تبليغاتX
صبح ظهور
صبح ظهور
الیس الصبح بقریب
ماموريت ما اين است كه مملكت را امام زماني كنيم
 

۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۶
رييس‌جمهور در جمع روحانيون استان کرمان: ماموريت ما اين است كه مملكت را امام زماني كنيم.

به گزارش موعود به نقل از خبر گزاری ایسنا رييس‌جمهور با تاكيد بر ادامه‌ي راه انبياء گفت: ما هنوز در ابتداي راه رسيدن به اهداف و آرمان‌هاي انبياء هستيم. اگر امروز حكومتي تشكيل داده‌ايم براي اين نبود كه يك عده بروند و يك عده ديگر بيايند، حكومت تشكيل نداديم كه بگوييم ما در ميان اين همه حكومت‌ها يك حكومت ديگريم. بلكه هدف ما از تشكيل حكومت اين بود كه يك گام بلند در مسير انبياء برداريم و ماموريت ما اين است كه مملكت را امام زماني كنيم.

دكتر محمود احمدي‌نژاد در ادامه‌ي سفر به استان كرمان طي سخناني در جمع روحانيون اين استان با اشاره به فلسفه‌ي انتظار و ظهور حضرت مهدي(عج) افزود: دشمنان براي مقابله با مهدويت فرقه‌سازي كرده‌اند و حتي نظم نوين جهاني‌شان بدلي بود و مي‌خواستند آن را به جاي حكومت امام زمان(عج) ايجاد كنند.

وي ادامه داد: آمريكايي‌ها در عراق برخي علما را احضار كردند و از آنها درباره‌ي امام زمان و محل زندگي‌اش و اينكه چه كساني با او در ارتباط هستند پرس و جو كردند.

وي در ادامه با اشاره به هدف عالي خلقت انسان، گفت: مساله‌ي بشريت فقط اين نيست كه تمام مشكلات آن‌ها حل شود. البته منظور من اين نيست كه اين مشكلات حل نشود بلكه هدف بالاتري در خلقت انسان وجود داشته است.

به نقل از سایت موعود

|+| نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت 22:14  توسط محب  | 

در پاسخ به «یک دوست»

 

در مورد آیه 5 سوره قصص «وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُن عَلَي الذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ» و ارتباط آن با ظهور منجی می‌توان به نکات زیر اشاره نمود:

 

1-      این وعده و اراده خداوند است که می‌خواهد کسانی که در زمین مستضعف واقع شده‌اند را امام و وارث قرار دهد، لذا باید گفت این وعده، تخلف ناپذیر است چراکه «ان الله لا یخلف المیعاد» (آل‌عمران- 9)

2-      ما برای اینکه بتوانیم ارتباط این وعده الهی را با ظهور منجی توضیح دهیم می‌بایست زمان تحقق آن را تعیین نماییم. با مشخص شدن زمان تحقق این وعده می‌توان دانست که آیا مربوط به زمان قبل از ظهور منجی است؟ و یا پس از آن؟ که در آنصورت منوط به ظهور منجی خواهد بود.

3-      مخاطب این وعده الهی، مستضعفین زمین هستند. اما مستضعفین چه کسانی هستند؟ در جواب باید گفت، مستضعفین کسانی هستند که در طول تاریخ بشر از ابعاد مختلف مادی و معنوی در استضعاف بسر برده و می‌برند. چه آنهایی که در اثر ظلم ظالمان و تکبر مستکبران در مضیقه و سختی زندگی کرده و می‌کنند و چه آنهایی که به دلیل نافرمانی از دستورات الهی و عدم پذیرش خلفای الهی (که مصداق بارز آن امت اسلام پس از وفات پیامبر اکرم (ص) است) تنبیه شده و از نعمات خاصه خداوند (همچون ولایت و قرآن حقیقی) محروم شده‌اند.

4-      خداوند به مستضعفین وعده داده است که به آنها امامت عطا نماید. اما سوال اینست که این نعمت بزرگ الهی، تا به حال به چه کسانی داده شده است؟ وقتی به آیات دیگر قرآن رجوع می‌کنیم، می‌یابیم که افراد بسیار معدودی در گذشته به جایگاه امامت رسانده شده‌اند. افرادی که عموما از میان انبیاء و رسولان (ع) بوده‌اند همچون ابراهیم (ع) (وَ إِذِ ابْتَلي إِبْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنّي جاعِلُكَ لِلنّاسِ إِمامًا – بقره/124) و موسی (ع) (أَ فَمَنْ كانَ عَلي بَيِّنَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَ يَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ وَ مِنْ قَبْلِهِ كِتابُ مُوسي إِمامًا وَ رَحْمَةً – هود/17)، برخی از انبیاء بنی اسرائیل (ع) (وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا – انبیاء/73) و ... در رأس آنها اهل بیت (ع). نکته قابل توجه اینست که افراد توسط خداوند متعال بر مقام امامت «جعل» می‌شوند (همانطور که در آیات فوقالذکر نیز واژه «جعل» آمده است). یعنی امام شدن امری اکتسابی نیست. و از آنجا که سیره الهی بر اینست که نعمات خود را از طریق مجاری این نعمات به افراد عطا ‌کند، می‌بایست این وعده از مجرای یک نماینده (خلیفه) الهی تحقق یابد. همانطور که در گذشته نیز خوبان درگاه الهی تمام علوم و قوا و نعمات مختلف را از مجرای باب الله (که همان اهل بیت (ع) هستند) دریافت می‌کردند. (رجوع کنید به کتاب «علی (ع) و پیامبران» که برروی وبلاگ نیز قرار دارد)

5-      نعمت امامت، زمانی به افراد عطا می‌شود که از امتحانات سخت الهی و کلاسهای تعلیم و تربیتی لازم، با موفقیت بیرون بیایند. همانطور که در مورد ابراهیم (ع) نیز اینگونه بوده است:    (وَ إِذِ ابْتَلي إِبْراهيمَ رَبُّهُ بِكَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنّي جاعِلُكَ لِلنّاسِ إِمامًا – بقر0/124)   در تفاسیر و بنابر استنادات تاریخی گفته می‌شود که حضرت ابراهیم (ع) در اواخر عمر خود و پس از گذراندن امتحاناتی همچون «انداخته شدن در آتش»، «ذبح اسماعیل (ع)» و ... به مقام امامت رسانده شد.  لذا باید گفت، مستضعفین زمین نیز که قرار است امام قرار داده شوند، می‌بایست تعلیم و تربیتهای لازم و صحنه‌های مختلف را بگذرانند. این تعلیم و تربیتها تنها در آخرالزمان و در آستانه ظهور منجی است که شکل حقیقی به خود می‌گیرد و لذا منطقی نیست که پیش از آن زمان، امامت را برای مستضعفین متصور باشیم. چراکه انسان تربیت نشده، نعمات الهی را ضایع می‌کند.

