در مورد آیه 5 سوره قصص «وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُن عَلَي الذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ» و ارتباط آن با ظهور منجی میتوان به نکات زیر اشاره نمود:
1- این وعده و اراده خداوند است که میخواهد کسانی که در زمین مستضعف واقع شدهاند را امام و وارث قرار دهد، لذا باید گفت این وعده، تخلف ناپذیر است چراکه «ان الله لا یخلف المیعاد» (آلعمران- 9)
2- ما برای اینکه بتوانیم ارتباط این وعده الهی را با ظهور منجی توضیح دهیم میبایست زمان تحقق آن را تعیین نماییم. با مشخص شدن زمان تحقق این وعده میتوان دانست که آیا مربوط به زمان قبل از ظهور منجی است؟ و یا پس از آن؟ که در آنصورت منوط به ظهور منجی خواهد بود.
3- مخاطب این وعده الهی، مستضعفین زمین هستند. اما مستضعفین چه کسانی هستند؟ در جواب باید گفت، مستضعفین کسانی هستند که در طول تاریخ بشر از ابعاد مختلف مادی و معنوی در استضعاف بسر برده و میبرند. چه آنهایی که در اثر ظلم ظالمان و تکبر مستکبران در مضیقه و سختی زندگی کرده و میکنند و چه آنهایی که به دلیل نافرمانی از دستورات الهی و عدم پذیرش خلفای الهی (که مصداق بارز آن امت اسلام پس از وفات پیامبر اکرم (ص) است) تنبیه شده و از نعمات خاصه خداوند (همچون ولایت و قرآن حقیقی) محروم شدهاند.
4- خداوند به مستضعفین وعده داده است که به آنها امامت عطا نماید. اما سوال اینست که این نعمت بزرگ الهی، تا به حال به چه کسانی داده شده است؟ وقتی به آیات دیگر قرآن رجوع میکنیم، مییابیم که افراد بسیار معدودی در گذشته به جایگاه امامت رسانده شدهاند. افرادی که عموما از میان انبیاء و رسولان (ع) بودهاند همچون ابراهیم (ع) (وَ إِذِ ابْتَلي إِبْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنّي جاعِلُكَ لِلنّاسِ إِمامًا – بقره/124) و موسی (ع) (أَ فَمَنْ كانَ عَلي بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَ يَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ وَ مِنْ قَبْلِهِ كِتابُ مُوسي إِمامًا وَ رَحْمَةً – هود/17)، برخی از انبیاء بنی اسرائیل (ع) (وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا – انبیاء/73) و ... در رأس آنها اهل بیت (ع). نکته قابل توجه اینست که افراد توسط خداوند متعال بر مقام امامت «جعل» میشوند (همانطور که در آیات فوقالذکر نیز واژه «جعل» آمده است). یعنی امام شدن امری اکتسابی نیست. و از آنجا که سیره الهی بر اینست که نعمات خود را از طریق مجاری این نعمات به افراد عطا کند، میبایست این وعده از مجرای یک نماینده (خلیفه) الهی تحقق یابد. همانطور که در گذشته نیز خوبان درگاه الهی تمام علوم و قوا و نعمات مختلف را از مجرای باب الله (که همان اهل بیت (ع) هستند) دریافت میکردند. (رجوع کنید به کتاب «علی (ع) و پیامبران» که برروی وبلاگ نیز قرار دارد)
5- نعمت امامت، زمانی به افراد عطا میشود که از امتحانات سخت الهی و کلاسهای تعلیم و تربیتی لازم، با موفقیت بیرون بیایند. همانطور که در مورد ابراهیم (ع) نیز اینگونه بوده است: (وَ إِذِ ابْتَلي إِبْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنّي جاعِلُكَ لِلنّاسِ إِمامًا – بقر0/124) در تفاسیر و بنابر استنادات تاریخی گفته میشود که حضرت ابراهیم (ع) در اواخر عمر خود و پس از گذراندن امتحاناتی همچون «انداخته شدن در آتش»، «ذبح اسماعیل (ع)» و ... به مقام امامت رسانده شد. لذا باید گفت، مستضعفین زمین نیز که قرار است امام قرار داده شوند، میبایست تعلیم و تربیتهای لازم و صحنههای مختلف را بگذرانند. این تعلیم و تربیتها تنها در آخرالزمان و در آستانه ظهور منجی است که شکل حقیقی به خود میگیرد و لذا منطقی نیست که پیش از آن زمان، امامت را برای مستضعفین متصور باشیم. چراکه انسان تربیت نشده، نعمات الهی را ضایع میکند.
6- زمانی که به کمیت مستضعفین در زمین نگاه میکنیم، مییابیم که تعداد آنها بسیار زیاد بوده و هست. حال این سوال پیش میآید که آیا زمانی در طول تاریخ گذشته و حال وجود دارد که تمام این افراد به موقعیت امامت و وراثت رسیده باشند؟ یک نگاه گذرا به تاریخ بشر حاکی از این است که در هیچ زمانی تا به حال این وعده الهی تحقق نیافته است.
7- خداوند وعده داده است که مستضعفین را امام قرار دهد. اما آیا امکان دارد که با وجود مستکبران در زمین، تمامی مستضعفین به چنین موقعیتی برسند؟ آیا مستکبران چنین مجالی را خواهند داد؟ آیا منطقی نیست اگر بگوئیم این وعده مربوط به زمانی خواهد بود که دیگر مستکبری در زمین نباشد؟ و آیا نبود مستکبرین، را میتوان جز در پرتو یک حکومت واحد جهانی و حاکمیت یک منجی الهی در نظر گرفت؟
8- وراثتی که خداوند وعده میدهد به چه معناست؟ اگر وراثت به معنای ارث بردن انواع نعمات الهی باشد، چه کسی جز «صاحب نعمات» میتواند ارث دهنده آنها باشد؟ جز یک منجی الهی که از جانب خداوند مأموریت داشته باشد، چه کسی توان و اجازه این را دارد که نعمات الهی را به دیگران ارث دهد؟
9- سوال دیگر اینکه، آیا این مستضعفین تنها مربوط به دوره خاصی است یا تمامی زمانها را شامل میشود؟ از تأکید آیه بر «الذین استضعفوا فی الارض» بر میآید که کل مستضعفین در گذشته و حال و آینده میتوانند مخاطب این آیه باشند. بعنی باید شرایطی ایجاد شود که همه مستضعفین حضور یابند و امامت و وراثت به آنها داده شود. و این مسئله جز با مقوله رجعت گذشتگان در زمان ظهور منجی، توضیح داده نمیشود.
10- و آخر اینکه:
سلمان فارسي از وجود مقدس حضرت رسول اکرم (ص) نقل مي کند که: اي سلمان! خداوند هيچ نبي ورسولي را مبعوث نکرده مگر اينکه براي او دوازده وصي قرار داده. ...سلمان عرض مي کند: چگونه مي شود که سلمان آنها را درک کند. حضرت مي فرمايد: اي سلمان؛ تو و هر که مانند تو ايشان را از روي معرفت دوست بدارد، درک ميکند. سلمان ميگويد: خدا را بسيار سپاس گفتم و عرض کردم يا رسول الله آيا عمر من تا زمان آنها ادامه خواهد داشت؟ حضرت فرمودند: اي سلمان بخوان اين آيه را:
فَإِذا جاءَ وَعْدُ أُولاهُما بَعَثْنا عَلَيْكُمْ عِبادًا لَنا أُولي بَأْسٍ شَديدٍ فَجاسُوا خِلالَ الدِّيارِ وَ كانَ وَعْدًا مَفْعُولاً – اسراء/5
پس چون وقت انتقام اول فرا رسد بندگان سخت جنگجو و نيرومند خود را بر شما برانگيزيم تا آنجا که در درون خانههاي شما نيز جستجو کنند و اين وعده انتقام حتمي خواهد بود.
(تلاوت اين آيه اشاره به اين است که جناب سلمان رحلت ميکند و بعد رجعت مي کند؛ اين آيه از آيات رجعت است.) سلمان مي گويد آيا اين پيماني است از طرف شما؟ حضرت فرمود: سوگند به خدايي که محمد را به رسالت برانگيخت اين پيماني است از طرف من و علي و فاطمه و حسن و حسين و نُه تن امام و از همه کساني که از ماست و در راه ما مورد ستم قرار گرفتهاند. اي سلمان به خدا سوگند ابليس و سپاهيانش حاضر ميشوند و همة مؤمنان خالص و کافران خالص حاضر مي شوند، قصاصها و انتقامها گرفته مي شود و خداوند به کسي ستم نمي کند.اين است تأويل آيه:
«نريد ان نمن علي الذين استضعفوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ»
بحارالأنوار ج25 ص6 و ج53 ص142/ مصباحالشريعه ص63
‹‹آخرالزمان›› یا پایان دوران همانگونه که از نام آن برمیآید به انتهای یک دوره اطلاق میشود و مقطعی از زمان است که در آن تغییر از یک دوره به دورهای جدید رخ میدهد. از آنجا که اکنون دوره دنیا برپاست آخرالزمان به انتهای دوره دنیا مربوط میشود. 1
آخرالزمان از ديدگاه اديان به دوراني گفته ميشود كه وقايعي عظيم و عجيب در آن رخ ميدهد و حاكي از انتهاي زندگي به شيوه فعلي بر روي زمين است. انتظار ميرود با سپري شدن آخرالزمان دوره جديدي فرا برسد كه بسيار با وضعيت پيشين آن متفاوت باشد. همچنين در اين زمان است كه اديان الهي به ظهور مردي بشارت داده اند كه ظلم و جور را از زمين بر ميچيند و آن را پر از عدل و داد ميسازد2. نمونه چنين بشارت هايي در کتب آسمانی آمده است.
آخرالزمان در ادیان
یهود :
تصور آخر الزمان به معنی پایان دوره جهان و پیوستن آن به قیامت کبری در دین یهود از سدههای دوم و سوم قبل از میلاد پیدا شده، پیش از این زمان بنیاسرائیل که خود را قوم برگزیده خداوند میدانستند، در انتظار روزی بودند که در آن وعده الهی تحقق یابد و خداوند قوم برگزیده خود را در سرزمین موعود مستقر، و دشمنان آن را نابود کند، و عدل و احسان خود را بر سراسر جهان بگستراند. در دورههای بعد از حکومت حضرت داوود و سلیمان ع که این قوم از لحاظ دینی و اخلاقی گرفتار فساد و انحطاط شده و گرایش به شرک و الحاد در میان آنان شدت گرفته بود، غایت این آرزو و انتظار بازگشت قدرت و وحدت و خلوص دوران گذشته بود و انتظار زمانی میرفت که خداوند بار دیگر پیشوائی بفرستد و قوم را از تیره بختی نجات دهد.
مسیح :
نظریاتی که درباره آخر الزمان در چهار انجیل آمده است یکسان نیست. ولی به طور کلی وقوع آخر الزمان به صورتهای زیر بیان شده است :
1- الیاس باید پیش از آمدن مسیح بیاید و ظهور وی وقوع داوری بزرگ را اعلام کند.
2- بعد از مرگ مسیح و رستاخیز و صعود او، در هنگام رجعت او این واقعه محقق میگردد.
3-رجعت عیسی و آغاز روز بزرگ و داوری نهائی، ناگهانی است وهیچ علامتی ندارد.
4- حوادثی پیش از رجعت مسیح در جهان روی میدهد که از آن جمله جنگها و بلاهالی سخت و زلزله است.
در گاهان (گاثها) که سرودههای خود زرتشت است و در آنها میتوان عقاید وی را یافت اشاره چندانی به پایان جهان نشده است، اما چنین مینماید که در بندی از گاهان (یسن ۴۳ بند ۳) سخن از مردی است که در آینده میآید و راه نجات را مییابد، همچنین در گاهان چند بار به واژه سوشینت بر میخوریم که در ادبیات بعدی زرتشت به صورت سوشیانس در آمده و منجی نهائی زرتشتی به شمار میآید.3
بشارت ادیان الهی به ظهور منجی
در کتب آسمانی، مطالبی دیده میشود که محتوای آن، نشاندهنده آشنایی پیامبران الهی با آخرالزمان و مقوله ظهور است. در زیر، چند نمونه از این مطالب آمده است:
انجیل :
کمرهای خود را بسته، چراغهای خود را افروخته بدارید. و شما مانند کسانی باشید که انتظار آقای خود را میکشند که چه وقت از عروسی مراجعت کند. تا هر وقت آید و در را بکوبد، بیدرنگ برای او باز کنند. خوشا به حال آن غلامان که آقای ایشان چون آید، ایشان را بیدار یابد... پس شما نیز مستعد باشید، زیرا در ساعتی که گمان نمیبرید پسر انسان میآید.
انجیل لوقا فصل 12، بندهای 35و36
تورات :
و نهالی از تنه یسی* بیرون آمده، شاخهای از ریشههایش خواهد شکفت و روح خدا بر او قرار خواهد گرفت. مسکینان را به عدالت داوری خواهد کرد و به جهت مظلومان زمین به راستی حکم خواهد کرد. گرگ با بره سکونت خواهد کرد و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله و شیر پرواری با هم، و طفل کوچک آنها را خواهد راند. در تمامی کوه مقدس من، ضرر و فسادی نخواهند کرد زیرا که جهان از معرفت خداوند پر خواهد شد.
* بنا به نوشته قاموس مقدس ص 951، «یسی» به معنی قوی، نام پدر حضرت داود ع است.
تورات، اشعیا نبی، فصل 11، بندهای 1 تا 10
زبور:
زیرا که شریران منقطع خواهند شد و اما منتظران خداوند، وارث زمین خواهند شد، هان بعد از اندک زمانی شریر نخواهد بود. در مکانش تأمل خواهی کرد و نخواهد بود. و اما حلیمان وارثان زمین خواهند شد... و میراث آنها خواهد بود تا ابدالآباد.
عهد عتیق، کتاب مزامیر، مزمور 37، بندهای 9 تا 12 و 17تا 18
منابع زرتشتیان:
سوشیانس(نجات دهنده بزرگ) دین را به جهان رواج دهد، فقر و تنگدستی را ریشهکن سازد. ایزدان را از دست اهریمن نجات داده، مردم جهان را همفکر و همگفتار و همکردار گرداند.
