر ما با عقاید صهیونیستی آشنا و از عزم آنان در پیشبرد اهدافشان مطلع باشیم بیشک تحلیل ما از وقایع اخیر در سطح جهان و خصوصا خاورمیانه متفاوت خواهد بود. در اینصورت لشگرکشی امریکا را به خاورمیانه در ارتباط با نوع نگاه غرب(صهیونیسم) به آخرالزمان مییابیم. به باور آنان جنگی بزرگ را باید در منطقه برپا کرد که در آن صورت مسیح ظهور نموده و آنها را نجات میبخشد.
ما مسلمانان اگر هم نخواهیم به آخرالزمان اعتنا کنیم با گروهی طرف هستیم که آخرالزمان برای آن بسیار مطرح است و حاضر است تمام سرمایههای خود را در این مسیر خرج نماید. آنان در این راستا برای مسلمانان برنامه دارند و خواهان نه تنها شکست دادن و خوار و ذلیل کردن آنها بلکه خواستار نابودیشان هستند. بنابراین برای مسلمانان چارهای نمیماند جز بیداری و حرکت در جهت خنثی نمودن توطئه دشمن و اشاعه تفکر صحیح نسبت به آخرالزمان و حاکم کردن آن در جوامع اسلامی و بلکه تمام جهان.
این هدف مستلزم مقدماتی است. تحقیق و تفحص در منابع اسلامی برای یافتن تبیین صحیح نسبت به آخرالزمان. تبدیل این معلومات به یک تفکر و اشاعه آن در جوامع اسلامی. تبدیل این تفکر به یک برنامه و قرار گرفتن آن به عنوان یک استراتژی مشخص در جهتگیریهای کلی کشورهای اسلامی.
آخرالزمان موضوعی است که هر مکتب دارای ریشه الهی به آن پرداخته است. در مکاتب الهی از آمدن شخصی با عنوان موعود و منجی در آخرالزمان یاد شده که مردم را از گزند حوادث نجات داده، زمین را به فرمان خود در میآورد و حکومتی جهانی و عادلانه برپا میسازد. در اسلام این شخص از نسل پیامبر(ص) معرفی شده است که در تشیع تاریخ تولد او بیان شده اما در تسنن زمان تولد او مشخص نیست.
مسیحیان معتقدند مسیح(ع) پس از عروج به آسمان دوباره به زمین فرود میآید و او همان موعود است.
یهودیان بر این باورند که مسیح مورد اعتقاد مسیحیان حقیقی نبوده و مسیح حقیقی در آخرالزمان ظهور مینماید و او همان منجی است.
در این میان پیروان برخی مکاتب با تغییر تعلیمات موجود در آن مکتب سعی کردهاند رویدادهای آخرالزمان را به نفع خود دگرگون کنند تا از این طریق هدایت ماجرا را به دست گیرند. صهیونیسم اعتقاد دارد مسیح یا همان منجی موعود ظهور نمیکند مگر اینکه مقدماتی توسط انسانها بر روی زمین انجام پذیرد که یکی از آن مقدمات تشکیل دولت اسرائیل است. این مکتب بر این باور است که هر که با اسرائیل دشمنی نماید مخالف ظهور مسیح میباشد و اصطلاحا او را ضد مسیح یا همان دجال مینامند ولذا اعتقاد دارند چنین فردی شیطانی است و باید از بین برود.
رهبران و پیروان صهیونیسم پس از سالها تلاش و تبلیغ موفق شدند در دستگاه حاکمه امریکا نفوذ کنند بطوریکه آنها توانستند دستور ایجاد دولت اسرائیل و حمایت از آن را از رئیس جمهوری وقت امریکا اخذ کنند و تا جایی پیش رفتند که از حدود زمان کارتر به بعد رؤسای جمهور امریکا همگی تحت نفوذ عقاید این مکتب و یا خود از پیروان آن بودند. آنها در راستای مقدمهچینی برای ظهور مسیح، مسلمانان را که مخالفت خود را با اسرائیل اعلام کرده بودند به عنوان تروریست قلمداد کرده و با آنها میجنگند و سعی بر این دارند که مسلمانان را دشمن مسیحیت یا یهودیت و جنگهایی که در آخرالزمان رخ می دهد را جنگ میان اسلام و با دیگر ادیان جلوه دهند.
یکی از رهبران این مکتب در سال 2002 رسما پیامبر اسلام(ص) را تروریست معرفی میکند(*). آنان در سال 2001 میلادی به بهانه ماجرای انهدام برجهای دوقلو در منطقه خاورمیانه حاضر شدند و در صددند با براندازی حکومتهای کشورهای اسلامی کنترل اوضاع را در دست بگیرند و مسیر را برای برپایی مقدمات ظهور مسیح مورد اعتقاد آنان هموارتر سازند.
-------------------------------------
(*) جري فال ول، مشاور مذهبي جرج بوش