6-      زمانی که به کمیت مستضعفین در زمین نگاه می‌کنیم، می‌یابیم که تعداد آنها بسیار زیاد بوده و هست. حال این سوال پیش می‌آید که آیا زمانی در طول تاریخ گذشته و حال وجود دارد که تمام این افراد به موقعیت امامت و وراثت رسیده باشند؟ یک نگاه گذرا به تاریخ بشر حاکی از این است که در هیچ زمانی تا به حال این وعده الهی تحقق نیافته است.

7-      خداوند وعده داده است که مستضعفین را امام قرار دهد. اما آیا امکان دارد که با وجود مستکبران در زمین، تمامی مستضعفین به چنین موقعیتی برسند؟ آیا مستکبران چنین مجالی را خواهند داد؟ آیا منطقی نیست اگر بگوئیم این وعده مربوط به زمانی خواهد بود که دیگر مستکبری در زمین نباشد؟ و آیا نبود مستکبرین، را می‌توان جز در پرتو یک حکومت واحد جهانی و حاکمیت یک منجی الهی در نظر گرفت؟

8-      وراثتی که خداوند وعده می‌دهد به چه معناست؟ اگر وراثت به معنای ارث بردن انواع نعمات الهی باشد، چه کسی جز «صاحب نعمات» می‌تواند ارث دهنده آنها باشد؟ جز یک منجی الهی که از جانب خداوند مأموریت داشته باشد، چه کسی توان و اجازه این را دارد که نعمات الهی را به دیگران ارث دهد؟

9-      سوال دیگر اینکه، آیا این مستضعفین تنها مربوط به دوره خاصی است یا تمامی زمانها را شامل می‌شود؟ از تأکید آیه بر «الذین استضعفوا فی الارض» بر می‌آید که کل مستضعفین در گذشته و حال و آینده می‌توانند مخاطب این آیه باشند. بعنی باید شرایطی ایجاد شود که همه مستضعفین حضور یابند و امامت و وراثت به آنها داده شود. و این مسئله جز با مقوله رجعت گذشتگان در زمان ظهور منجی، توضیح داده نمی‌شود.

10-   و آخر اینکه:

سلمان فارسي از وجود مقدس حضرت رسول اکرم (ص) نقل مي کند که: اي سلمان! خداوند هيچ نبي ورسولي را مبعوث نکرده مگر اينکه براي او دوازده وصي قرار داده. ...سلمان عرض مي کند: چگونه مي شود که سلمان آنها را درک کند. حضرت مي فرمايد: اي سلمان؛ تو و هر که مانند تو ايشان را از روي معرفت دوست بدارد، درک مي‏کند. سلمان مي‏گويد: خدا را بسيار سپاس گفتم و عرض کردم يا رسول الله آيا عمر من تا زمان آنها ادامه خواهد داشت؟ حضرت فرمودند: اي سلمان بخوان اين آيه را:

فَإِذا جاءَ وَعْدُ أُولاهُما بَعَثْنا عَلَيْكُمْ عِبادًا لَنا أُولي بَأْسٍ شَديدٍ فَجاسُوا خِلالَ الدِّيارِ وَ كانَ وَعْدًا مَفْعُولاًاسراء/5

پس چون وقت انتقام اول فرا رسد بندگان سخت جنگجو و نيرومند خود را بر شما برانگيزيم تا آنجا که در درون خانه‏هاي شما نيز جستجو کنند و اين وعده انتقام حتمي خواهد بود.

(تلاوت اين آيه اشاره به اين است که جناب سلمان رحلت مي‏کند و بعد رجعت مي کند؛ اين آيه از آيات رجعت است.) سلمان مي گويد آيا اين پيماني است از طرف شما؟ حضرت فرمود: سوگند به خدايي که محمد را به رسالت برانگيخت اين پيماني است از طرف من و علي و فاطمه و حسن و حسين و نُه تن امام و از همه کساني که از ماست و در راه ما مورد ستم قرار گرفته‏اند. اي سلمان به خدا سوگند ابليس و سپاهيانش حاضر مي‏شوند و همة مؤمنان خالص و کافران خالص حاضر مي شوند، قصاصها و انتقامها گرفته مي شود و خداوند به کسي ستم نمي کند.اين است تأويل آيه:

«نريد ان نمن علي الذين استضعفوا فِي الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِينَ»

 

بحارالأنوار ج‏25 ص‏6 و ج‏53 ص‏142/ مصباح‏الشريعه ص‏63

 

|+| نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم اردیبهشت 1386ساعت 19:9  توسط محب  | 

آخرالزمان

 

 ‹‹آخرالزمان›› یا پایان دوران همانگونه که از نام آن برمی‌آید به انتهای یک دوره اطلاق می‌شود و مقطعی از زمان است که در آن تغییر از یک دوره به دوره‌ای جدید رخ می‌دهد.  از آنجا که اکنون دوره دنیا برپاست آخرالزمان به انتهای دوره دنیا مربوط می‌شود. 1

 آخرالزمان از ديدگاه اديان به دوراني گفته مي‌شود كه وقايعي عظيم و عجيب در آن رخ مي‌دهد و حاكي از انتهاي زندگي به شيوه فعلي بر روي زمين است. انتظار مي‌رود با سپري شدن آخرالزمان دوره جديدي فرا برسد كه بسيار با وضعيت پيشين آن متفاوت باشد. همچنين در اين زمان است كه اديان الهي به ظهور مردي بشارت داده اند كه ظلم و جور را از زمين بر مي‌چيند و آن را پر از عدل و داد مي‌سازد2. نمونه چنين بشارت هايي در کتب آسمانی آمده است.

 آخرالزمان در ادیان

یهود :

تصور آخر الزمان به معنی پایان دوره جهان و پیوستن آن به قیامت کبری در دین یهود از سده‌های دوم و سوم قبل از میلاد پیدا شده، پیش از این زمان بنی‌اسرائیل که خود را قوم برگزیده خداوند می‌دانستند، در انتظار روزی بودند که در آن وعده الهی تحقق یابد و خداوند قوم برگزیده خود را در سرزمین موعود مستقر، و دشمنان آن را نابود کند، و عدل و احسان خود را بر سراسر جهان بگستراند. در دوره‌های بعد از حکومت حضرت داوود و سلیمان ع که این قوم از لحاظ دینی و اخلاقی گرفتار فساد و انحطاط شده و گرایش به شرک و الحاد در میان آنان شدت گرفته بود، غایت این آرزو و انتظار بازگشت قدرت و وحدت و خلوص دوران گذشته بود و انتظار زمانی می‌رفت که خداوند بار دیگر پیشوائی بفرستد و قوم را از تیره بختی نجات دهد.

مسیح :

نظریاتی که درباره آخر الزمان در چهار انجیل آمده است یکسان نیست. ولی به طور کلی وقوع آخر الزمان به صورت‌های زیر بیان شده است :

1- الیاس باید پیش از آمدن مسیح بیاید و ظهور وی وقوع داوری بزرگ را اعلام کند.