جاماسب نامه، ص121
منابع هندوها:
این مظهر و یشنو(مظهر دهم) در انقضای کلی یا عصر آهن سوار بر اسب سفیدی در حالیکه شمشیر برهنه درخشانی به صورت ستاره دنبالهدار در دست دارد ظاهر میشود و شریران را تماما هلاک میسازد و خلقت را از نو تجدید و پاکی را رجعت خواهد داد... این مظهر دهم در انقضای عالم ظهور خواهد کرد.
اوپانیشاد، ص737
آخرالزمان در اسلام
موضوع ظهور مصلح در آخرالزمان در اسلام بسیار قدیمی و ریشهدار است و اختصاص به تشیع ندارد بلکه اتصال آن بوضوح به نبی اکرم ص میباشد.( كليات عقايد مربوط به آخرالزمان از جمله مطالبي است كه تقريباً در ميان همة فرقههاي بزرگ اسلام پذيرفته شده است، ولي اينكه آيا تحولات آخرالزمان با ظهور مهدي موعود پديدار خواهد شد نيز اينكه مهدي موعود چه كسي است، مورد اختلاف است.
هم اکنون بیش از 50 جلد کتاب مستقل، از علمای اهل سنت پیرامون حضرت مهدی عج در دست است. نخستین کتابی که از طرف علمای اهل سنت در حق آن حضرت نگارش یافته، کتاب «صاحبالزمان» است که مؤلف آن متوفی سال 275 هجری است و احتمالا این کتاب پیش از ولادت حضرت بقیة الله(255 هجری) نگاشته شده است.
مسئله مهدویت به صورت یکی از ضروریات دین اسلام در آمده است که منکر آن از آیین اسلام بیرون خواهد بود و آن، مضمون حدیثی است که علمای اهل سنت از پیامبر اکرم ص روایت کردهاند:
«من کذّب بالمهدی فقد کفر»
هر کس مهدی را انکار کند به راستی کافر است.
عقدالدرر ص157، تألیف یوسف بن یحیی المقدسی الشافعی
گروهی از علمای اهل سنت به مضمون این حدیث فتوا دادهاند.4
آخرالزمان در قرآن
دانشمندان مسلمان برخی از آیات قرآن را به استناد احادیث ذیل آن آیات، مرتبط با آخرالزمان و ظهور دانستهاند. در حالیکه برخی دیگر از آیات صراحتاً مربوط به آخرالزمان میباشد. در مجموع، آیاتی از قرآن که به آخرالزمان و ظهور میپردازد «آیات المهدی عج» نامیده میشوند. 5
آخرالزمان در احادیث
احادیث آخرالزمان را بسیاری از دانشمندان شیعه و اهل سنت روایت کردهاند6. در اینگونه احادیث وقایع بسیاری ذکر شدهاند که در آخرالزمان رخ میدهند و تحت عنوان کلی «علایم آخرالزمان» یا «اشراط الساعه» نام برده میشوند. به برخی از این نشانهها «علایم حتمی» اطلاق شده است و به برخی دیگر «علایم احتمالی»7.
عنوان برخی از این وقایع در ادامه آمده است:
۱ - خروج سفيانى (بنا به اعتقاد شیعه: سفيانى، يكى از طاغوتهاى مقدّس مآب از نسل ابوسفيان است و در شام به دست سپاه مهدى شكست خورده و كشته مى شود).
۲ - كشته شدن سيّدِ حسنى (بنا به اعتقاد شیعه: جوان خوش صورت از آل امام حسن با سپاهش به حمايت از امام مهدی برمى خيزد و سرانجام، کشته میشود).
۳ - اختلاف بنى عبّاس در رياست دنيا.
۴ - گرفتن خورشيد در نيمه ماه رمضان .
۵ - گرفتن ماه در آخر آن ماه، برخلاف عادت (و نظم فلكى).
۶ - فرو رفتن زمين بيداء (زمين بين مكّه و مدينه).
۷ - فرو رفتن زمين در نقطه اى از مشرق و مغرب .
۸ - توقّف خورشيد، هنگام اوّل ظهر تا وسط وقت عصر.
۹ - طلوع خورشيد از مغرب .
۱۰ - كشتن « نفس زكيّه » در پشت كوفه همراه هفتاد نفر از یارانش .
۱۱ - سر بريدن يك مرد هاشمى بين حجرالاسود و مقام ابراهيم .
۱۲ - ويران شدن ديوار مسجد كوفه .
۱۳ - به اهتزاز درآمدن پرچمهاى سياه از جانب خراسان .
۱۴ - خروج يمانى (بنا به اعتقاد شیعه: يمانى از مردان نيك و طرفدار امام زمان است ) كه به حمايت از مهدی ، با سپاه خود برمى خيزد.
۱۵ - ظهور مغربى در مصر و حكومت او بر مردم شام .
۱۶ - فرود تركها به جزيره .
۱۷ - ورود روميان به رمله .
۱۸ - طلوع ستاره درخشان در سمت مشرق كه همچون ماه مى درخشد سپس دو جانب آن خم گردد كه نزديك شود كه آن دو جانب به همديگر متّصل شوند.
۱۹ - پديد آمدن سرخى در آسمان كه در فضا پراكنده گردد.
۲۰ - آتشى در طول مشرق، آشكار شود و سه روز يا هفت روز در آسمانى باقى بماند.
۲۱ - آزادی عرب از اسارت خود را و حكومت عرب بر شهرها و كشورها.
۲۲ - بيرون رفتن عرب از تحت نفوذ سلطان عجم .
۲۳ - كشتن امير مصر، توسّط مردم مصر.
۲۴ - خراب شدن شام .
۲۵ - كشمكش سه گروه در شام.
۲۶ - ورود دو گروه قيس و عرب به كشور مصر.
۲۷ - به اهتزاز درآمدن پرچمهاى قبيله « كنده » در خراسان .
۲۸ - آمدن اسبهايى از جانب مغرب، تا اينكه در كنار حيره (نزديك كوفه ) بسته شوند.
۲۹ - برافراشته شدن پرچمهاى سياه از جانب مشرق به سوى حيره .
۳۰ - طغيان آب فرات، به طورى كه سرازير كوچه هاى كوفه گردد.
۳۱ - خروج شصت دروغگو كه همه آنان ادّعاى نبوت مى كنند.
۳۲ - خروج دوازده نفر از نژاد ابوطالب كه همه آنان ادّعاى امامت براى خود دارند.
۳۳ - سوزاندن مردى بلند مقام از شيعيان بنى عبّاس بين سرزمين جلولاء (واقع در هفت فرسخى خانقين) و سرزمين خانقين .
۳۴ - بستن پلى نزديك محله كرخ بغداد.
۳۵ - برخاستن باد سياهى در بغداد، در آغاز روز.
۳۶ - زلزله شديد در بغداد.
۳۷ - فرو رفتن بيشتر شهر بغداد در زمين بر اثر زلزله .
۳۸ - ترس عمومى كه عراق و بغداد را فراگيرد.
۳۹ - مرگهاى سريع و عمومى در بغداد.
۴۰ - كم شدن اموال و انسانها و محصول كشاورزى .
۴۱ - پيدايش ملخ در فصل خود و در غير فصل خود تا آنجا كه زراعتها و غلاّت را از بين ببرد.
۴۲ - كم شدن غلاّت و محصولات گياهى .
۴۳ - اختلاف و كشمكش در ميان دو صنف از عجم و خونريزى بسيار بين آنان .
۴۴ - بيرون آمدن بردگان از زير فرمان اربابان و كشتن اربابان .
۴۵ - مسخ شدن جمعى از بدعتگذاران، به صورت ميمون و خوك .
۴۶ - پيروزى بردگان بر شهرهاى اربابان .
۴۷ - نداى (غيرعادى ) از آسمان بر همه جهان به طورى كه هركسى در هر زبانى باشد آن ندا را به زبان خودش مى شنود.
۴۸ - پيدايش صورت و سينه انسان در قرص خورشيد.
۴۹ - مردگانى زنده از قبرها بيرون آيند و به دنيا بازگردند و به ديد و بازديد با همديگر بپردازند.
۵۰ - در پايان همه، ۲۴ بار، باران پى در پى مى آيد و زمين خشك را پس از مرگش، زنده و سبز و خرّم مى كند و به دنبال آن بركتهاى زمين بروز مى نمايد و در دسترس قرار مى گيرد. 8
شباهت موضوعات مطروحه در احادیثِ مربوط به اشراط الساعه(علایم برپایی قیامت) و احادیث مربوط به علایم آخرالزمان این بحث را مطرح میکند که چه بسا برخی از آیات قرآن که به ذکر حوادثی از قیامت میپردازند مربوط به آخرالزمان و ظهور امام زمان عج باشد. چرا که در ذیل اینگونه آیات قرآن احادیثی وارد شده است که در آن ها «یوم القیامة» به «یوم قیام القائم ع» تأویل شده است.9
نسبت به احادیث مربوط به آخرالزمان دو گونه نگرش دیده میشود. برخی دانشمندان و دانشپژوهان معتقدند وقایع آخرالزمان به همانگونه که در احادیث ذکر شده است واقع میشود، در حالیکه برخی دیگر، حوادث مذکور در روایات را به مسایلی امروزی تعبیر میکنند. به عنوان مثال در روایات آمده است که مهدی عج با شمشیر (سیف) قیام میکند10. دو گونه نگاه میتوان به این حدیث داشت. یکی اینکه بگوییم منظور اهلبیت ع از شمشیر در این حدیث، سلاح است و چون در آن زمان سلاح روز شمیر بوده به اینصورت مطرح شده است و تعبیر آن در این زمان و در آینده، اسلحه تکنولوژیک است. یک منظر دیگر این است که بگوییم منظور، دقیقا همان شمشیر ذکر شده در حدیث است و مهدی عج حقیقتا با شمشیر قیام میکند. لازمه این نگاه این است که در چنین حالتی همه سلاحهای تکنولوژیک در آن زمان بی اثر باشند تا اینکه بتوان با شمشیر جنگید و یک جبهه عظیم را به پیش برد و به پیروزی رسانید. چرا که اگر در آن زمان اسلحه روز فعال باشد و مورد استفاده قرار گیرد اینکه گروهی با شمشیر نبرد کنند بیمعنا جلوه میکند.
پیروان این فرضیه، آخرالزمان و فضایی را که مهدی عج در آن قیام میکند، فضایی جدید، عجیب و غیر عادی میدانند و آخرالزمان را پایان این دنیا و شروع تدریجی دنیایی جدید میپندارند. لذا معتقدند در فضایی که دنیا در حال دگرگونی است تعبیر وقایع مذکور در روایات به مقولات دنیایی، کار به جایی نیست. چه بسا معتقدان به این فرضیه، وقوع رخدادهای غیر عادی و متناقض با قوانین طبیعی در برخی اقوام گذشته در فضایی عاری از تکنولوژی امروز را دلیلی بر امکان وقوع این رویدادها در آینده، بدون حضور تکنولوژی میدانند.11
از سوی دیگر، علاقهمندان به تعبیر وقایع آخرالزمان به مقولات امروزی، برخی رویدادهای مذکور در احادیث را که نظیر آن حتی در این زمان (با وجود فناوریهای پیشرفته ) دیده نمیشود مربوط به تکنولوژی میدانند که در آینده بوجود خواهد آمد.
همچنین برخی دیگر از محققین با زیر سؤال بردن سند روایات مطرح کننده این وقایع، چنین رویدادهایی را غیرممکن میدانند. در حالیکه با توجه به کثرت احادیث ذکر کننده حوادث آخرالزمان به نظر میرسد اینگونه برخورد با احادیث شبیه به پاک کردن صورت مسئله است و کمکی به تبیین آخرالزمان نمیکند. همچنین با وجود برخی احادیث غیر مستند نمیتوان تعداد کثیر روایات مربوط به آخرالزمان را زیر سؤال برد.
آیا در آخرالزمان و زمان ظهور، دنیا تغییر میکند؟
دنیا یا نشئه اول(نشأة الأولی) به مجموعهای بزرگ از اشیاء مادی اطلاق میشود که قوانینی مادی بر آنها حاکم است. مطالعه در این قوانین منجر به ایجاد علوم ریاضی و فیزیک و شیمی و ... شده است. همه فناوریهای پیشرفته امروزی بر اساس این قوانین ابداع شده و در چارچوب این قوانین عمل میکند. حال، بروز تغییر در مجموعه اشیاء مادی و قوانین موجود در نشئه اول تا حدی که دیگر نتوان آن را نشئه دنیا نامید، باعث ایجاد نشئهای جدید میگردد که بدان نشئهای دیگر یا «نشأة الأخری» اطلاق میشود12. مثلا در قیامت که طبق آیات قرآن زمین و آسمان تغییر مییابند و حوادث عجیب و هولناکی روی میدهد نشئهای دیگر برپا میشود که میتوان آن را «نشئه قیامت» نامید. چرا که قوانین حاکم در آن فضا، قوانینی جدید و متفاوت با قوانین حاکم در نشئه قبل از قیامت است. طبق آیات و روایات در قیامت انسانها کتاب خویش را میبینند، نیتها عیان است، هیچکس سخن نمیگوید مگر به اذن خداوند رحمان، اعضا و جوارح انسانها شهادت میدهند و... این مقولات ناشی از برپایی نشئهای جدید است که در آن، اشیاء با قوانینی جدید و متفاوت از گذشته اداره میشوند.13
از طرفی طی بررسی آیات و روایات مربوط به آخرالزمان و ظهور، به وقایعی برمیخوریم که در نشئه دنیا رایج نیست، یعنی اینکه بوسیله قوانین حاکم در نشئه فعلی، بروز چنین اتفاقاتی عادی و ممکن نیست. این موضوع این سؤال را بر میانگیزد که آیا در زمان ظهور، نشئه اول تمام و نشئهای دیگر برپا میگردد؟ در جواب این پرسش برخی معتقدند وقایع عجیب و غیرعادی که در اینگونه روایات مطرح شده همگی در چارچوب قوانین فعلی مادی امکان وقوع دارند اما توسط فناوریهای بسیار پیشرفتهای که در آینده ابداع خواهد شد. لذا اینگونه افراد دوران حکومت حقه در زمان ظهور را ادامه نشئه فعلی میدانند. اگر چنین جوابی صحیح و منطبق بر واقعیت باشد میتوان همین موضوع را برای قیامت قائل شد و مطرح نمود که تمام اتفاقات غیر عادی که در قیامت رخ میدهد توسط فناوری فوق مدرنی است که در آینده اختراع خواهد شد، و سپس این استدلال را دائما تکرار کرد و تا درجه انتهایی بهشت همه چیز را تکنولوژیک تصور نمود! اما چنین فرضیهای توسط هیچکس مطرح نمیشود و غالبا قیامت نشئهای جدید قلمداد میگردد. اگر در قیامت رخدادهای عظیم و عجیب وجود دارد در زمان ظهور نیز وقایعی غیر عادی رخ میدهد. اگر قیامت محل حساب است در آستانه ظهور نیز با ظالمین تا حدی تسویه حساب میشود. اگر قیامت نشئهای جدید است آیا نمیتوان ملک عظیم اهلبیت ع را در زمان ظهور، نشئهای جدید دانست؟
جایگاه آخرالزمان شناسی
پرداختن به آخرالزمان چه ضرورتی دارد؟ میدانیم که حکومت حقه امام زمان عج در آخرالزمان و پس از ظهور ایشان واقع میشود. ما در آیات قرآن و احادیث بسیار به ظهور دعوت شدهایم. در حال و هوای ظهور بودن، دعا برای فرج، انتظار و زمینهسازی برای ظهور، در قرآن و روایات مورد تأکید قرار گرفته است.14
در تاریخ نیز که مینگریم انبیاء ع را با آخرالزمان و ظهور آشنا مییابیم. ایشان قوم خود را به سوی آینده دعوت میکردند و آنان را با امام زمان عج آشنا میساختند. در کتب انبیاء گذشته وصف صحنههایی از آخرالزمان و سپس گسترانیده شدن عدل و داد بر روی زمین را مییابیم.15
گویا از ابتدا حکومت موعود خدایی (دولت الله) آرمان نیکان و صالحان بوده و همه جهتگیریها به آن سو انجام میشده و مردم در طول تاریخ توسط پیامبران ع در این راستا حرکت داده میشدند. 16
پس از اینکه حضرت آدم ابوالبشر و حوا سلام الله علیهما از بهشت بیرون برده شدند، رسیدن به حکومتی الهی و زندگی در فضایی بهشت گونه همیشه آرمان بشر بوده است و خوبان از بشر تلاش داشتهاند مسیر رسیدن به این هدف را هموار و مقدمات وصول به آن را فراهم سازند. در مقابل، دشمنان انسانیت که در ابتدا نیز به دنبال اخراج حضرت آدم ع از بهشت بودند اکنون نیز در مسیر نیل انسان به هدف خویش سنگاندازی میکنند و مانع رسیدن او به آرمانش میشوند.