2- بعد از مرگ مسیح و رستاخیز و صعود او، در هنگام رجعت او این واقعه محقق می‌گردد.

3-رجعت عیسی و آغاز روز بزرگ و داوری نهائی، ناگهانی است وهیچ علامتی ندارد.

4- حوادثی پیش از رجعت مسیح در جهان روی میدهد که از آن جمله جنگ‌ها و بلاهالی سخت و زلزله است.

زرتشت:

در گاهان (گاثها) که سروده‌های خود زرتشت است و در آنها می‌توان عقاید وی را یافت اشاره چندانی به پایان جهان نشده است، اما چنین می‌نماید که در بندی از گاهان (یسن ۴۳ بند ۳) سخن از مردی است که در آینده می‌آید و راه نجات را می‌یابد، همچنین در گاهان چند بار به واژه سوشینت بر میخوریم که در ادبیات بعدی زرتشت به صورت سوشیانس در آمده و منجی نهائی زرتشتی به شمار می‌آید.3

بشارت ادیان الهی به ظهور منجی

 در کتب آسمانی، مطالبی دیده می‌شود که محتوای آن، نشان‌دهنده آشنایی پیامبران الهی با آخرالزمان و مقوله ظهور است. در زیر، چند نمونه از این مطالب آمده است:

 انجیل :

کمرهای خود را بسته، چراغ‌های خود را افروخته بدارید. و شما مانند کسانی باشید که انتظار آقای خود را می‌کشند که چه وقت از عروسی مراجعت کند. تا هر وقت آید و در را بکوبد، بی‌درنگ برای او باز کنند. خوشا به حال آن غلامان که آقای ایشان چون آید، ایشان را بیدار یابد... پس شما نیز مستعد باشید، زیرا در ساعتی که گمان نمی‌برید پسر انسان می‌آید.

انجیل لوقا فصل 12، بندهای 35و36

 تورات :

و نهالی از تنه یسی* بیرون آمده، شاخه‌ای از ریشه‌هایش خواهد شکفت و روح خدا بر او قرار خواهد گرفت. مسکینان را به عدالت داوری خواهد کرد و به جهت مظلومان زمین به راستی حکم خواهد کرد. گرگ با بره سکونت خواهد کرد و پلنگ با بزغاله خواهد خوابید و گوساله و شیر پرواری با هم، و طفل کوچک آنها را خواهد راند. در تمامی کوه مقدس من، ضرر و فسادی نخواهند کرد زیرا که جهان از معرفت خداوند پر خواهد شد.

 * بنا به نوشته قاموس مقدس ص 951، «یسی» به معنی قوی، نام پدر حضرت داود ع است.

 تورات، اشعیا نبی، فصل 11، بندهای 1 تا 10

 زبور:

زیرا که شریران منقطع خواهند شد و اما منتظران خداوند، وارث زمین خواهند شد، هان بعد از اندک زمانی شریر نخواهد بود. در مکانش تأمل خواهی کرد و نخواهد بود. و اما حلیمان وارثان زمین خواهند شد... و میراث آنها خواهد بود تا ابدالآباد.

عهد عتیق، کتاب مزامیر، مزمور 37، بندهای 9 تا 12 و 17تا 18

 منابع زرتشتیان:

سوشیانس(نجات دهنده بزرگ) دین را به جهان رواج دهد، فقر و تنگدستی را ریشه‌کن سازد. ایزدان را از دست اهریمن نجات داده، مردم جهان را هم‌فکر و هم‌گفتار و هم‌کردار گرداند.

جاماسب نامه، ص121

 منابع هندوها:

این مظهر و یشنو(مظهر دهم) در انقضای کلی یا عصر آهن سوار بر اسب سفیدی در حالیکه شمشیر برهنه درخشانی به صورت ستاره دنباله‌دار در دست دارد ظاهر می‌شود و شریران را تماما هلاک می‌سازد و خلقت را از نو تجدید و پاکی را رجعت خواهد داد... این مظهر دهم در انقضای عالم ظهور خواهد کرد.

اوپانیشاد، ص737

 آخرالزمان در اسلام

 موضوع ظهور مصلح در آخرالزمان در اسلام بسیار قدیمی و ریشه‌دار است و اختصاص به تشیع ندارد بلکه اتصال آن بوضوح به نبی اکرم ص می‌باشد.( كليات عقايد مربوط به آخرالزمان از جمله مطالبي است كه تقريباً در ميان همة فرقه‌هاي بزرگ اسلام پذيرفته شده است، ولي اينكه آيا تحولات آخرالزمان با ظهور مهدي موعود پديدار خواهد شد نيز اينكه مهدي موعود چه كسي است، مورد اختلاف است.

هم اکنون بیش از 50 جلد کتاب مستقل، از علمای اهل سنت پیرامون حضرت مهدی عج در دست است. نخستین کتابی که از طرف علمای اهل سنت در حق آن حضرت نگارش یافته، کتاب «صاحب‌الزمان» است که مؤلف آن متوفی سال 275 هجری است و احتمالا این کتاب پیش از ولادت حضرت بقیة الله(255 هجری) نگاشته شده است.

مسئله مهدویت به صورت یکی از ضروریات دین اسلام در آمده است که منکر آن از آیین اسلام بیرون خواهد بود و آن، مضمون حدیثی است که علمای اهل سنت از پیامبر اکرم ص روایت کرده‌اند:

«من کذّب بالمهدی فقد کفر»

هر کس مهدی را انکار کند به راستی کافر است.

عقدالدرر ص157، تألیف یوسف بن یحیی المقدسی الشافعی

 گروهی از علمای اهل سنت به مضمون این حدیث فتوا داده‌اند.4

 

آخرالزمان در قرآن

دانشمندان مسلمان برخی از آیات قرآن را به استناد احادیث ذیل آن آیات، مرتبط با آخرالزمان و ظهور دانسته‌اند. در حالیکه برخی دیگر از آیات صراحتاً مربوط به آخرالزمان می‌باشد. در مجموع، آیاتی از قرآن که به آخرالزمان و ظهور می‌پردازد «آیات المهدی عج» نامیده می‌شوند. 5

 

آخرالزمان در احادیث

احادیث آخرالزمان را بسیاری از دانشمندان شیعه و اهل سنت روایت کرده‌اند6. در اینگونه احادیث وقایع بسیاری ذکر شده‌اند که در آخرالزمان رخ می‌دهند و تحت عنوان کلی «علایم آخرالزمان» یا «اشراط الساعه» نام برده می‌‌شوند. به برخی از این نشانه‌ها «علایم حتمی» اطلاق شده است و به برخی دیگر «علایم احتمالی»7.

 عنوان برخی از این وقایع در ادامه آمده ‌است:

 ۱ - خروج سفيانى (بنا به اعتقاد شیعه: سفيانى، يكى از طاغوتهاى مقدّس مآب از نسل ابوسفيان است و در شام به دست سپاه مهدى شكست خورده و كشته مى شود).

۲ - كشته شدن سيّدِ حسنى (بنا به اعتقاد شیعه: جوان خوش صورت از آل امام حسن با سپاهش به حمايت از امام مهدی برمى خيزد و سرانجام، کشته می‌شود).

۳ - اختلاف بنى عبّاس در رياست دنيا.

۴ - گرفتن خورشيد در نيمه ماه رمضان .

۵ - گرفتن ماه در آخر آن ماه، برخلاف عادت (و نظم فلكى).

۶ - فرو رفتن زمين بيداء (زمين بين مكّه و مدينه).

۷ - فرو رفتن زمين در نقطه اى از مشرق و مغرب .

۸ - توقّف خورشيد، هنگام اوّل ظهر تا وسط وقت عصر.

۹ - طلوع خورشيد از مغرب .

۱۰ - كشتن « نفس زكيّه » در پشت كوفه همراه هفتاد نفر از یارانش .

۱۱ - سر بريدن يك مرد هاشمى بين حجرالاسود و مقام ابراهيم .

۱۲ - ويران شدن ديوار مسجد كوفه .

۱۳ - به اهتزاز درآمدن پرچمهاى سياه از جانب خراسان .

۱۴ - خروج يمانى (بنا به اعتقاد شیعه: يمانى از مردان نيك و طرفدار امام زمان است ) كه به حمايت از مهدی ، با سپاه خود برمى خيزد.

۱۵ - ظهور مغربى در مصر و حكومت او بر مردم شام .

۱۶ - فرود تركها به جزيره .

۱۷ - ورود روميان به رمله .

۱۸ - طلوع ستاره درخشان در سمت مشرق كه همچون ماه مى درخشد سپس دو جانب آن خم گردد كه نزديك شود كه آن دو جانب به همديگر متّصل شوند.

۱۹ - پديد آمدن سرخى در آسمان كه در فضا پراكنده گردد.

۲۰ - آتشى در طول مشرق، آشكار شود و سه روز يا هفت روز در آسمانى باقى بماند.

۲۱ - آزادی عرب از اسارت خود را و حكومت عرب بر شهرها و كشورها.

۲۲ - بيرون رفتن عرب از تحت نفوذ سلطان عجم .

۲۳ - كشتن امير مصر، توسّط مردم مصر.

۲۴ - خراب شدن شام .

۲۵ - كشمكش سه گروه در شام.

۲۶ - ورود دو گروه قيس و عرب به كشور مصر.

۲۷ - به اهتزاز درآمدن پرچمهاى قبيله « كنده » در خراسان .

۲۸ - آمدن اسبهايى از جانب مغرب، تا اينكه در كنار حيره (نزديك كوفه ) بسته شوند.

۲۹ - برافراشته شدن پرچمهاى سياه از جانب مشرق به سوى حيره .

۳۰ - طغيان آب فرات، به طورى كه سرازير كوچه هاى كوفه گردد.

۳۱ - خروج شصت دروغگو كه همه آنان ادّعاى نبوت مى كنند.

۳۲ - خروج دوازده نفر از نژاد ابوطالب كه همه آنان ادّعاى امامت براى خود دارند.

۳۳ - سوزاندن مردى بلند مقام از شيعيان بنى عبّاس بين سرزمين جلولاء (واقع در هفت فرسخى خانقين) و سرزمين خانقين .

۳۴ - بستن پلى نزديك محله كرخ بغداد.

۳۵ - برخاستن باد سياهى در بغداد، در آغاز روز.

۳۶ - زلزله شديد در بغداد.

۳۷ - فرو رفتن بيشتر شهر بغداد در زمين بر اثر زلزله .

۳۸ - ترس عمومى كه عراق و بغداد را فراگيرد.

۳۹ - مرگهاى سريع و عمومى در بغداد.

۴۰ - كم شدن اموال و انسانها و محصول كشاورزى .

۴۱ - پيدايش ملخ در فصل خود و در غير فصل خود تا آنجا كه زراعتها و غلاّت را از بين ببرد.

۴۲ - كم شدن غلاّت و محصولات گياهى .

۴۳ - اختلاف و كشمكش در ميان دو صنف از عجم و خونريزى بسيار بين آنان .

۴۴ - بيرون آمدن بردگان از زير فرمان اربابان و كشتن اربابان .

۴۵ - مسخ شدن جمعى از بدعتگذاران، به صورت ميمون و خوك .

۴۶ - پيروزى بردگان بر شهرهاى اربابان .

۴۷ - نداى (غيرعادى ) از آسمان بر همه جهان به طورى كه هركسى در هر زبانى باشد آن ندا را به زبان خودش مى شنود.

۴۸ - پيدايش صورت و سينه انسان در قرص خورشيد.

۴۹ - مردگانى زنده از قبرها بيرون آيند و به دنيا بازگردند و به ديد و بازديد با همديگر بپردازند.

۵۰ - در پايان همه، ۲۴ بار، باران پى در پى مى آيد و زمين خشك را پس از مرگش، زنده و سبز و خرّم مى كند و به دنبال آن بركتهاى زمين بروز مى نمايد و در دسترس قرار مى گيرد. 8

 

شباهت موضوعات مطروحه در احادیثِ مربوط به اشراط الساعه(علایم برپایی قیامت) و احادیث مربوط به علایم آخرالزمان این بحث را مطرح می‌کند که چه بسا برخی از آیات قرآن که به ذکر حوادثی از قیامت می‌پردازند مربوط به آخرالزمان و ظهور امام زمان عج باشد. چرا که در ذیل اینگونه آیات قرآن احادیثی وارد شده است که در آن ها «یوم القیامة» به «یوم قیام القائم ع» تأویل شده است.9

 نسبت به احادیث مربوط به آخرالزمان دو گونه نگرش دیده می‌شود. برخی دانشمندان و دانش‌پژوهان معتقدند وقایع آخرالزمان به همانگونه که در احادیث ذکر شده است واقع می‌شود، در حالیکه برخی دیگر، حوادث مذکور در روایات را به مسایلی امروزی تعبیر می‌کنند. به عنوان مثال در روایات آمده است که مهدی عج با شمشیر (سیف) قیام می‌کند10. دو گونه نگاه می‌توان به این حدیث داشت. یکی اینکه بگوییم منظور اهل‌بیت ع از شمشیر در این حدیث، سلاح است و چون در آن زمان سلاح روز شمیر بوده به اینصورت مطرح شده است و تعبیر آن در این زمان و در آینده، اسلحه تکنولوژیک است. یک منظر دیگر این است که بگوییم منظور، دقیقا همان شمشیر ذکر شده در حدیث است و مهدی عج حقیقتا با شمشیر قیام می‌کند. لازمه این نگاه این است که در چنین حالتی همه سلاح‌های تکنولوژیک در آن زمان بی اثر باشند تا اینکه بتوان با شمشیر جنگید و یک جبهه عظیم را به پیش برد و به پیروزی رسانید. چرا که اگر در آن زمان اسلحه روز فعال باشد و مورد استفاده قرار گیرد اینکه گروهی با شمشیر نبرد کنند بی‌معنا جلوه می‌کند.