در این زمان دشمن سعی میکند با تغییر آموزههای کتب مقدس مسیحیت و یهود و با ارائه تبیین نادرست از آخرالزمان فضا را به نفع خود تغییر دهد تا اینکه هنگام فرارسیدن صحنههای آخرالزمان بیشترین بهرهبرداری را داشته باشد. در این زمان آنان میکوشند نبردهای آخرالزمان را نبرد بین اسلام و مسیحیت و یا میان اسلام و یهود و در کل نبردی میان ادیان جلوه دهند. در حالیکه جنگهای آخرالزمان میان دو سپاه حق و باطل است. افراد حق با هر دینی درون لشگر حق و افراد باطل با هر کیش و آیینی درون لشگر باطل قرار میگیرند.
دشمنان سعی در پیادهسازی وقایع آخرالزمان از دیدگاه خود دارند و در این مسیر به طور جدی وارد عرصه عمل شدهاند. برخی تحلیلگران مسایل سیاسی، لشگرکشیهای اخیر امریکا به منطقه را برای دسترسی به منافع نفتی و ... عنوان کردهاند. در حالیکه برخی دیگر از دانشمندان، با نگاهی همهجانبهگرایانه باور دارند این لشگرکشیها ارتباط تنگاتنگی با عقاید مذهبی افراطگرایانه هیئت حاکمه امریکا دارد. دستگیری علمای عراقی و سؤال از آنان در مورد مهدی موعود توسط فرماندهان ارتش امریکا و وقایع مشابه دیگر، این رابطه را بیشتر مشخص میسازد17.
در این باور، به تأسیس رژیم اسرائیل نیز در راستای آخرالزمان و تحقق اهداف صهیونیستی نگریسته میشود. در نگاه اینگونه تحلیلگران، صهیونیسم عقیده دارد برای زمینهسازی ظهور مسیح، باید دولتی یهودی در فلسطین تشکیل شود (یعنی محل ملک گذشته بنیاسرائیل در زمان حضرت سلیمان ع)، مسجد الاقصی ویران شود و به جای آن معبد سلیمان بنا گردد، گوسالهای سرخموی در پیشگاه آن معبد قربانی شود و جنگی جهانی به پا گردد.18
آنان با تشکیل دولت اسرائیل در اواسط قرن بیستم انگیزه بیشتری برای ادامه کار پیدا کردند و رؤیاهای از دست یافته خویش را بار دیگر دستیافتنی دیدند. هم اکنون صهیونیستها بنای معبد سلیمان را آماده کردهاند و به دنبال ویران کردن مسجدالاقصی هستند. آنان همچنین با استفاده از علم ژنتیک گوسالهای سرخ موی را به وجود آوردهاند و آن را برای زمان قربانی نگه داشتهاند. جبهه صهیونیسم که نه تنها در اسرائیل بلکه در هیئت حاکمه امریکا نیز وجود دارد19، برای برپایی جنگ جهانی مقدمه ساز ظهور مسیح، با انهدام برجهای دوقلو در ایالات متحده بهانهای به وجود آوردند تا به خاورمیانه، محل اصلی بروز و ظهور وقایع آخرالزمان، لشگرکشی کنند20.
از سویی در جبهه دیگر، مسلمانان با وجود منابع عظیم و غنی از معلومات صحیح نسبت به آخرالزمان که بر خلاف ساختگی بودن آن در مکتب صهیونیسم، الهی میباشد متأسفانه عموما همتی کافی در پرداختن به آن معلومات و تبدیل آنها به تفکر و یک برنامه مشخص نداشته و در قبال رفتارهای صادر شده از جبهه صهیونیسم موضعی منفعلانه اتخاذ نمودهاند. غفلت از آخرالزمان منجر به این شده است که مسلمانان معنی رفتارها و رویههایی را که صهیونیستها در پیش میگیرند متوجه نشوند و ارتباط آن رفتارها را با آخرالزمان درنیابند.
مسلمانان اگر هم نخواهند به آخرالزمان اعتنا کنند با گروهی طرف هستند که آخرالزمان برای آن بسیار مطرح است و حاضر است تمام سرمایههای خود را در این مسیر خرج نماید. آنان در این راستا برای مسلمانان برنامه دارند و خواهان نه تنها شکست دادن و خوار و ذلیل کردن آنها بلکه خواستار نابودیشان هستند21. برای مسلمانان چارهای نمیماند جز بیداری و حرکت در جهت خنثی نمودن توطئه دشمن و اشاعه تفکر صحیح نسبت به آخرالزمان و حاکم کردن آن در جوامع اسلامی و بلکه تمام جهان.
این هدف مستلزم مقدماتی است. تحقیق و تفحص در منابع اسلامی برای یافتن تبیین صحیح نسبت به آخرالزمان. تبدیل این معلومات به یک تفکر و اشاعه آن در جوامع اسلامی. تبدیل این تفکر به یک برنامه و قرار گرفتن آن به عنوان یک استراتژی مشخص در جهتگیریهای کلی کشورهای اسلامی.
پینوشتها
1 آخرالزمان، اصطلاحي (است) كه در فرهنگ اديان بزرگ دنيا ديده ميشود و در اديان ابراهيمي از اهميت و برجستگي ويژهاي برخوردار است. عقايد مربوط به آخر الزمان بخشي از مجموعة عقايدي است كه به پايان اين جهان و پيدايش جهان ديگر مربوط ميشود و اديان بزرگ دربارة آن پيشگوييهايي كردهاند.
دایرةالمعارف بزرگ اسلامی ج1 ص 134
2اين اصطلاح(آخرالزمان)، در كتابهاي حديث و تفسير در دو معني به كار رفته است: نخست، همة آن قسمت از زمان كه بنابر عقيدة مسلمانان، دوران نبوت پيامبر اسلام است و از آغاز نبوت پيامبر تا وقوع قيامت را شامل ميشود. دوم، فقط آخرين بخش از دوران ياد شده كه در آن مهدي موعود ظهور ميكند و تحولات عظيمي در عالم واقع ميشود.
دایرةالمعارف بزرگ اسلامی ج1 ص 134
3 دایرةالمعارف بزرگ اسلامی ج1 ص 134
4 یوم الخلاص، تألیف کامل سلیمان، ترجمه حجةالاسلام مهدیپور - همچنین مراجعه کنید به کتاب «الامام المهدی عند اهل السنه ».
5 در نظر عدهاي از مفسران متأخر مسلمان، در قرآن آياتي است كه نظر به آيندة جوامع انساني دارد و دربارة حكومت توحيد و عدل در آيندة زندگي انسان مطالبي بيان ميكند. اينان معتقدند كه آيات مربوط به استخلاف انسان در زمين، فرمانروا شدن نيكوكاران زمين (وراثت صالحان) و پيروزي حق بر باطل به رغم جولان دائمي باطل، آياتي هستند كه سرنوشت آيندة بشريت را پيشگويي ميكنند و مستقيماً به مسألة آخرالزمان مربوط ميشوند. محمد رشيد رضا (9/80)، محمدحسين طباطبايي (14/330) و سيد قطب (5/3001، 3002) به ترتيب در ذيل آيات 128 از سورة اعراف، 105 از سورة انبياء و 171ـ172 از سورة صافات قرآن، اين عقيده را توضيح دادهاند. (به نقل از دایرةالمعارف بزرگ اسلامی ج1 ص 134)
6 احاديث آخرالزمان را بسياري از محدثان از جمله بخاري (19/49)، ابوداود (4/113)، ابن ماجه (1/49)، احمد بن حنبل (3/5) و مجلسي (52/185، 207، 212، 261) آوردهاند.
7 « در فرهنگ عامة مسلمانان مخصوصاً شيعه، اصطلاح آخرالزمان حكايت از عصري ميكند كه مهدي موعود در آن ظهور ميكند و تحولات ويژهاي در جهان رخ ميدهد. در روايات مسلمانان براي اين عصر مشخصات ويژهاي (به نام علائم آخرالزمان) نقل شده است.»
افزون بر اصطلاح «علائم آخرالزمان»، در فرهنگ مسلمانان اصطلاح مشابه ديگري است و آن «اَشْراطُ السّاعَه» (علادم برپا شدن رستاخيز) است. گرچه اين اصطلاح به علائم وقوع قيامت اختصاص دارد، ولي از بررسي رواياتي كه زير اين عنوان در كتابهاي حديث نقل شده است، بر ميآيد كه مضمون اين روايات، مطالب مشترك بسياري با روايات آخرالزمان دارد و بسياري از علائم، در هر دو دسته از روايات ذكر شده است (ابن ماجه، 2/1341، 1342، 1343). با وجود اشتراك در مضمون روايات ياد شده، اين مطلب مسلم است كه در همة ادوار تاريخ مسلمانان، مسألة آخرالزمان به صورت آشكاري از مسألة قيامت تفكيك شده است. به عقيدة مسلمانان، قيامت همان احوالي است كه پس از فناي اين عالم مادي واقع ميشود، ولي دورة آخرالزمان، قسمت پاياني همين عالم است و به اين عقيده مربوط ميشود كه عالم اجسام (دنيا) سرانجام فاني خواهد شد و زمان به پايان خواهد رسيد. (به نقل از دایرةالمعارف بزرگ اسلامی ج1 ص 134)
8 علامه حلی، نگاهى بر زندگى دوازده امام، ترجمهٔ محمد محمدى اشتهاردى
9 بحارالانوار 6/313 – بحارالانوار 53/1 – تأویلالآیات 780 – بحارالانوار 24/398/120 – البرهان 5/679
همچنین برخی از محققین، ظهور امام زمان عج و قیام ایشان را به «قیامت صغری» تعبیر نموده اند.
10 بحارالانوار 52/389/210 - کفایةالاثر 147، صراطالمستقیم 2/153 – کمالالدین 1/321/3
11 با مراجعه به قرآن و همچنین تاریخ درمییابیم در خلال عمر بشر وقایعی رخ داده که با قواینی طبیعی سازگار نبوده است. درشتترین این وقایع معجزاتی است که به دست پیامبران علیهم السلام و اوصیاء بزرگوارشان جاری میشد. غیر طبیعی بودن اینگونه رویدادها، به معنی نظاممند نبودن آنها نیست، بلکه این معجزات تحت حکومت قوانین موجود در فضای ماوراءالطبیعه در عالم مادی جاری میشوند. به عبارت دیگر در طول تاریخ به طور محدود، قوانین غیر مادی در دنیا جاری میشده و از این طریق معجزات رخ میداده است. حال اگر قوانین غیر مادی (البته بسیار پایینتر از حد معجزات) به طور شامل و غیر محدود، در دنیا جاری شود، تعداد بیشتری از افراد و بلکه عموم افراد قادر خواهند بود از این قوانین استفاده کنند. اگر در آخرالزمان و زمان ظهور، چنین ماجرایی واقع شود، آنگاه شاهد وقایعی خواهیم بود که در احادیث آمده است. مانند جابجا شدن افراد از جایی به جای دیگر در کسری از زمان(بحار 52/368)، از جای کندن کوهها با یک ضربه شمشیر(معجم احادیث امام مهدی عج حدیث639 و 1598، بحار 52/307 )، سخن گفتن اشیاء با افراد(محجه بحرانی 86) ، فرورفتن زمین(سبأ 51 – مسند احمد 6/287)، فتح شهرها توسط یاوران مهدی عج بوسیله تکبیر(بشارة الاسلام ص297) ، شنیده شدن صدایی در آسمان به گونهای که همه اهل عالم آن را بشنوند (بحار 52/290)، بسیار طولانی شدن عمرها(بحار 52/330)، دیده شدن افراد و اشیاء از فواصل بسیار دور (بحار 52/391و236)، متوجه شدن شیعیان حکم امام خویش را با نگاه کردن به کف دست خود (غیبت نعمانی 319) و ...
12 واقعه 62 / نجم 47 / عنکبوت 20 - مفهوم «آخرت» در مورد نشئاتی به کار میرود که پس از نشئه دنیا برپا میگردند.