پیروان این فرضیه، آخرالزمان و فضایی را که مهدی عج در آن قیام می‌کند، فضایی جدید، عجیب و غیر عادی می‌دانند و آخرالزمان را پایان این دنیا و شروع تدریجی دنیایی جدید می‌پندارند. لذا معتقدند در فضایی که دنیا در حال دگرگونی است تعبیر وقایع مذکور در روایات به مقولات دنیایی، کار به جایی نیست. چه بسا معتقدان به این فرضیه، وقوع رخدادهای غیر عادی و متناقض با قوانین طبیعی در برخی اقوام گذشته در فضایی عاری از تکنولوژی امروز را دلیلی بر امکان وقوع این رویدادها در آینده، بدون حضور تکنولوژی می‌دانند.11

از سوی دیگر، علاقه‌مندان به تعبیر وقایع آخرالزمان به مقولات امروزی، برخی رویدادهای مذکور در احادیث را که نظیر آن حتی در این زمان (با وجود فناوری‌های پیشرفته ) دیده نمی‌شود مربوط به تکنولوژی می‌دانند که در آینده بوجود خواهد آمد.

همچنین برخی دیگر از محققین با زیر سؤال بردن سند روایات مطرح کننده این وقایع، چنین رویدادهایی را غیرممکن می‌دانند. در حالیکه با توجه به کثرت احادیث ذکر کننده حوادث آخرالزمان به نظر می‌رسد اینگونه برخورد با احادیث شبیه به پاک کردن صورت مسئله است و کمکی به تبیین آخرالزمان نمی‌کند. همچنین با وجود برخی احادیث غیر مستند نمی‌توان تعداد کثیر روایات مربوط به آخرالزمان را زیر سؤال برد.

 

آیا در آخرالزمان و زمان ظهور، دنیا تغییر می‌کند؟

 دنیا یا نشئه اول(نشأة الأولی) به مجموعه‌ای بزرگ از اشیاء مادی اطلاق می‌شود که قوانینی مادی بر آنها حاکم است. مطالعه در این قوانین منجر به ایجاد علوم ریاضی و فیزیک و شیمی و ... شده است. همه فناوری‌های پیشرفته امروزی بر اساس این قوانین ابداع شده و در چارچوب این قوانین عمل می‌کند. حال، بروز تغییر در مجموعه اشیاء مادی و قوانین موجود در نشئه اول تا حدی که دیگر نتوان آن را نشئه دنیا نامید، باعث ایجاد نشئه‌ای جدید می‌گردد که بدان نشئه‌ای دیگر یا «نشأة الأخری» اطلاق می‌شود12. مثلا در قیامت که طبق آیات قرآن زمین و آسمان تغییر می‌یابند و حوادث عجیب و هولناکی روی می‌دهد نشئه‌ای دیگر برپا می‌شود که می‌توان آن را «نشئه قیامت» نامید. چرا که قوانین حاکم در آن فضا، قوانینی جدید و متفاوت با قوانین حاکم در نشئه قبل از قیامت است. طبق آیات و روایات در قیامت انسان‌ها کتاب خویش را می‌بینند، نیت‌ها عیان است، هیچکس سخن نمی‌گوید مگر به اذن خداوند رحمان، اعضا و جوارح انسان‌ها شهادت می‌دهند و... این مقولات ناشی از برپایی نشئه‌ای جدید است که در آن، اشیاء با قوانینی جدید و متفاوت از گذشته اداره می‌شوند.13

 از طرفی طی بررسی آیات و روایات مربوط به آخرالزمان و ظهور، به وقایعی برمی‌خوریم که در نشئه دنیا رایج نیست، یعنی اینکه بوسیله قوانین حاکم در نشئه فعلی، بروز چنین اتفاقاتی عادی و ممکن نیست. این موضوع این سؤال را بر می‌انگیزد که آیا در زمان ظهور، نشئه اول تمام و نشئه‌ای دیگر برپا می‌گردد؟ در جواب این پرسش برخی معتقدند وقایع عجیب و غیرعادی که در اینگونه روایات مطرح شده همگی در چارچوب قوانین فعلی مادی امکان وقوع دارند اما توسط فناوری‌های بسیار پیشرفته‌ای که در آینده ابداع خواهد شد. لذا اینگونه افراد دوران حکومت حقه در زمان ظهور را ادامه نشئه فعلی می‌دانند. اگر چنین جوابی صحیح و منطبق بر واقعیت باشد می‌توان همین موضوع را برای قیامت قائل شد و مطرح نمود که تمام اتفاقات غیر عادی که در قیامت رخ می‌دهد توسط فناوری فوق مدرنی است که در آینده اختراع خواهد شد، و سپس این استدلال را دائما تکرار کرد و تا درجه انتهایی بهشت همه چیز را تکنولوژیک تصور نمود! اما چنین فرضیه‌ای توسط هیچکس مطرح نمی‌شود و غالبا قیامت نشئه‌ای جدید قلمداد می‌گردد. اگر در قیامت رخدادهای عظیم و عجیب وجود دارد در زمان ظهور نیز وقایعی غیر عادی رخ می‌دهد. اگر قیامت محل حساب است در آستانه ظهور نیز با ظالمین تا حدی تسویه حساب می‌شود. اگر قیامت نشئه‌ای جدید است آیا نمی‌توان ملک عظیم اهل‌بیت ع را در زمان ظهور، نشئه‌ای جدید دانست؟

 

جایگاه آخرالزمان شناسی

پرداختن به آخرالزمان چه ضرورتی دارد؟ می‌دانیم که حکومت حقه امام زمان عج در آخرالزمان و پس از ظهور ایشان واقع می‌شود. ما در آیات قرآن و احادیث بسیار به ظهور دعوت شده‌ایم. در حال و هوای ظهور بودن، دعا برای فرج، انتظار و زمینه‌سازی برای ظهور، در قرآن و روایات مورد تأکید قرار گرفته است.14

در تاریخ نیز که می‌نگریم انبیاء ع را با آخرالزمان و ظهور آشنا می‌یابیم. ایشان قوم خود را به سوی آینده دعوت می‌کردند و آنان را با امام زمان عج آشنا می‌ساختند. در کتب انبیاء  گذشته وصف صحنه‌هایی از آخرالزمان و سپس گسترانیده شدن عدل و داد بر روی زمین را می‌یابیم.15

گویا از ابتدا حکومت موعود خدایی (دولت الله) آرمان نیکان و صالحان بوده و همه جهت‌گیری‌ها به آن سو انجام می‌شده و مردم در طول تاریخ توسط پیامبران ع در این راستا حرکت داده می‌شدند. 16

 پس از اینکه حضرت آدم ابوالبشر و حوا سلام الله علیهما از بهشت بیرون برده شدند، رسیدن به حکومتی الهی و زندگی در فضایی بهشت گونه همیشه آرمان بشر بوده است و خوبان از بشر تلاش داشته‌اند مسیر رسیدن به این هدف را هموار و مقدمات وصول به آن را فراهم سازند. در مقابل، دشمنان انسانیت که در ابتدا نیز به دنبال اخراج حضرت آدم ع از بهشت بودند اکنون نیز در مسیر نیل انسان به هدف خویش سنگ‌اندازی می‌کنند و مانع رسیدن او به آرمانش می‌شوند.