13 انیکه انسانها با نگاه به یکدیگر نیت هم را ببینند در دنیا رایج نیست چرا که دنیا ظرفیت این را ندارد که در آن، نیت انسانها بروز پیدا کند. لکن در قیامت فضایی حاکم خواهد بود که درون آن، نیتها آشکار میشود.
14 این آیات و روایات در جای خود مطرح خواهد شد.
15 این مطلب در قرآن و احادیث ، کتب انبیاء پیشین و آثار باستانی مشخص است.
16 الامام الصادق عليه السلام ) " ما زال مذ خلق الله آدم : دولة لله ، ودولة لابليس ، فأين دولة الله ؟ أما هو إلا قائم واحد "
زراره از امام صادق ع روايت كرده كه حضرت دربارهء آيه شريفه " وتلك الايام نداولها بين الناس " فرمود : پيوسته از زمان حضرت آدم ع ، خدا دولت وحكومتى داشته وابليس نيز صاحب دولت بوده است ، بنابر اين دولت خدا كجاست ؟ هان ، آگاه باش آن جز يك قائم نخواهد بود "
العياشي 1/199/145
إثبات الهداة 1/135-136/258 - عن العياشي .
البرهان 1/318/2 - عن العياشي .
البحار 51/54/38 - عن العياشي.
نور الثقلين 1/395/374 - عن العياشي .
معجم الاحادی الامام المهدی عج حدیث 1487
عدهاي از مفسران متأخر مسلمان ، ايات و روايات مربوط به تحولات آخرالزمان را بيانگر نوعي فلسفة تاريخ ميدانند. اين مفسران كه از روحية خاص عصر ما يعني جستوجوي نوعي فلسفه براي تاريخ انسان متأثرند، در صدد كشف فلسفة تاريخ از ديدگاه اسلام برآمدهاند و آن را در اين آيات و امثال آن يافتهاند. در نظر اينان، تحولات آخرالزمان كه در روايات بيان شده، چيزي جز آيندة طبيعي جامعة انساني نيست. عصر آخرالزمان عبارت است از دوران شكوفايي تكامل اجتماعي و طبيعي نوع انسان. چنين آيندهاي امري است محتوم و مسلمانان بايد انتظار آن را بكشند. نظر جمعي از علما آن است كه اين انتظار هرگز نبايد به گونة چشم دوختنِ منفعلانه به وقوع حوادث باشد، بلكه بايد حالتي باشد سراسر پر از فعاليت و اميدواري. مسلمانِ خواهان صلاح جامعة انساني و آگاه از تحقق قطعي اهداف تاريخي انتظار بايد سرشار از اميد، آمادگي و كوششي در خور اين انتظار باشد: انتظاري مثبت، نه منفي.
در چارچوب اين برداشت فلسفي، آخرالزمان قطعة معيّني از تاريخ نوع انسان است كه نه ممكن است پيش افتد و نه ممكن است واپس افكنده شود. نوع انسان بايد حركت تكاملي تدريجي خود را كه بر مبناي پيروزي تدريجي حق بر باطل صورت ميگيرد، همواره دنبال كند تا به دورة آخرالزمان برسد.
در نقطة مقابل اين تصور كه طرحي براي فلسفة تاريخ است، در آثار اكثر مسلمانان قديم اعم از شيعه و سني مسألة آخرالزمان ظاهراً به فلسفة تاريخ ربط داده نشده است.
علماي قديم نه در تفسير آيات سخن از تحول طبيعي جامعة انساني به سوي حكومت توحيد و عدل به ميان آوردهاند و نه روايات آخرالزمان را به چنين فلسفهاي براي تاريخ مربوط كردهاند. در نظر آنان تحولات آخرالزمان امري است غيرعادي كه در آخرين بخش از زندگي نوع انسان واقع ميشود و به تحولات قبلي جامعة انساني مربوط نميگردد. در آثار آنها تاريخ عبارت است از مجموعة حوادث پراكنده؛ و پيروزي حق بر باطل در آخرالزمان حادثهاي است مخصوص همان عصر و نه فلسفهاي كه تاريخ براساس آن حركت ميكند. مبناي عقيده به حكومت توحيد و عدل در آخرالزمان نيز صرفاً همين است كه چنين مطلبي از طريق روايات پيشگويي شده است. فكر تكامل اجتماعي انسان در طول تاريخ براي آنان ناشناخته است. در چهارچوب تصور اين پيشينيان، برخلاف آنچه در برداشت فلسفي از آخرالزمان ديده ميشد، ممكن است كه هر قطعهاي از تاريخ نوع انسان، آخرالزمان باشد. چيزي كه هست، فقط خدا ميداند اين قطعه كدام است. تفاوتي كه ميان علماي قديم شيعي و سني در اين مسأله هست، اين است كه علماي اهل سنت آياتي را كه در آنها وعدة پيروزي حق بر باطل و وراثت مؤمنان در زمين داده شده، مربوط به پيروزيهاي صدر اسلام ميدانند، ولي علماي شيعه معتقدند كه اين آيات مربوط به عصر مهدي موعود است.
آنچه دربارة فقدان فلسفة تاريخ در آثار اكثر علماي قديم اسلام گفته شد، به اين معني نيست كه در هيچيك از متون قديمي مسلمانان مجال چنين استنباطي نيست. در پارهاي از متون به تعبيراتي دربارة آيندة جوامع بشري بر ميخوريم كه فهميدن آنها به صورت فلسفة تاريخ مناسبتر از فهميدن آنها به صورت نوعي پيشگويي به نظر ميآيد. در رسايل اخوان الصفا چنين آمده است: ظهور دولت در ميان بعضي از مردم و امتها و افزايش قدرت برخي از پادشاهان و خروج بعضي از شورشگران و تجديد ولايات در حوزة ملك و حوادث ديگري از اينگونه، در جهت صلاح شأن جهان و رساندن آن به ترقي و كمال است. نيز هر چند عوامل تباهي مانند جنگها و فتنهها و غارتگريها، در ميان ميآيند و در نتيجة آنها برخي شهرها ويران ميگردند و رشد و رونق بعضي اقوام از ميان ميرود، سرانجامِ همة آنها به سوي صلاح و بهبود است (3/264). ابن خلدون نيز از جمله كساني است كه در مقدمه خود به نوعي فلسفة تاريخ قائل شده است.
(به نقل از دایرةالمعارف بزرگ اسلامی ج1 ص 134)
17 به نقل از سایت مؤسسه فرهنگی موعود www.mouood.org
18 ر.ک ماهنامه فرهنگی موعود شماره41 بهمنواسفند 82
19 عنوان «صهیونیسم مسیحی» یا «مسیحیت صهیونیستی» به مسیحیانی اطلاق میشود که گرایش صهیونیستی دارند.
20 با مراجعه به اخبار آخرالزمان در منابع، در مییابیم بسیاری از حوادث، فتنهها، جنگها و درگیریها در آخرالزمان در محدوده خاورمیانه روی میدهد. برخی، تلاش صهیونیسم را در جهت افزایش حضور و گسترش نفوذ خود در خاورمیانه، برای در دست گرفتن و غلبه بر اوضاع، در آخرالزمان میدانند.
21 با تأمل در اندیشههای نژادپرستانه صهیونیسم و اهداف آنان در تأسیس رژیم اشغالگر، مانند آرمان نیل تا فرات، این مطلب به دست میآید
۱- مقدمه
«آخرالزمان»، موضوعی است که ذهن بسیاری از محققین و اندیشمندان جهان را به خود مشغول کرده است. به طور کلی پرداختن به مبحث «آیندهشناسی» در چهارچوب آخرالزمان شناسی، جذابیتهای فراوانی برای پیروان مکاتب مختلف داشته و دارد و این از آن روست که در بسیاری از منابع مکاتب موجود، در مورد آن صحبت شده، علاوه بر اینکه دانستن آینده و وقایع آن، همواره برای انسان جذاب بوده است. اما یک نکته اساسی در این میان وجود دارد و آن این است که از کدام منظر و زاویه دید باید به آینده و خصوصا آخرالزمان نگریست؟ افراد بسیاری در طول تاریخ تلاش کردهاند تا توصیف و تبیینی از وقایع آخرالزمان داشته باشند اما از کدام منظر؟
ما نیز میخواهیم در این مقاله به یکی از مقاطع آخرالزمان بپردازیم. اما از کدام منظر نگاه کنیم؟ ما برای شناخت هر چه دقیقتر اینکه در این مقطع «چه خواهد شد؟»، نیازمند اتخاذ یک منظر صحیح نسبت به موضوع هستیم چراکه نوع تبیین ما نسبت به صحنههای آخرالزمان مستقیما به منظر ما بستگی خواهد داشت.
دو منظر را میتوان برای نگریستن به آخرالزمان طرح نمود:
1- منظر دنیایی و مبتنی بر پیشرفتهای علمی و تکنولوژیک بشری
2- منظر تغییر قوانین و تحولات عظیم در آخرالزمان
1-1 منظر اول؛ نگاه دنیایی
در منظر اول، فرض بر اینست که تحولاتی که در آستانه آخرالزمان و حتی پس از ظهور امام زمان (عج) رخ میدهد در چهارچوب قوانین مادی و دنیایی و متناسب با وضعیت فعلی بشر روی میدهد. بر این اساس، تعابیری که در احادیث (و حتی برخی از آیات قرآن) برای توضیح فضای آخرالزمان و ظهور بکار رفته، به مصداقهای دنیای امروز تأویل میگردد. نمونههای این مسئله فراوان است که در اینجا به دو مورد اشاره میشود:
- در توضیح واژه «دجال» که در احادیث به عنوان یکی از عناصر درشت جبهه باطل در آخرالزمان ذکر شده و تعابیری غیرعادی برای او مطرح گشته است، عنوان میشود که منظور از دجال، شبکه گسترده رسانهای غرب است که با ترفندهای مختلف سعی در انحراف و گمراهی انسانها دارد
- یا در توضیح تعابیری که در احادیث در مورد نحوه ارتباط یاوران امام (ع) با ایشان ذکر شده (اینکه با نگاه به کف دست راست خود خواست امام (ع) را متوجه میشوند و یا در کوتاهترین زمان خود را به ایشان میرسانند) عنوان میشود که منظور تجهیزات پیشرفته تکنولوژیک همچون موبایل است که یاوران از آنها بهره میبرند و یا وسائل نقلیه بسیار سریعالسیر همچون هواپیما و ... که از آن برای نقل و انتقال سریع استفاده میکنند.
علاوه بر این، با در نظر گرفتن این منظر، میبایست بسیاری از مسائل غیرعادی که در آخرالزمان رخ میدهد ( و در احادیث اهل بیت (ع) ذکر شده) را به عنوان معجزه و امری خارق عادت ذکر کنیم چراکه موارد متعددی وجود دارد که نمیتوان آنها را با قوانین مادی توضیح داد. مانند: وقوع رجعتها که از مسلمات اعتقادی شیعیان است و همچنین رؤیت برخی از ملائک همچون جبرئیل (ع) در زمان ظهور امام (ع).
حال اگر ما بخواهیم بر اساس این منظر به حکومت امام زمان (ع) نگاه کنیم، احتملا باید اینگونه نتیجه بگیریم که امام (ع) نیز همانند بسیاری از حکومتهای فعلی، تشکیلاتی را ایجاد میکنند که مثلا دارای سه قوه مجریه، مقننه و قضائیه است و در این حکومت بسیاری از تشکیلات حکومتی امروزی حضور خواهند داشت که البته به لحاظ تکامل عقول بشر و پیشرفتهای علمی، نحوه اجرای قوانین و احکام به شکلی نو و به گونهای خواهد بود که در راستای برقراری کامل عدالت باشد.
1-2 منظر دوم؛ نگاه آخرالزمانی
منظر دوم بر این فرض استوار است که دنیا در آخرالزمان و به تدریج، دستخوش تغییرات بسیاری خواهد شد. این تغییرات هم از جنبه مادی و تحولات جهانی در کشورهای مختلف و در عرصههای گوناگون است و هم از جنبه قوانین حاکم بر عالم مادی. در این منظر، عالم، در چهارچوب یک سیر تکاملی در نظر گرفته میشود که مقطع آخرالزمان ( همانطور که از واژه آخرالزمان مشخص است)، زمان پایان یک مرحله (پایان دنیا) و آغاز مرحلهای دیگر است که با ظهور امام زمان (عج) و وقایع قبل و بعد از آن صورت میپذیرد و در راستای این سیر تکاملی، تحولاتی شگرف در پهنه آسمانها و زمین روی داده و قوانین عوالم بالاتر بر عالم مادی و اشیاء مادی حاکم خواهد شد.
البته قصد ما بر این نیست که در این مقاله به بیان دلائل صحت این منظر بپردازیم اما شواهد فراوانی از آیات قرآن، احادیث اهل بیت (ع) و سیر تاریخ بشر وجود دارد که نشان میدهد این سیر یک سیر کاملا منطقی و عقلانی است.
بر اساس این منظر، قوانین حاکم بر آخرالزمان و مقاطع پس از آن، با قوانین موجود دنیا تفاوت دارد و لذا نمیتوان احادیث مربوط به آخرالزمان را بر اساس وضعیت فعلی تفسیر و تأویل نمود. مثلا:
- در توضیح «دجال» میتوان گفت که با توجه به تغییر قوانین و ظاهر شدن عالم دخان (عالم اجنه و شیاطین) و برزخ، دجال نیز به همراه بسیاری از موجودات عجیب و غریب دیگر در عالم مادی ظاهر میشود و توصیفاتی که برای او ذکر شده براساس قوانین دخانی و برزخی کاملا قابل توضیح است.
- یا در توضیح نحوه ارتباط یاوران امام (ع) با ایشان، به دلیل حاکم شدن قوانین برزخی بر عالم مادی، توانهایی همچون «طیالارض» و «نفوذ دید بسیار زیاد»، از توانهای رایج آن زمان خواهد بود که افراد متناسب با قوانین آن زمان، واجد آن میشوند.
حال اگر ما بخواهیم بر اساس این منظر به حکومت اولیه امام زمان (ع) نگاه کنیم، توصیف ما از آن به گونهای کاملا متفاوت خواهد بود. واضح است که حکومت در فضایی از قوانین برزخی (و یا دخانی) فرق بسیار زیادی با حکومتهای فعلی بشر دارد، حتی اگر پیشرفتهای علمی و تکنولوژی را نیز در نظر بگیریم.