 در این زمان دشمن سعی می‌کند با تغییر آموزه‌های کتب مقدس مسیحیت و یهود و با ارائه تبیین نادرست از آخرالزمان فضا را به نفع خود تغییر دهد تا اینکه هنگام فرارسیدن صحنه‌های آخرالزمان بیشترین بهره‌برداری را داشته باشد. در این زمان آنان می‌کوشند نبردهای آخرالزمان را نبرد بین اسلام و مسیحیت و یا میان اسلام و یهود و در کل نبردی میان ادیان جلوه دهند. در حالیکه جنگ‌های آخرالزمان میان دو سپاه حق و باطل است. افراد حق با هر دینی درون لشگر حق و افراد باطل با هر کیش و آیینی درون لشگر باطل قرار می‌گیرند.

دشمنان سعی در پیاده‌سازی وقایع آخرالزمان از دیدگاه خود دارند و در این مسیر به طور جدی وارد عرصه عمل شده‌اند. برخی تحلیلگران مسایل سیاسی، لشگرکشی‌های اخیر امریکا به منطقه را  برای دسترسی به منافع نفتی و ... عنوان کرده‌اند. در حالیکه برخی دیگر از دانشمندان، با نگاهی همه‌جانبه‌گرایانه باور دارند این لشگرکشی‌ها ارتباط تنگاتنگی با عقاید مذهبی افراط‌گرایانه هیئت حاکمه امریکا دارد. دستگیری علمای عراقی و سؤال از آنان در مورد مهدی موعود توسط فرماندهان ارتش امریکا و وقایع مشابه دیگر، این رابطه را بیشتر مشخص می‌سازد17.

 در این باور، به تأسیس رژیم اسرائیل نیز در راستای آخرالزمان و تحقق اهداف صهیونیستی  نگریسته می‌شود. در نگاه اینگونه تحلیلگران، صهیونیسم عقیده دارد برای زمینه‌سازی ظهور مسیح، باید دولتی یهودی در فلسطین تشکیل شود (یعنی محل ملک گذشته بنی‌اسرائیل در زمان حضرت سلیمان ع)، مسجد الاقصی ویران شود و به جای آن معبد سلیمان بنا گردد، گوساله‌ای سرخ‌موی در پیشگاه آن معبد قربانی شود و جنگی جهانی به پا گردد.18

آنان با تشکیل دولت اسرائیل در اواسط قرن بیستم انگیزه بیشتری برای ادامه کار پیدا کردند و رؤیاهای از دست یافته خویش را بار دیگر دست‌یافتنی دیدند. هم اکنون صهیونیست‌ها بنای معبد سلیمان را آماده کرده‌اند و به دنبال ویران کردن مسجد‌الاقصی هستند. آنان همچنین با استفاده از علم ژنتیک گوساله‌ای سرخ موی را به وجود آورده‌اند و آن را برای زمان قربانی نگه داشته‌اند. جبهه صهیونیسم که نه تنها در اسرائیل بلکه در هیئت حاکمه امریکا نیز وجود دارد19، برای برپایی جنگ جهانی مقدمه ساز ظهور مسیح، با انهدام برج‌های دوقلو در ایالات متحده بهانه‌ای به وجود آوردند تا به خاورمیانه، محل اصلی بروز و ظهور وقایع آخرالزمان، لشگرکشی کنند20.

از سویی در جبهه دیگر، مسلمانان با وجود منابع عظیم و غنی از معلومات صحیح نسبت به آخرالزمان که بر خلاف ساختگی بودن آن در مکتب صهیونیسم، الهی می‌باشد متأسفانه عموما همتی کافی در پرداختن به آن معلومات و تبدیل آن‌ها به تفکر و یک برنامه مشخص نداشته و در قبال رفتارهای صادر شده از جبهه صهیونیسم موضعی منفعلانه اتخاذ نموده‌اند. غفلت از آخرالزمان منجر به این شده است که مسلمانان  معنی رفتارها و رویه‌هایی را که صهیونیست‌ها در پیش می‌گیرند متوجه نشوند و ارتباط آن رفتارها را با آخرالزمان درنیابند.

مسلمانان اگر هم نخواهند به آخرالزمان اعتنا کنند با گروهی طرف هستند که آخرالزمان برای آن بسیار مطرح است و حاضر است تمام سرمایه‌های خود را در این مسیر خرج نماید. آنان در این راستا برای مسلمانان برنامه دارند و خواهان نه تنها شکست دادن و خوار و ذلیل کردن آنها بلکه خواستار نابودیشان هستند21. برای مسلمانان چاره‌ای نمی‌ماند جز بیداری و حرکت در جهت خنثی نمودن توطئه دشمن و اشاعه تفکر صحیح نسبت به آخرالزمان و حاکم کردن آن در جوامع اسلامی و بلکه تمام جهان.

این هدف مستلزم مقدماتی است. تحقیق و تفحص در منابع اسلامی برای یافتن تبیین صحیح نسبت به آخرالزمان. تبدیل این معلومات به یک تفکر و اشاعه آن در جوامع اسلامی. تبدیل این تفکر به یک برنامه و قرار گرفتن آن به عنوان یک استراتژی مشخص در جهت‌گیری‌های کلی کشورهای اسلامی.

  

پی‌نوشت‌ها

 

1 آخرالزمان، اصطلاحي (است) كه در فرهنگ اديان بزرگ دنيا ديده مي‌شود و در اديان ابراهيمي از اهميت و برجستگي ويژه‌اي برخوردار است. عقايد مربوط به آخر الزمان بخشي از مجموعة عقايدي است كه به پايان اين جهان و پيدايش جهان ديگر مربوط مي‌شود و اديان بزرگ دربارة آن پيشگوييهايي كرده‌اند.

دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی ج1 ص 134

2اين اصطلاح(آخرالزمان)، در كتابهاي حديث و تفسير در دو معني به كار رفته است: نخست، همة آن قسمت از زمان كه بنابر عقيدة مسلمانان، دوران نبوت پيامبر اسلام است و از آغاز نبوت پيامبر تا وقوع قيامت را شامل مي‌شود. دوم، فقط آخرين بخش از دوران ياد شده كه در آن مهدي موعود ظهور مي‌كند و تحولات عظيمي در عالم واقع مي‌شود.

دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی ج1 ص 134

 3 دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی ج1 ص 134

 4 یوم الخلاص، تألیف کامل سلیمان، ترجمه حجة‌الاسلام مهدی‌پور - همچنین مراجعه کنید به کتاب «الامام المهدی عند اهل السنه ».

 5 در نظر عده‌اي از مفسران متأخر مسلمان، در قرآن آياتي است كه نظر به آيندة جوامع انساني دارد و دربارة حكومت توحيد و عدل در آيندة زندگي انسان مطالبي بيان مي‌كند. اينان معتقدند كه آيات مربوط به استخلاف انسان در زمين، فرمانروا شدن نيكوكاران زمين (وراثت صالحان) و پيروزي حق بر باطل به رغم جولان دائمي باطل، آياتي هستند كه سرنوشت آيندة بشريت را پيشگويي مي‌كنند و مستقيماً به مسألة آخرالزمان مربوط مي‌شوند. محمد رشيد رضا (9/80)، محمدحسين طباطبايي (14/330) و سيد قطب‌ (5/3001، 3002) به ترتيب در ذيل آيات 128 از سورة اعراف، 105 از سورة انبياء و 171ـ172 از سورة صافات قرآن، اين عقيده را توضيح داده‌اند. (به نقل از دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی ج1 ص 134)

 6 احاديث آخرالزمان را بسياري از محدثان از جمله بخاري (19/49)، ابوداود (4/113)، ابن ماجه (1/49)، احمد بن حنبل (3/5) و مجلسي (52/185، 207، 212، 261) آورده‌اند.

 7 « در فرهنگ عامة مسلمانان مخصوصاً شيعه، اصطلاح آخرالزمان حكايت از عصري مي‌كند كه مهدي موعود در آن ظهور مي‌كند و تحولات ويژه‌اي در جهان رخ مي‌دهد. در روايات مسلمانان براي اين عصر مشخصات ويژه‌اي (به نام علائم آخرالزمان) نقل شده است.»

افزون بر اصطلاح «علائم آخرالزمان»، در فرهنگ مسلمانان اصطلاح مشابه ديگري است و آن «اَشْراطُ السّاعَه» (علادم برپا شدن رستاخيز) است. گرچه اين اصطلاح به علائم وقوع قيامت اختصاص دارد، ‌ولي از بررسي رواياتي كه زير اين عنوان در كتابهاي حديث نقل شده است، بر مي‌آيد كه مضمون اين روايات، مطالب مشترك بسياري با روايات آخرالزمان دارد و بسياري از علائم، در هر دو دسته از روايات ذكر شده است (ابن ماجه، 2/1341، 1342، 1343). با وجود اشتراك در مضمون روايات ياد شده، اين مطلب مسلم است كه در همة ادوار تاريخ مسلمانان، مسألة آخرالزمان به صورت آشكاري از مسألة قيامت تفكيك شده است. به عقيدة مسلمانان، قيامت همان احوالي است كه پس از فناي اين عالم مادي واقع مي‌شود، ولي دورة آخرالزمان، قسمت پاياني همين عالم است و به اين عقيده مربوط مي‌شود كه عالم اجسام (دنيا) سرانجام فاني خواهد شد و زمان به پايان خواهد رسيد. (به نقل از دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی ج1 ص 134)

 8 علامه حلی، نگاهى بر زندگى دوازده امام، ترجمهٔ محمد محمدى اشتهاردى

9 بحارالانوار 6/313 – بحارالانوار 53/1 – تأویل‌الآیات 780 – بحارالانوار 24/398/120 – البرهان 5/679

همچنین برخی از محققین، ظهور امام زمان عج و قیام ایشان را به «قیامت صغری» تعبیر نموده اند.

 10 بحارالانوار 52/389/210 - کفایة‌الاثر 147، صراط‌المستقیم 2/153 – کمال‌الدین 1/321/3

 11 با مراجعه به  قرآن و همچنین تاریخ درمی‌یابیم در خلال عمر بشر وقایعی رخ داده که با قواینی طبیعی سازگار نبوده است. درشت‌ترین این وقایع معجزاتی است که به دست پیامبران علیهم السلام و اوصیاء بزرگوارشان جاری می‌شد. غیر طبیعی بودن اینگونه رویدادها، به معنی نظام‌مند نبودن آنها نیست، بلکه این معجزات تحت حکومت قوانین موجود در فضای ماوراءالطبیعه در عالم مادی جاری می‌شوند. به عبارت دیگر در طول تاریخ به طور محدود، قوانین غیر مادی در دنیا جاری می‌شده و از این طریق معجزات رخ می‌داده است. حال اگر قوانین غیر مادی (البته بسیار پایین‌تر از حد معجزات) به طور شامل و غیر محدود، در دنیا جاری شود، تعداد بیشتری از افراد و بلکه عموم افراد قادر خواهند بود از این قوانین استفاده کنند. اگر در آخرالزمان و زمان ظهور، چنین ماجرایی واقع شود، آنگاه شاهد وقایعی خواهیم بود که در احادیث آمده است. مانند جابجا شدن افراد از جایی به جای دیگر در کسری از زمان(بحار 52/368)، از جای کندن کوه‌ها با یک ضربه شمشیر(معجم احادیث امام مهدی عج حدیث639 و 1598، بحار 52/307 )، سخن گفتن اشیاء با افراد(محجه بحرانی 86) ، فرورفتن زمین(سبأ 51 – مسند احمد 6/287)، فتح شهرها توسط یاوران مهدی عج بوسیله تکبیر(بشارة الاسلام ص297) ، شنیده شدن صدایی در آسمان به گونه‌ای که همه اهل عالم آن را بشنوند (بحار 52/290)، بسیار طولانی شدن عمرها(بحار 52/330)، دیده شدن افراد و اشیاء از فواصل بسیار دور (بحار 52/391و236)، متوجه شدن شیعیان حکم امام خویش را با نگاه کردن به کف دست خود (غیبت نعمانی 319) و ...

 12 واقعه 62 / نجم 47 / عنکبوت 20 - مفهوم «آخرت» در مورد نشئاتی به کار می‌رود که پس از نشئه دنیا برپا می‌گردند.

 13 انیکه انسان‌ها با نگاه به یکدیگر نیت هم را ببینند در دنیا رایج نیست چرا که دنیا ظرفیت این را ندارد که در آن، نیت انسان‌ها بروز پیدا کند. لکن در قیامت فضایی حاکم خواهد بود که درون آن، نیت‌ها آشکار می‌شود.

 14 این آیات و روایات در جای خود مطرح خواهد شد.

 15 این مطلب در قرآن و احادیث ، کتب انبیاء پیشین  و آثار باستانی مشخص است.

16 الامام الصادق عليه السلام ) " ما زال مذ خلق الله آدم : دولة لله ، ودولة لابليس ، فأين دولة الله ؟ أما هو إلا قائم واحد "

زراره از امام صادق ع  روايت كرده كه حضرت دربارهء آيه شريفه " وتلك الايام نداولها بين الناس " فرمود : پيوسته از زمان حضرت آدم ع ، خدا دولت وحكومتى داشته وابليس نيز صاحب دولت بوده است ، بنابر اين دولت خدا كجاست ؟ هان ، آگاه باش آن جز يك قائم نخواهد بود "

العياشي 1/199/145

إثبات الهداة 1/135-136/258 - عن العياشي .