از مطالب فوق این نتیجه اساسی را میتوان گرفت که
نوع نگاه (منظر) ما نسبت به آخرالزمان اهمیت بسیار زیادی دارد.
1-3 منظر این مقاله
ما در ادامه این مقاله، منظر دوم را به عنوان منظر خود در نظر میگیریم و سعی میکنیم که نتایج بررسیهای خود درباره حکومت اولیه امام زمان (ع) را در چهارچوب این منظر بیان نمائیم.
2- منظور از حکومت اولیه امام زمان (ع) چیست؟
در ابتدا این سؤال به ذهن میرسد که منظور ما از «حکومت اولیه امام زمان (عج)» چیست؟
در پاسخ باید گفت، همانطور که در مقدمه بیان شد، ما بر اساس منظور دوم، مقاطع آخرالزمان را بر مبنای یک سیر تکاملی و زمانبندی شده دنبال میکنیم. بر اساس این سیر، خروج امام زمان و در نهایت تشکیل حکومت و ملک نهایی ایشان، امری دفعتا و ناگهانی نیست، بلکه به تدریج و در چهارچوبی معین و حسابشده انجام میگیرد. لذا عاقلانه است که مراحلی را برای پیش و پس از مرحله «ظهور امام زمان(عج)» (که در آن جسم مبارک امام (ع) برای همگان آشکار میشود)، در نظر بگیریم که آیات قرآن و احادیث نیز این مسئله را تأیید میفرماید.
پس از یوم الله ظهور و آشکار شدن جسم امام (ع) در شهر مکه، و پیش از برپایی کامل ملک عظیم اهل بیت (ع)، با توجه به اینکه هنوز جبهه باطل به فرماندهی ابلیس لعین حضور دارد، لازم است که جبهه حق نیز که در رأس آن امام زمان (ع) قرار دارند، ساماندهی شود. به این فضایی که امام (ع) پس از ظهور خود ایجاد کرده و حکومتی مقدماتی تشکیل میدهند، «حکومت اولیه امام زمان (عج)» میگوئیم. این حکومت مقدمهای است برای حکومت نهایی اهل بیت (ع).
3- جایگاهشناسی حکومت اولیه امام زمان (عج)
ما برای اینکه بتوانیم مقاطع آخرالزمان و من جمله مقطع «حکومت اولیه امام زمان (عج)» را بدرستی بشناسیم میبایست در ابتدا جایگاه این مقطع را نسبت به مقاطع دیگر و همچنین در راستای برنامه کلان خداوندی برای مقاطع آخرالزمان بشناسیم. با دانستن زمان شکلگیری حکومت اولیه امام زمان نسبت به کل مقاطع، بهتر میتوانیم مشخصات و قوانین آن را دریابیم. اینکه بدانیم این حکومت در چه مقطعی از مقاطع «تغییر قوانین» در آخرالزمان قرار دارد کمک زیادی به فهم و درک زوایای مختلف آن میکند.
با توجه به ترتیب زمانی مقاطع آخرالزمان، که براساس آیات قرآن و احادیث اهل بیت (ع) بدست میآید، درمییابیم که حکومت اولیه امام زمان پس از مقاطعی همچون «اثرگذاری دخانیها»، «جنگهای جهانی»، «شیوع رجعتها» و «ظهور امام زمان» و قبل از مقاطع «تحولات آسمانی و زمینی بعد از ظهور»، «نابودی بدان و بدیها»، و «برپایی ملک عظیم»[1] قرار دارد ( البته باید این نکته را نیز در نظر داشت که این حکومت میتواند چندین مقطع از مقاطع آخرالزمان را شامل شود و شاید نتوان آن را به یک مقطع زمانی منحصر نمود.) . این حکومت در فضایی شکل میگیرد که هنوز دو جبهه حق و باطل وجود دارد. جبهه حق در قالب این حکومت و به رهبری امام زمان (ع) و جبهه باطل نیز به رهبری ابلیس.
با در نظر گرفتن این جایگاه زمانی، میتوان ویژگیهای زیر را برای این حکومت بیان نمود:
3-1 رکن حکومت
در نظام الهي، یعنی آن نظامي که خداوند در قرآن معرفي ميکند ، حکومتهای الهی، پيوسته توسط هاديان حي، تغذیه میشوند و بدون حضور یک هادی حی، حکومت الهی دوام نیاورده و زایل میگردد. یکی از نمونههایی که قرآن بدان اشاره میکند، حکومت سلیمان (ع) است. حکومت سلیمانی تا زمانی که ایشان در قید حیات هستند با کمال قدرت استمرار دارد اما در فاصله کوتاهی پس از فوت ایشان و پس از آنکه زیردستان از مرگ ایشان آگاه میشوند، شکوه و عظمت ملک سلیمانی از بین رفته[2] و بلکه قوایی که ایشان در ملک خود بکار میبرد نیز به حضورشان قائم بوده و پس از ایشان مورد استفاده قرار نمیگیرد (همچون انگشتر و قالیچه)[3].
از اینرو وقتی به مقطع برپایی حکومت اولیه امام زمان (عج) نگاه میکنیم، میدانیم که امام (ع) ظهور کردهاند و خود به عنوان هادی حی حضور دارند، لذا حکومت به ایشان قائم بوده و امام (ع) به عنوان رکن حکومت مطرح خواهند بود. علاوه بر این، تمامی نعمات و قوایی که برای اداره چنین حکومتی مورد نیاز است را خداوند از مجرای وجود امام زمان (عج) جاری کرده و توسط ایشان و با اذن ایشان بکار گرفته میشود.
3-2 هدف از تشکیل حکومت
3-2-1 تعلیم و تربیت
یکی از دلائل عمده وقوع صحنههای آخرالزمان، تعلیم و تربیت پاکطینتان و مستعدان لشکر حق است. هر یک از مقاطع آخرالزمان برای یکی از اهدافِ تربیتیِ از پیش تعیین شده الهی، واقع میگردد و لذا شناخت این اهداف کمک شایانی به فهم دلیل وقوع مقاطع مختلف آخرالزمان میکند. در همین راستا، یکی از اهداف برپایی «حکومت اولیه امام زمان (ع)»، نیز ایجاد بستری مناسب برای آمادگی و تعلیم و تربیت خوبان است و از جنبهای میتوان گفت که این تعلیم و تربیت جهت آمادگی برای مقاطع بعدی (که شامل تحولات آسمانها و زمین و رویاروییهای عظیم با جبهه باطل است) میباشد. چراکه چگونگی جبههبندیها و نبردهای آن مقطع، با توجه به تغییر قوانین، متفاوت از گذشته بوده و نیاز به آمادگیها و تربیتهای جدیدی دارد.
3-2-2 تحقق قسط و عدل
وقتی به احادیث آخرالزمان رجوع میکنیم، در بسیاری از آنها وعده داده شده که در زمان حکومت امام زمان (عج) زمین پر از «قسط و عدل» میشود، یعنی تحقق قسط و عدل به عنوان یکی از اهداف حکومت امام زمان (عج) مطرح میگردد[4]. سؤالی که میتوان مطرح نمود اینست که،
اولا: معنای این قسط و عدل چیست؟
ثانیا: آیا کاملترین صفتی است که در دوران پس از ظهور جریان دارد، قسط و عدل است؟
3-2-2-1 معنای قسط و عدل
معانی مختلفی برای عدل، توسط اندیشمندان ارائه شده است که از آن جمله عبارتند از:
- اعتدال: یعنی «میانهروى، و اجتناب از افراط و تفریط در هر امرى»
- موزون بودن: یعنى «در هر چیزى عناصر مورد نیاز به قدر لازم (نه به قدر مساوى) وجود داشته باشد. نقطه مقابل عدل به این معنا بىتناسبى است، نه ظلم!»
- مساوات (تساوى و نفى هر گونه تبعیض): یعنى «رعایت تساوى در زمینة استحقاقهاى متساوى، نه اینكه هیچگونه استحقاقى رعایت نگردد و با همه چیز و همه كس به یك چشم نظر شود، كه این عین ظلم است»، بلكه یعنی «رعایت كردن حقوق افراد، و حقّ هر ذىحقی را به او عطا كردن».
- هر چیز در جاى واقعى خود كه مستحقّ آن است قرار گیرد
- اقامه عدل، همان قسط است
- عدل، مقابل ظلم است
- رعایت استحقاقها در افاضه وجود: «هر موجودى، هر درجه از وجود و كمالِ وجود كه استحقاق و امكان آن را دارد دریافت مىكند؛ ظلم یعنى منع فیض و امساك وجود از وجودى كه استحقاق دارد.»
- هر كاری كه خدا انجام دهد عدل است
سوال اینست که کدام معنی از معانی فوق جایگاه بهتری برای طرح در آخرالزمان دارد؟ و از جامعیت بیشتری برخوردار است؟
جواب آنکه عدل را به معنای «هر چیزی را در جایگاه خود قرار دادن» در نظر میگیریم اما با این توضیح که:
خداوند در ماجرای خلقت آسمانها و زمین برنامهای عقلانی برای سوق دادن و رساندن آنها به عالیترین اهدافِ در آینده یعنی «مُلك كبیر»[5] مدّ نظر داشته است، لذا در قالب این برنامه هر چیز را در جایگاهی قرار داده که آن جایگاه، اَقومِ جایگاهها و بهترین موقعیت برای آن شیء است و اشیاء و اشخاص با قرار داده شدن در این جایگاهها به بهترین وجه ممکن به سوی رشد و کمال حرکت داده میشوند. این جایگاهها حقیقتاً در نظام عالم وجود دارند، تمام آیات قرآن نیز حاکی از این مطلب بوده و بلکه دعوتکننده به این مهم میباشند؛ لذا خداوند میفرماید: «إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ یَهْدی لِلَّتی هِیَ أَقْوَمُ»[6]. از این منظر كه بنگریم نظام الهی بر عدل استوار است؛ یعنی هر شیء در مناسبترین شرایط مخصوص به خودش در نظام عالم قرار داده شده است. انسان مختار، باید جایگاهی را که خداوند در عالم برایش در نظر گرفته است بشناسد، سعی کند بر آن مستقر شود، و صادرههایش را نیز در جایگاههایی که از او خواسته شده قرار دهد؛ یعنی افکار و امیال و صفات و اعمالش را آنطور که خدا خواسته انجام دهد تا آنها در جایگاههای خواسته شده قرار گیرند.
از اینرو در دوران ظهور چون امام زمان(عج) خلیفةالله هستند و از جانب خدا كار انجام میدهند، باید مُجری عدالتی باشند كه در قرآن مطرح شده است، اما مُجری عدالت مطروحه در كدام آیه؟ و با چه معنایی؟
1) ایشان بر صراط المستقیم است و دیگران را بر صراط قرار میدهد. او بارزترین و عالیترین مصداق این آیه است كه خداوند میفرماید: «مَنْ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ هُوَ عَلى صِراطٍ مُسْتَقیمٍ»[7]
2) یاوران او نیز باید مردم را به بهترین نحو به سمت ظهور هدایت كرده، و بلكه آنها را به سلامت به بهترین موقعیتها و ارتفاعات ظهور برسانند؛ زیرا خداوند میفرماید: «وَ مِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّةٌ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ یَعْدِلُونَ»[8] یعنی: از میان كسانی كه آفریدهایم، جماعتی هستند كه مردم را به حق هدایت میكنند و و سعی میكنند همه چیز را یا همه افراد را در جایگاههای حقّی كه خدا برای آنها در نظر گرفته قرار بدهند.
نتیجه آنکه امام زمان (عج) در حکومت اولیهای که تشکیل میدهند مقدمات برقراری عدل را برپا کرده و به تدریج افراد به سمت جایگاههایی که خداوند برای آنها و در مسیر صراط المستقیم در نظر گرفته سوق داده میشوند. یک مصداق از این جایگاهها همان «امامت و وراثتی» است که خداوند در قرآن بدان وعده داده است[9] که البته این مسئله پس از حکومت اولیه و در زمان ملک عظیم اهل بیت (ع) به طور کامل تحقق مییابد.
نکته دیگر اینکه، به طور حتم موانعی بر سر راه تحقق عدالت وجود دارد که بزرگترین آنها ابلیس و ابلیسیاناند. با توجه به اینکه در زمان تشکیل حکومت اولیه امام زمان (عج) هنوز بدان و بدیها به طور کامل نابود نشدهاند، لازم است که پیش از تحقق عدالت، این مانع کنار زده شود. از همینرو «قسط» قبل از «عدل» واقع میشود. قسط یعنی «برطرف کردن نقصها، موانع و حجابها، به منظور برقراری عدل». لذا حکومت اولیه امام زمان (عج) مقدمهای است تا پس از برپایی قسط و نابودی بدان و بدیها، راه رشد و اصلاح برروی انسانها بازگردد و در ملک عظیم، به جایگاههای مد نظر رسیده و عدالت محقق گردد .
3-2-2-2 فضل و رحمت؛ غالب بر عدل
در پاسخ به سؤال دومی که ابتدائا مطرح کردیم باید گفت که عدل از اسماء خداوندی است یعنی از عالم اسماء به پایین جریان دارد اما عنصری غالب نیست، بلكه رحمت خدا، منّت خدا، تفضّل توسط خدا، و ... مقولههایی هستند که فوق عدل و غالب برعدل قرار داده شدهاند. مثلا در قیامت ، رحمت خدا غالب است[10] و در اواخر قیامت و در بهشت ، در فضایی از رحمت ، فضل خداوند غلبه دارد. یعنی قیمت این صفات بیشتر از عدل است. در آخرالزمان و پس از ظهور امام زمان (عج) نیز خداوند دنیا را از ظلم خارج كرده و به تدریج وارد عدل میكند اما پس از مدت كوتاهی كه از بهشت ظهور و برپایی ملک عظیم میگذرد هرچه سریعتر رحمت و فضل را بر عدل غلبه میدهد و بعد از آن دیگر رحمت و فضل است كه در بهشت ظهور پررنگ خواهد بود.
3-3 قوانین حکومت؛ قوانین غیر مادی
برای شناخت قوانین جاری در حکومت اولیه امام زمان (عج) میبایست به جایگاه زمانی آن توجه کنیم. این حکومت، پس از مرحله ظهور ایشان و پس از مقاطعی است که در سیر رفعت عوالم، عالم دخان و برزخ با عالم مادی ترکیب شده و قوانین برزخی نیز تا حدود زیادی حاکم شدهاند. لذا میتوان گفت که بسیاری از قوانین حاکم بر آن حکومت، برزخی هستند و لذا ویژگیهای آن با این قوانین معنا پیدا میکند. شواهد بسیاری از احادیث اهل بیت (ع) پیرامون وقایع غیر عادی و عجیب در زمان ظهور وجود دارد که تنها با در نظر گرفتن قوانین غیر مادی قابل توضیح و تفسیر هستند. در اینجا به برخی از آنها اشاره میشود:
1- خسف:
یکی از وقایع غیرعادی که در حوالی ظهور امام زمان (عج) اتفاق میافتد، خسف است. خسف در این مورد به معنای فرو برده شدن در زمین میباشد. در این ماجرای بخصوص که به استناد احادیث چندین مرتبه واقع میشود، سپاهیان باطل در مکانهای مختلفی از زمین، فروبرده شده و نابود میگردند. این واقعه، مسئلهای نیست که بتوان با قوانین مادی و رایج دنیا آن را توجیه کرد. خصوصا اینکه از شواهد و قرائن موجود در احادیث، واقعه خسف ر انمیتوان به مسائلی همچون رانش زمین و زلزله و ... نیز تعبیر نمود. یکی از موارد مشهور خسف در احادیث، «خسف بیداء» است[11] که در آن، بخشی از سپاه سفیانی در بیابان بیداء که سرزمینی میان مدینه و مکه است، به زمین فرو میرود و هیچ اثری از آنها باقی نمیماند و تنها 2 نفر از این سپاه زنده میمانند که این دونفر هم سرشان به عقب بر میگردد تا به عنوان گواهی بر وقوع این ماجرا باشند، و البته خود این مسئله نیز با قوانین دنیایی همخوانی ندارد[12]. اما اگر به این ماجرا از دید قوانین برزخی بنگریم مییابیم که کاملا قابل توضیح است. یکی از قوانین رایج در عالم برزخ، که شاید بارها در خواب نیز با آن مواجه شدهایم[13]، تغییر ناگهانی وضعیت در مکان و حتی زمان است. طبق قوانین برزخی یک کوه به راحتی و سریعا میتواند به یک دشت و زمین صاف تبدیل شود و بالعکس و یا زمین به سرعت باز و سپس به حالت اولیه برگردد. یعنی تغییر وضعیت اجسام بر اساس قوانین برزخی به راحتی صورت میپذیرد و این مسئله امکان وقوع خسف را نشان میدهد.
2- مسخ:
در مسخ،[14] جسم مادی انسان به شکل حیوان در میآید در حالی که شخصیت او حفظ میشود. این مسئله نیز با قوانین مادی همخوانی نداشته و قابل توضیح نیست اما براساس قوانین برزخی و یا دخانی ممکن خواهد بود.
3- رجعت:
در رجعت، که از مسلمات اعتقادی شیعه است، برای افرادی که در گذشته از دنیا رفتهاند، یک جسم مادی جدید (که ممکن است به همان شکل قبلی و یا به شکلی جدید باشد) بوجود آمده و جنبههای بالاتر فرد (روح، جسم برزخی و ...) از طریق آن جسم مادی به عالم مادی باز میگردند.
این مسئله را نیز نمیتوان با تجربه گذشته بشر و قوانین مادی توضیح داد چراکه عموما افرادی که از دنیا رفته و مدتها از مرگشان میگذرد، دیگر توان بازگشت به عالم مادی را ندارند. اما در برخی از مقاطع آخرالزمان و به تدریج با ترکیب عالم مادی و دخان با عالم برزخ و مادی شدن اشیاء و موجودات برزخی، «رجعت کردن»ها شروع شده و به امری شایع تبدیل میگردد به نحوی که بسیاری از افراد گذشته، چه خوبان و چه بدان به دنیا رجعت میکنند.
4- قضاوت و حکم:
یکی از مسائل رایج در حکومت امام زمان (عج)، قضاوت کردن بدون نیاز به شاهد و بینه است که همان روشی است که حضرت داود (ع) نیز استفاده میکرد.[15] در احادیث نیز وارد شده که امام زمان (عج) به روش داود (ع) حکم میکنند و دور از ذهن نیست که روش قضاوت یاوران ایشان نیز به همین صورت بوده و امری نسبتا فراگیر باشد. لذا این سؤال پیش میآید که طبق تجربه بشری و قوانین مادی، چگونه میتوان بدون دلیل و بینه در مورد یک مسئله بدرستی قضاوت نمود؟
اما اگر حاکم بودن قوانین برزخی را در نظر بگیریم، میتوان گفت در آنصورت به دلیل بروز و ظهور صفات برزخی افراد، صحت و سقم گفتار و رفتار یک فرد از مشاهده صفات ظاهر شده او قابل تشخیص است و لذا نیازی به دلیل و شاهد و بینه در قضاوت وجود نخواهد داشت.
5- دیگر تعابیر:
علاوه بر موارد فوق، مسائل دیگری نیز در احادیث ذکر شده که با حاکم شدن قوانین دخانی و برزخی بر عالم مادی قابل توضیحاند، مانند:
- رفت و آمد سریع مردم و حاضر شدن برای اقامه نمازهای یومیه به امامت امام (ع)
- ارتباط بسیار سریع یاوران با امام (ع) (نگاه به دست راست و دریافت خواست امام (ع))
- حرکت امام (ع) (و یاوران) بر قبههایی از نور
- به سخن درآمدن اشیاء
- و ...
3-4 مشمولین حکومت
اگر به جایگاه زمانی حکومت اولیه امام زمان (عج) نگاه کنیم، مییابیم که این مقطع پس از مراحل «دخان مبین»[16] و ظاهر شدن انواع موجودات دخانی شامل اجنه و شیاطین و همچنین شیوع رجعتها و بازگشت کثیری از گذشتگان (چه خوبان و چه بدان) واقع میشود، لذا این حکومت در فضایی از حضور تمام این موجودات و افراد واقع میشود و میتوان گفت تمام آنها تحت حکومت امام (ع) قرار میگیرند.
البته باید توجه داشت که قرار گرفتن در تحت حاکمیت امام زمان (عج) برای لشگریان حق با علاقه و اشتیاق صورت میپذیرد اما لشگریان باطل این مسئله را نخواهند پذیرفت و لذا به تدریج و در طول زمان یا هدایت شده و این حکومت را میپذیرند و یا در طی نبردهای بعدی از بین خواهند رفت.
3-5 حکومت اولیه امام زمان (عج)؛ مقطع ابتدایی دولت حق
طبق احادیث اهل بیت (ع), کل دوره حیات بشر در زمین که از زمان هبوط آدم (ع) آغاز می شود, به دو دوره با عناوین «دولت باطل» و «دولت حق» تقسیم میشود.[17] دولت باطل که از همان زمان هبوط آدم (ع) به زمین آغاز میگردد، تا زمان ظهور امام زمان (عج) ادامه مییابد و در این دوران به طور کلی انسان تحت حکومت ابلیس و ابلیسیان قرار دارد و عموما باطل بر انسانها حاکم است. اما از حوالی ظهور امام زمان (عج)، به تدریج دوران دولت باطل تمام شده و به جای آن دولت حق برپا میگردد که دولت حق با حکمرانی اهل بیت (ع) تا قیامت کبری تداوم مییابد.
در همین راستا و با استناد به برخی شواهد حدیثی، میتوان گفت که واژه «دولت» شامل حکومت اولیه امام زمان (ع) نیز میشود که در اینجا به دو نمونه اشاره میشود:
1- امام باقر (ع) از قول خداوند میفرمایند:
... أَنَّ الْمَهْدِيَّ أَنْتَصِرُ بِهِ لِدِينِي وَ أُظْهِرُ بِهِ دَوْلَتِي وَ أَنْتَقِمُ بِهِ مِنْ أَعْدَائِي وَ أُعْبَدُ بِهِ طَوْعاً وَ کَرْهاً... [18]
با توجه به ترتیب عبارات ذکر شده در این حدیث میتوان بخشی از مراحل آخرالزمان را استخراج نمود. به اینصورت که:
(انتصر به لدینی) – اشاره به غلبه دین اسلام بر تمامی ادیان
(اظهر به دولتی) - ظاهر شدن حکومت اولیه امام زمان (عج)
(انتقم به من اعدائی) - جنگهای عظیم بعد از ظهور و نابودی بدان و بدیها
(اعبد به طوعا و کرها) - اشاره به عبودیت افراد در ملک عظیم
از آنجا که ملک عظیم اهل بیت (ع) زمانی برپا میشود که بدان و بدیها نابود شده باشند، لذا منظور از عبارت «دولت» اشاره به حکومتی دارد که قبل از ملک عظیم اهل بیت (ع) تشکیل میشود، یعنی همان حکومت اولیه امام زمان (عج).
2- در حدیث آمده که:
... (در مورد والنهار إذا تجلي)، قال: النهار هو القائم عليه السلام منا أهل البيت، إذا قام، غلب دولته الباطل ... [19]
در این حدیث نیز عبارت دولت برای زمانی اطلاق شده است که همچنان جبهه باطل وجود دارد و لذا در مورد حکومت اولیه امام زمان (ع) است. یعنی امام (ع) دولتی تشکیل میدهند و بر باطل غلبه میکنند.
در مجموع با توجه به اینکه در زمان حکومت اولیه امام زمان (عج)، همچنان بدان و بدیها به فرماندهی ابلیس وجود دارند، و دولت باطل هنوز از بین نرفته است. دو حکومت حق و باطل برروی زمین وجود دارند و رفته رفته دولت حق بر دولت باطل غلبه میکند. علاوه بر اینکه در مورد تأویل آیه «جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا» که عنوان میشود مربوط به زمان ظهور امام زمان است. میتوان گفت که با ظهور امام زمان (جاء الحق) و برپایی حکومت اولیه ایشان، مراحل نابودی باطل (زهق الباطل) آغاز میشود و تا برپایی ملک عظیم کاملا تحقق مییابد.
4- حکومت اولیه امام زمان (عج) از نگاه سنتهای الهی در قوم بنیاسرائیل
یکی از نکات قابل توجه که در احادیث اهل بیت (ع) بدان اشاره شده، تشابه رفتارهای امت اسلام با قوم بنی اسرائیل است. در حدیثی از سیدمان رسول الله (ص) آمده است که مسلمانان، قدم به قدم رفتارهای قوم بنی اسرائیل را دنبال میکنند که این مسئله را از آیات قرآن نیز میتوان برداشت نمود.[20] اما جالبتر آنست که برنامههایی که خداوند در قوم بنی اسرائیل داشته نیز شبیه برنامههایی است که در اسلام پیاده میشود. یعنی نه تنها مسلمانان مانند یهودیان رفتار میکنند، بلکه برنامههای خداوندی برای مسلمانان نیز شبیه برنامههایی است که در قوم بنی اسرائیل اعمال شده است. نتیجه آنکه، با استفاده از این تشابه میتوان بسیاری از نکات مبهم آخرالزمان را بدست آورد.
شواهد زیادی از آیات قرآن ، در این ارتباط وجود دارد که در اینجا به دو نمونه میتوان اشاره نمود:
1- استخلاف در زمین:
در آیه 129 سوره اعراف، بنیاسرائیل پس از اینکه دچار سختیهایی میشوند به موسی (ع) میگویند:
أُوذينا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَأْتِيَنا وَ مِنْ بَعْدِ ما جِئْتَنا
«پيش از آنكه به سوي ما بيايي آزار ديديم، (هم اكنون) پس از آمدنت نيز آزار ميبينيم! (كي اين آزارها سر خواهد آمد؟)»
و موسی (ع) در جواب ایشان میفرماید:
قالَ عَسي رَبُّكُمْ أَنْ يُهْلِكَ عَدُوَّكُمْ وَ يَسْتَخْلِفَكُمْ فِي اْلأَرْضِ فَيَنْظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَ
«اميد است پروردگارتان دشمن شما را هلاك كند، و شما را در زمين جانشين (آنها) سازد، و بنگرد چگونه عمل ميكنيد!»
مشابه این موضوع را ما در زمان ظهور امام زمان (عج) داریم، در سوره نور آیه 55، خداوند میفرماید:
وَعَدَ اللّهُ الَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي اْلأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ
این وعده خداوند است که در زمان ظهور، مؤمنینی که عمل صالح انجام میدهند در زمین خلیفه و جایگزین شوند، همانطور که قبلیها جایگزین شدند. حال اگر در نظر بگیریم که سیره خداوندی در قوم اسلام همان سیره خداوندی در قوم بنیاسرائیل است، میتوان گفت که منظور از قبلیها در آیه فوق همان، قوم بنیاسرائیل است که در آیه 129 اعراف بدان اشاره شد؛ یعنی بنیاسرائیل از دست فرعونیان نجات داده شده و در زمین جایگزین آنها شدند. امت اسلام نیز پس از ظهور استخلاف داده میشوند.
2- ارث دادن زمین:
پس از اینکه خداوند در آیه 136 سوره اعراف میفرماید، ما از فرعونیان انتقام گرفته و فرعون را در دریا غرق کردیم، در آیه 137 میفرماید:
وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذينَ كانُوا يُسْتَضْعَفُونَ مَشارِقَ اْلأَرْضِ وَ مَغارِبَهَا الَّتي بارَكْنا فيها وَ تَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْني عَلي بَني إِسْرائيلَ بِما صَبَرُوا
«و مشرقها و مغربهاي پر بركت زمين را به آن قومِ به ضعف كشانده شده (زير زنجير ظلم و ستم)، ارث داديم و وعده نيك پروردگارت بر بني اسرائيل، بخاطر صبر و استقامتي كه به خرج دادند، تحقّق يافت»
یعنی به قوم بنیاسرائیل،(مستضعفین) وعده وراثت زمین داده میشود. عین این ماجرا را ما در اسلام درباره ماجرای ظهور داریم، در سوره قصص آیه 5 آمده:
وَ نُريدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَي الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِي اْلأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثينَ
«ما ميخواهيم بر مستضعفان زمين منّت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان روي زمين قرار دهيم!»
یعنی وعده وراثت و امامت در زمین به مستضعفین امت اسلام نیز داده میشود. لذا میتوان گفت، ارث دادن زمین سیره خداوندی است که در قوم بنیاسرائیل و امت اسلام انجام میگردد. با توجه به این سیره میتوان نحوه وارث شدن مستضعفان در قوم اسلام را با توجه نحوه وارث شدن مستضعفان قوم بنیاسرائیل بدست آورد. وقتی به آیه 137 اعراف توجه کنیم مییابیم که خداوند بنیاسرائیل را وارث شرق و غرب زمین قرار داد و برکت برایشان جاری نمود. اما قوم بنیاسرائیل چه زمانی به این موضوع رسیدند؟ بنیاسرائیل در زمان موسی (ع)، بعد از اینکه فرعونیان غرق شدند چهل سال آواره شدند، لذا منظور آن زمان نیست. بعد از موسی (ع) در زمان داود(ع)، مقداری از این ماجرا مصداق پیدا میکند اما حکومت ایشان یک حکومت کوچک است و نمیتواند مصداق کامل آیه فوق باشد. اما در زمان سلیمان (ع) حکومتی بسیار بزرگ در شرق و غرب زمین تشکیل میشود و مصداق این وراثت در زمین است. با توجه به این آیه میتوان دانست که محدوده ملک سلیمانی مشارق و مغارب زمین است. خداوند برکات بسیاری را نیز به ایشان عطا فرموده بود. علاوه بر آن میفرماید: وَ تَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْني عَلي بَني إِسْرائيلَ ، خداوند بهترین نعمات را در حسنترین وجه بر بنیاسرائیل جاری کرده بود، بِما صَبَرُوا ، بخاطر صبری که نسلهای گذشته از بنیاسرائیل داشتند. یعنی گذشتگان از بنیاسرائیل یا نسلهای اول تا چندم بنیاسرائیل از زمان موسی (ع) تا زمان طالوت (ع) صبر را انجام داده بودند و خداوند ملک را در نسلهای بعدی قرار داد، عین این ماجرا را خداوند در اسلام قرار داده، از زمان حضرت رسولالله (ص)، اهل بیت (ع) و شیعیان ایشان سختیها و مصائب زیادی را متحمل شدند، و بر نسلهایی که در آخرالزمان هستند ملک جاری میشود، زمین در آن زمان به مستضعفین ارث داده میشود، به همان صورتی که بر سلیمان (ع) جاری شد.
البته باید توجه داشت که سیره خداوندی در امت اسلام که همان سیره در قوم بنیاسرائیل است، در مقیاسی بزرگتر و در افرادی با شأن بالاتر جاری میگردد. مثلا ملک سلیمانی در زمان امام زمان (عج) نیز جاری میشود اما هم شأن امام زمان (عج) از سلیمان (ع) بالاتر است و هم کیفیت و کمیت ملک مهدی (عج) از ملک سلیمان (ع) بسیار بهتر و بیشتر است. اگر ملک سلیمانی در مشارق و مغارب زمین برپا شد، ملک مهدی (عج) در جَنَّةٍ عَرْضُها كَعَرْضِ السَّماءِ وَ اْلأَرْضِ[21] واقع میشود که بسیار بزرگتر است.
4-1 حکومت اولیه امام زمان (عج)؛ مشابه حکومت داود (ع)
با در نظر گرفتن مطالب قبل، حال اگر بخواهیم تشابه حکومت اولیه امام زمان (عج) را با یکی از مقاطع سیر قوم بنیاسرائیل بررسی نمائیم، میتوان گفت که این حکومت مشابه حکومتی است که در زمان داود (ع) تشکیل میشود، یعنی حکومتی کوچک و مقدماتی پس از ماجرای طالوت (ع) و پیش از برپایی ملک سلیمان (ع). حکومت اولیه امام زمان (عج) نیز به عنوان یک حکومت مقدماتی پس از ماجرای ظهور و پیش از برپایی ملک عظیم اهل بیت (ع) واقع میگردد.
تشابه ماجرای حضرت داود (ع) با حکومت امام زمان (عج) و رفتارهای ایشان را میتوان از طریق آیات قرآن و احادیث بررسی نمود. موارد این تشابه عبارتند از:
1- حکومت داود (ع)
در زمان داود (ع) و قبل از برپایی ملک سلیمان (ع)، بنیاسرائیل به حکومت رسیدند اما یک حکومت کوچک و اولیه. پس از ظهور و قبل از برپایی ملک عظیم نیز امام زمان (عج) حکومتی اولیه تشکیل میدهند تا مقدمات برپایی ملک فراهم گردد. اما همانطور که پیش از این نیز بدان اشاره شد، شأن افراد و مقیاسها در امت اسلام بزرگتر از قوم بنیاسرائیل است یعنی هم شأن امام زمان (عج) بسیار بالاتر از داود (ع) است و هم حکومت ایشان بزرگتر و قویتر.
2- خلافت داود (ع)
خداوند در سوره ص آیه 26، حضرت داود (ع) را به عنوان خلیفه خود در زمین مطرح میفرماید[22] و سپس از ایشان میخواهد که بین مردم به حق حکم کند. امام زمان (عج) نیز در زمان ظهور به عنوان خلیفه خداوند مطرح میشوند و از مردم خواسته میشود که از ایشان تبعیت کنند[23] و ایشان نیز بین مردم به حق حکم خواهند کرد. اما این خلافت برای داود (ع)، به استناد آیه 24 سوره ص[24] ، «خلافت رب» است و برای امام زمان (عج) «خلافت الله». یعنی شأنیت بالاتر در خلافت نیز رعایت شده است.
3- حکم داودی (ع)
براساس آیه 251 سوره بقره، خداوند به داود (ع) حکم (حکمه) و علم عطا میکند و ایشان نیز بر آن اساس بین مردم حکم میکند[25]. اما روش حکم کردن حضرت داود (ع)، روش خاصی بود به نحوی که ایشان بدون بینه و دلیل در مورد افراد حکم میکردند. در مورد امام زمان (ع) نیز آمده است که روش حکم کردن ایشان همانند داود (ع) است، یعنی بدون نیاز به شاهد و بینه و با علم و الهام الهی حکم میکنند[26]. البته شاید بتوان گفت این تشابه در نحوه حکم کردن امام زمان (عج) با داود (ع)، به کل حکومتداری مربوط گردد یعنی حکومت اولیه امام زمان (عج) همچون حکومت داود (ع) است.
4- تسخیر اشیاء و موجودات برای داود (ع)
در آیات مختلفی از قرآن، آمده است که جمادات و موجوات به تسخیر حضرت داود (ع) بودند و یا به همراه ایشان به تسبیح خداوند میپرداختند[27]. در زمان ظهور نیز با ظاهر شدن ملائکه و اجنه و دیگر موجودات، همه در خدمت امام (ع) خواهند بود. نمونه بارز آن حضور ملائک مقرب، جبرئیل و میکائیل (ع) در زمان ظهور است که اولین بیعت کنندگان با امام زمان (عج) خواهند بود. علاوه بر آن اشیاء و جمادات نیز به سخن در میآیند و در خدمت لشگر حق هستند.
علاوه بر موارد فوق، در حدیثی از امام صادق (ع) آمده است:[28]
... و أنزل الله تبارك و تعالى عليه الزبور و علمه صنعة الحديد فلينه له و أمر الجبال و الطير أن تسبح معه و أعطاه صوتا لم يسمع بمثله حسنا و أعطاه قوة في العبادة و أقام في بني إسرائيل نبيا و هكذا يكون سبيل القائم ع له علم إذا حان وقت خروجه انتشر ذلك العلم من نفسه و أنطقه الله عز و جل فناداه اخرج يا ولي الله فاقتل أعداء الله و له سيف مغمد إذا حان وقت خروجه اقتلع ذلك السيف من غمده و أنطقه الله عز و جل فناداه السيف اخرج يا ولي الله فلا يحل لك أن تقعد عن أعداء الله فيخرج ع و يقتل أعداء الله حيث ثقفهم و يقيم حدود الله و يحكم بحكم الله عز و جل ...
... و خداوند تبارک و تعالی بر ایشان زبور را نازل فرمود و به ایشان صنعت آهن را تعلیم داد و آن را برای او نرم گردانید و به کوهها و پرندگان امر نمود که همراه او تسبیح گویند و به او صدایی عطا فرمود که خوشتر از آن شنیده نشود و به او قوت عبادت عطا نمود و پیامبری را در بنی اسرائیل قرار داد و همینگونه است روش قائم (ع)، برای ایشان علمی است که در زمان خروجش آن علم از نفسش منتشر شده و خداوند عزوجل آن را به سخن میآورد و او را ندا میدهد که خارج شو ای ولی الله و دشمنان خدا را بکش و او شمشیری غلاف شده دارد که در هنگام خروج او شمشیر از غلاف خود خارج شده و خداوند عزوجل آن را به سخن در میآورد و شمشیر ندا میدهد که ای ولی الله بر تو حلال نشده که از دشمنان خداوند عقب بیافتی پس ایشان خروج میکند و دشمنان خدا را هر جا که بیابد میکشد و حدود الهی را برپا میدارد و به حکم خداوند عزوجل حکم میکند ...
در این حدیث، امام صادق (ع) با اشاره به عطای نعمات مختلف به داود (ع) از جانب خداوند، میفرمایند که روش کلی امام زمان (عج) نیز همان روش داود (ع) است.
4-2 اشاره به حکومت امام زمان (عج) در زبور داود (ع)
در زبور داود (ع) نیز به دفعات از حکومت امام زمان (عج) نام برده شده است. در اینجا به دو مورد اشاره میشود:
1- حکومت صالحان در زمین
خداوند در سوره انبیاء ، آیه 105 میفرماید:
وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ اْلأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصّالِحُونَ
در «زبور» بعد از ذكر (تورات) نوشتيم: «بندگان شايستهام وارث (حكومت) زمين خواهند شد!»
در احادیث آمده است که منظور از بندگان صالح، امام زمان (عج) و یاوران ایشان است.[29]
2- مناجات حضرت داود (ع) و بشارت به امام زمان (عج)
در سفر 71ام از زبور، مناجاتی از حضرت داود (ع) بیان شده که در آن ایشان به ظهور امام زمان (عج)، برپایی دولت ایشان، تحقق قسط و عدل و نابودی دشمنان ایشان بشارت میدهد. بخشی از این مناجات به شرح زیر است:[30]
فيه : ما ناجى الله داود في السفر الحادي والسبعين من الزبور قوله : اللهم أعط قيامتك للسلطان وحجتك لذريته ، إلى أن يقول : وسيظهر في دولته حجة ويزيد العدل والقسط إلى أن يزول القمر ، ويحكم من البحر إلى البحر ، ومن الوادي إلى جميع ما على وجه البسيطة ، وتنعطف له العالم ، وتقبل رجله الجيش ، وتلعس الأرض عنده الأعداء ، وتهدى إليه الهدايا من سلاطين الجزاير ويقدم له من سلاطين العرب واليمن التقديمات ويسجدون له ويثنى عنده جميع سلاطين الأرض وملوك العجم عنده
در آن آمده است آنچه داود مناجات نمود با خداوند در سفر هفتاد و یکم از زبور : خدایا عطا نما قیامتت را برای سلطان و حجت خود را برای فرزندانش... تا انجا که میگوید: و آشکار می گرد در دولتش حجتی و عدل و قسط زیاد میگردد تا اینکه ماه زایل شود. و حکومت میکند از دریا تا دریا، و از وادی تا همه آنچه بر روی بسیطه است. عالم برایش منعطف میگردد. پیش پایش لشگر حرکت میکند و زمین نزد او دشمنان را میبلعد و پادشاهان جزایر هدیه برایش میفرستند و تقدیم میکنند پادشاهان عرب و یمن هدایایی را و سجده میکنند بر او و همه پادشاهان زمین و سلاطین عجم در نزدش ثنای او را میگویند.
نکته جالب توجه این است که داود (ع) در این مناجات به مسخر شدن عالم برای امام زمان (عج)، تسلیم شدن دیگر پادشاهان زمین در برابر ایشان و حتی واقعه خسف و فرو برده شدن دشمنان در زمین اشاره میکند.
پی نوشتها:
[1] أَمْ يَحْسُدُونَ النّاسَ عَلي ما آتاهُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنا آلَ إِبْراهيمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ آتَيْناهُمْ مُلْكًا عَظيمًا / سوره نساء، آیه 54
يا اينكه نسبت به مردم [= پيامبر و خاندانش]، و بر آنچه خدا از فضلش به آنان بخشيده، حسد ميورزند؟ ما به آلابراهيم، كتاب و حكمت داديم؛ و مُلك عظيمي در اختيار آنها قرار داديم.
معنعنا عن إبراهيم قال: قلت لأبيعبدالله(ع): جعلت فداک, ما تقول في هذه الآية أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلي ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنا آلَ إِبْراهِيمَ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ آتَيْناهُمْ مُلْکاً عَظِيماً؟ قال(ع): نحن الناس الذين قال الله, و نحن المحسودون, و نحن أهل الملک ... ( ( از امام صادق (ع) در باره آية 54 سوره نساء سؤال شد. فرمودند: ماييم مردمي که خداوند فرموده, و ماييم مورد حسد واقع شدگان, و ماييم اهل ملک و پادشاهي... / تفسيرفراتکوفي ص107 منسورةالنساء ح101 / بحارالأنوار ج23 ص299 باب17ـوجوبطاعتهم و أنها المعني بالملک العظيم ح50
[2] «با درگذشت حضرت سلیمان، اتحراف در میان بنیاسرائیل آغاز شد . دولت وی تجزیه گشت، سپس خداوند کسانی را بر بنیاسرائیل مسلط کرد تا آنان را به عذابی دردناک گرفتار سازد.» / کتاب عصر ظهور، علی کورانی
[3] فَلَمّا قَضَيْنا عَلَيْهِ الْمَوْتَ ما دَلَّهُمْ عَلي مَوْتِهِ إِلاّ دَابَّةُ اْلأَرْضِ تَأْكُلُ مِنْسَأَتَهُ فَلَمّا خَرَّ تَبَيَّنَتِ الْجِنُّ أَنْ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ الْغَيْبَ ما لَبِثُوا فِي الْعَذابِ الْمُهينِ،/ سوره سبأ، آیه 14
(با اين همه جلال و شكوه سليمان) هنگامي كه مرگ را بر او مقرّر داشتيم، كسي آنها را از مرگ وي آگاه نساخت مگر جنبنده زمين [= موريانه] كه عصاي او را ميخورد (تا شكست و پيكر سليمان فرو افتاد)؛ هنگامي كه بر زمين افتاد جنّيان فهميدند كه اگر از غيب آگاه بودند در عذاب خواركننده باقي نميماندند!
[4] أبي سعيد الخدريال رسول الله ص المهدي يملأ الأرض قسطا و عدلا کما ملئت جورا و ظلما يملک سبع سنين. حضرت رسول (ص) فرمودند: مهدي (عج) زمين را از قسط و عدل پر ميکند همچنانکه از ظلم و جور پر شده است و هفت سال حکومت ميکند./ بحار الأنوار ج3 ص368
[5] «وَ إِذا رَأَیْتَ ثَمَّ رَأَیْتَ نَعیمًا وَ مُلْكًا كَبیرًا»/ سوره انسان، آیه20
ترجمه: «و چون بنگری، [آنجا را] پرنعمت و مُلك كبیر میبینی.»
[6] ترجمه: «همانا این قرآن به [آیینی] كه خود استوارترین است هدایت میكند.»/ سوره إسراء، آیه9
[7] «وَ ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً رَجُلَیْنِ أَحَدُهُما أَبْكَمُ لا یَقْدِرُ عَلى شَیْءٍ وَ هُوَ كَلٌّ عَلى مَوْلاهُ أَیْنَما یُوَجِّهْهُ لا یَأْتِ بِخَیْرٍ هَلْ یَسْتَوی هُوَ وَ مَنْ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ هُوَ عَلى صِراطٍ مُسْتَقیمٍ»/ سوره نحل، آیه76
ترجمه: «و خدا مَثَلی میزند: دو مرد هستند كه یكی از آنها لال است و هیچ كاری از او برنمیآید و او سربار خداوندگارش میباشد. هر جا كه او را میفرستد خیری به همراه نمیآورد. آیا او با كسی كه به عدالت فرمان میدهد و خود بر صراط المستقیم هست یكسان است؟»
[8] ترجمه: «و از میان كسانی كه آفریدهایم، جماعتی هستند كه به حق هدایت میكنند و به حق عدل مینمایند.»/ سوره اعراف، آیه181
[9] «وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی اْلأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ»، / سوره قصص، آیه 5
[10] الرَّحْمنُ عَلَي الْعَرْشِ اسْتَوي،/ سوره طه، آیه 5
همان بخشندهاي كه بر عرش مسلّط است.
[11] ابن فضال عن حماد عن إبراهيم بن عمر عن عمر بن حنظلة عن أبي عبد الله ع قال خمس قبل قيام القائم من العلامات الصيحة و السفياني و الخسف بالبيداء و خروج اليماني و قتل النفس الزکية امام صادق (ع) : پنج چيز از نشانه هاي قبل از قيام قائم است. صيحه آسماني و سفياني و خسف بيداء(فرو رفتن افراد در سرزمين بيداء) و خروج يماني و کشتن نفس زکيه. / بحارالأنوار ج 52 ص 209
[12] چراکه اگر سر یک انسان سالم بیش از مقدار معینی به عقب بچرخد، دچار شکستگی شده و امکان ندارد که فرد زنده بماند.
[13] انسان در یک خواب عادی (بدون دخالت شیاطین و موجودات دخانی) جسم برزخیاش از جسم مادی رها شده و در عالم برزخ سیر میکند و لذا مشاهداتی که انسان در خواب دارد مبتنی بر عالم برزخ و قوانین برزخی است.
[14] روي الطبراني في معجمه عن أبي سعيد الخدري قال قال رسول الله ص في آخر الزمان تأتي المرأة فتجد زوجها قد مسخ قردا لأنه لا يؤمن بالقدر ابو سعيد خدري نقل مي کند که حضرت رسول الله فرمودند: که در آخر الزمان زني مي آيد و همسرش را به صورت ميمون مسخ شده مي يابد زيرا او به شب قدر ايمان نداشت. / بحارالأنوار ج62 ص241
[15] الشَّيْخُ الْمُفِيدُ فِي الْإِرْشَادِ، رَوَى عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَجْلَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِذَا قَامَ قَائِمُ آلِ مُحَمَّدٍ ع حَكَمَ بَيْنَ النَّاسِ بِحُكْمِ دَاوُدَ لَا يَحْتَاجُ إِلَى بَيِّنَةٍ يُلْهِمُهُ اللَّهُ تَعَالَى فَيَحْكُمُ بِعِلْمِهِ وَ يُخْبِرُ كُلَّ قَوْمٍ بِمَا اسْتَبْطَنُوهُ الْخَبَرَ
آن گاه كه قيام كننده آل محمّد عليهم السلام بپاخيزد، درميان مردم به حكم داود حكم نمايد، و نيازى به شاهد و بيّنه ندارد، بلكه خداوندگار بلند مرتبه او را الهام مى كند و او به علم خويش عمل خواهد كرد. و هر قومي را از اجتهاد و استنباطشان خبر ميدهد و دوست و دشمن خود را با نشان الهي ميشناسد، چنانكه خداي تبارك و تعالي ميفرمايد: «به راستي در آن نشانههائي است براي هوشمندان، و به راستي آن هر آينه به راه ثابت است». / بحار ج14 ص14 ح22
[16] مقطع «دخان مبین» یکی از مقاطع آخرالزمان است که در آن به جهت رفعت عوالم و ترکیب عالم مادی با عالم دخان، موجودات دخانی نمود مادی پیدا کرده و قابل رؤیت خواهند شد.
[17] عن زرارة عن أبي عبد الله ع في قول الله "وَ تِلْکَ الْأَيَّامُ نُداوِلُها بَيْنَ النَّاسِ" قال ما زال مذ خلق الله آدم دولة لله و دولة لإبليس، فأين دولة الله أما هو إلا قائم واحد امام صادق (ع) درباره آيه شريفه " وَ تِلْکَ الْأَيَّامُ نُداوِلُها بَيْنَ النَّاسِ " فرمودند: از رماني که خداوند آدم را آفريد حکومتي (دولتي) براي خدا و حکومتي (دولتي) براي ابليس است، پس دولت خدا کجاست؟ آيا آن به جز قائم واحد چيز ديگري است؟ / تفسيرالعياشي ج1 ص 199
[18] كافى ج2 ص8 / بحارالانوار ج26 ص279 باب6
[19] معجم احاديث الامام المهدي ج 5 ح 1932
[20] قال رسول الله(ص): کُلُّ ماکانَ فِي الأُمَمِ السَّالِفَةِ فَإِنَّهُ يَکُونُ فِي هَذِهِ الأُمَّةِ مِثْلَهُ، هر آنچه که در امتهاي پيشين واقع شده مثل آن در اين امت واقع مي شود در اين امت نيز واقع مي شود: حذو النعل بالنعل و القذة بالقذة، مانند آن مسائل نعل به نعل و قدم به قدم و عينا،/ بحار ج28 ص10 حديث 15
قال رسول الله(ص): ... لَيَأْتِيَنَّ عَلَي أُمَّتِي ما أَتَي عَلَي بَنِي إِسْرائِيلَ حَذْوُ النَّعْلِ بِالنَّعْلِ... آنچه که بر بني اسرائيل واقع شد بر امت من نيز حتما نعل به نعل و عينا واقع مي شود، / بحار ج28 ص29 حديث37
[21] سابِقُوا إِلي مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُها كَعَرْضِ السَّماءِ وَ اْلأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذينَ آمَنُوا بِاللّهِ وَ رُسُلِهِ ذلِكَ فَضْلُ اللّهِ يُؤْتيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظيمِ / سوره حدید، آیه 21
به پيش تازيد براي رسيدن به مغفرت پروردگارتان و بهشتي كه پهنه آن مانند پهنه آسمان و زمين است و براي كساني كه به خدا و رسولانش ايمان آوردهاند؛ آماده شده است، اين فضل خداوند است كه به هر كس بخواهد ميدهد؛ و خداوند صاحب فضل عظيم است!
[22] يا داوُودُ إِنّا جَعَلْناكَ خَليفَةً فِي اْلأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النّاسِ بِالْحَقِّ / سوره ص، آیه 26
اي داوود! ما تو را خليفه در زمين قرار داديم؛ پس در ميان مردم بحق داوري كن
[23] السَّادِسَ عَشَرَ فِي قَوْلِهِ ع عَلَى رَأْسِهِ غَمَامَةٌ وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُمَرَ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص يَخْرُجُ الْمَهْدِيُّ وَ عَلَى رَأْسِهِ غَمَامَةٌ فِيهَا مُنَادٍ يُنَادِي هَذَا الْمَهْدِيُّ خَلِيفَةُ اللَّهِ فَاتَّبِعُوهُ / بحارالأنوار ج51 ص81
سید ما رسول الله (ص) فرمود: مهدی (عج) خروج میکند در حالی که برروی سر او {غمامهای} است که در آن منادی است که ندا میدهد، این مهدی خلیفه الله است، از او تبعیت کنید.
[24] قالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤالِ نَعْجَتِكَ إِلي نِعاجِهِ وَ إِنَّ كَثيرًا مِنَ الْخُلَطاءِ لَيَبْغي بَعْضُهُمْ عَلي بَعْضٍ إِلاَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ وَ قَليلٌ ما هُمْ وَ ظَنَّ داوُودُ أَنَّما فَتَنّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَ خَرَّ راكِعًا وَ أَنابَ
(داوود) گفت: «مسلّماً او با درخواست يك ميش تو براي افزودن آن به ميشهايش، بر تو ستم نموده؛ و بسياري از شريكان (و دوستان) به يكديگر ستم ميكنند، مگر كساني كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام دادهاند؛ امّا عدّه آنان كم است!» داوود دانست كه ما او را (با اين ماجرا) آزمودهايم، از اين رو از پروردگارش طلب آمرزش نمود و به سجده افتاد و توبه كرد.
[25] فَهَزَمُوهُمْ بِإِذْنِ اللّهِ وَ قَتَلَ داوُودُ جالُوتَ وَ آتاهُ اللّهُ الْمُلْكَ وَ الْحِكْمَةَ وَ عَلَّمَهُ مِمّا يَشاءُ وَ لَوْ لا دَفْعُ اللّهِ النّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ اْلأَرْضُ وَ لكِنَّ اللّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَي الْعالَمينَ/ سوره بقره، آیه 251
سپس به فرمان خدا، آنها سپاه دشمن را به هزيمت واداشتند. و «داوود» (نوجوان نيرومند و شجاعي كه در لشكر «طالوت» بود)، «جالوت» را كشت؛ و خداوند، حكومت و دانش را به او بخشيد؛ و از آنچه ميخواست به او تعليم داد. و اگر خداوند، بعضي از مردم را به وسيله بعضي ديگر دفع نميكرد، زمين را فساد فراميگرفت، ولي خداوند نسبت به جهانيان، لطف و احسان دارد.
[26] الشَّيْخُ الْمُفِيدُ فِي الْإِرْشَادِ، رَوَى عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَجْلَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِذَا قَامَ قَائِمُ آلِ مُحَمَّدٍ ع حَكَمَ بَيْنَ النَّاسِ بِحُكْمِ دَاوُدَ لَا يَحْتَاجُ إِلَى بَيِّنَةٍ يُلْهِمُهُ اللَّهُ تَعَالَى فَيَحْكُمُ بِعِلْمِهِ وَ يُخْبِرُ كُلَّ قَوْمٍ بِمَا اسْتَبْطَنُوهُ الْخَبَرَ / بحار ج14 ص14 ح22
آن گاه كه قيام كننده آل محمّد عليهم السلام بپاخيزد، درميان مردم به حكم داود حكم نمايد، و نيازى به شاهد و بيّنه ندارد، بلكه خداوندگار بلند مرتبه او را الهام مى كند و او به علم خويش عمل خواهد كرد. و هر قومي را از اجتهاد و استنباطشان خبر ميدهد و دوست و دشمن خود را با نشان الهي ميشناسد، چنانكه خداي تبارك و تعالي ميفرمايد: «به راستي در آن نشانههائي است براي هوشمندان، و به راستي آن هر آينه به راه ثابت است».
[27] وَ لَقَدْ آتَيْنا داوُودَ مِنّا فَضْلاً يا جِبالُ أَوِّبي مَعَهُ وَ الطَّيْرَ وَ أَلَنّا لَهُ الْحَديدَ / سوره سبأ، آیه 10
و ما به داوود از سوي خود فضيلتي بزرگ بخشيديم؛ (ما به كوهها و پرندگان گفتيم:) اي كوهها و اي پرندگان! با او همآواز شويد و همراه او تسبيح خدا گوييد! و آهن را براي او نرم كرديم.
أَنِ اعْمَلْ سابِغاتٍ وَ قَدِّرْ فِي السَّرْدِ وَ اعْمَلُوا صالِحًا إِنّي بِما تَعْمَلُونَ بَصيرٌ / سوره سبأ، آیه 11
(و به او گفتيم:) زرههاي كامل و فراخ بساز، و حلقهها را به اندازه و متناسب كن! و عمل صالح بجا آوريد كه من به آنچه انجام ميدهيد بينا هستم!
اصْبِرْ عَلي ما يَقُولُونَ وَ اذْكُرْ عَبْدَنا داوُودَ ذَا اْلأَيْدِ إِنَّهُ أَوّابٌ / سوره ص، آیه 17
در برابر آنچه ميگويند شكيبا باش، و به خاطر بياور بنده ما داوود صاحب قدرت را، كه او بسيار توبهكننده بود!
إِنّا سَخَّرْنَا الْجِبالَ مَعَهُ يُسَبِّحْنَ بِالْعَشِيِّ وَ اْلإِشْراقِ / سوره ص، آیه 18
ما كوهها را مسخّر او ساختيم كه هر شامگاه و صبحگاه با او تسبيح ميگفتند!
وَ الطَّيْرَ مَحْشُورَةً كُلٌّ لَهُ أَوّابٌ / سوره ص، آیه 19
پرندگان را نيز دسته جمعي مسخّر او كرديم (تا همراه او تسبيح خدا گويند)؛و همه اينها بازگشتكننده به سوي او بودند!
[28] كمالالدين ج 1 ص155
[29] 12- [تفسير القمي] وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ قَالَ الْكُتُبُ كُلُّهَا ذِكْرٌ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ قَالَ الْقَائِمُ ع وَ أَصْحَابُهُ قَالَ وَ الزَّبُورُ فِيهِ مَلَاحِمُ وَ تَحْمِيدٌ وَ تَمْجِيدٌ وَ دُعَاءٌ / بحارالأنوار ج14 ص37
[30] الزام الناصب ج1 ص130