البرهان 1/318/2 - عن العياشي .

البحار 51/54/38 - عن العياشي.

نور الثقلين 1/395/374 - عن العياشي .

معجم الاحادی الامام المهدی عج حدیث 1487

 عده‌اي از مفسران متأخر مسلمان ، ايات و روايات مربوط به تحولات آخرالزمان را بيانگر نوعي فلسفة تاريخ مي‌دانند. اين مفسران كه از روحية خاص عصر ما يعني جست‌وجوي نوعي فلسفه براي تاريخ انسان متأثرند، در صدد كشف فلسفة تاريخ از ديدگاه اسلام برآمده‌اند و آن را در اين آيات و امثال آن يافته‌اند. در نظر اينان، تحولات آخرالزمان كه در روايات بيان شده، چيزي جز آيندة طبيعي جامعة انساني نيست. عصر آخرالزمان عبارت است از دوران شكوفايي تكامل اجتماعي و طبيعي نوع انسان. چنين آينده‌اي امري است محتوم و مسلمانان بايد انتظار آن را بكشند. نظر جمعي از علما آن است كه اين انتظار هرگز نبايد به گونة چشم دوختنِ منفعلانه به وقوع حوادث باشد، بلكه بايد حالتي باشد سراسر پر از فعاليت و اميدواري. مسلمانِ خواهان صلاح جامعة انساني و آگاه از تحقق قطعي اهداف تاريخي انتظار بايد سرشار از اميد، آمادگي و كوششي در خور اين انتظار باشد: انتظاري مثبت، نه منفي.

در چارچوب اين برداشت فلسفي، آخرالزمان قطعة معيّني از تاريخ نوع انسان است كه نه ممكن است پيش افتد و نه ممكن است واپس افكنده شود. نوع انسان بايد حركت تكاملي تدريجي خود را كه بر مبناي پيروزي تدريجي حق بر باطل صورت مي‌گيرد، همواره دنبال كند تا به دورة آخرالزمان برسد.
در نقطة مقابل اين تصور كه طرحي براي فلسفة تاريخ است، در آثار اكثر مسلمانان قديم اعم از شيعه و سني مسألة آخرالزمان ظاهراً به فلسفة تاريخ ربط داده نشده است.

علماي قديم نه در تفسير آيات سخن از تحول طبيعي جامعة انساني به سوي حكومت توحيد و عدل به ميان آورده‌اند و نه روايات آخرالزمان را به چنين فلسفه‌اي براي تاريخ مربوط كرده‌اند. در نظر آنان تحولات آخرالزمان امري است غيرعادي كه در آخرين بخش از زندگي نوع انسان واقع مي‌شود و به تحولات قبلي جامعة انساني مربوط نمي‌گردد. در آثار آنها تاريخ عبارت است از مجموعة حوادث پراكنده؛ و پيروزي حق بر باطل در آخرالزمان حادثه‌اي است مخصوص همان عصر و نه فلسفه‌اي كه تاريخ براساس آن حركت مي‌كند. مبناي عقيده به حكومت توحيد و عدل در آخرالزمان نيز صرفاً همين است كه چنين مطلبي از طريق روايات پيشگويي شده است. فكر تكامل اجتماعي انسان در طول تاريخ براي آنان ناشناخته است. در چهارچوب تصور اين پيشينيان، برخلاف آنچه در برداشت فلسفي از آخرالزمان ديده مي‌شد، ممكن است كه هر قطعه‌‌اي از تاريخ نوع انسان، آخرالزمان باشد. چيزي كه هست، فقط خدا مي‌داند اين قطعه كدام است. تفاوتي كه ميان علماي قديم شيعي و سني در اين مسأله هست، اين است كه علماي اهل سنت آياتي را كه در آنها وعدة پيروزي حق بر باطل و وراثت مؤمنان در زمين داده شده، مربوط به پيروزيهاي صدر اسلام مي‌دانند، ولي علماي شيعه معتقدند كه اين آيات مربوط به عصر مهدي موعود است.

آنچه دربارة‌ فقدان فلسفة تاريخ در آثار اكثر علماي قديم اسلام گفته شد، به اين معني نيست كه در هيچ‌يك از متون قديمي مسلمانان مجال چنين استنباطي نيست. در پاره‌اي از متون به تعبيراتي دربارة آيندة جوامع بشري بر مي‌خوريم كه فهميدن آنها به صورت فلسفة تاريخ مناسب‌تر از فهميدن آنها به صورت نوعي پيشگويي به نظر مي‌آيد. در رسايل اخوان الصفا چنين آمده است: ظهور دولت در ميان بعضي از مردم و امتها و افزايش قدرت برخي از پادشاهان و خروج بعضي از شورشگران و تجديد ولايات در حوزة ملك و حوادث ديگري از اين‌گونه، در جهت صلاح شأن جهان و رساندن آن به ترقي و كمال است. نيز هر چند عوامل تباهي مانند جنگها و فتنه‌ها و غارتگريها، در ميان مي‌آيند و در نتيجة آنها برخي شهرها ويران مي‌گردند و رشد و رونق بعضي اقوام از ميان مي‌رود، سرانجامِ همة آنها به سوي صلاح و بهبود است (3/264). ابن خلدون نيز از جمله كساني است كه در مقدمه خود به نوعي فلسفة تاريخ قائل شده است.

(به نقل از دایرة‌المعارف بزرگ اسلامی ج1 ص 134)

 17 به نقل از سایت مؤسسه ‌فرهنگی موعود www.mouood.org

 18 ر.ک ماهنامه فرهنگی موعود شماره41 بهمن‌و‌اسفند 82

 19 عنوان «صهیونیسم مسیحی» یا «مسیحیت صهیونیستی» به مسیحیانی اطلاق می‌شود که گرایش صهیونیستی دارند.

 20 با مراجعه به اخبار آخرالزمان در منابع، در می‌یابیم بسیاری از حوادث، فتنه‌ها، جنگ‌ها و درگیریها در آخرالزمان در محدوده خاورمیانه روی می‌دهد. برخی، تلاش صهیونیسم را در جهت افزایش حضور و گسترش نفوذ خود در خاورمیانه، برای در دست گرفتن و غلبه بر اوضاع، در آخرالزمان می‌دانند.

 21 با تأمل در اندیشه‌های نژادپرستانه صهیونیسم و اهداف آنان در تأسیس رژیم اشغالگر، مانند آرمان نیل تا فرات، این مطلب به دست می‌آید

 

|+| نوشته شده در  یکشنبه نهم اردیبهشت 1386ساعت 19:14  توسط محب  | 

حکومت اولیه امام زمان (عج)
 

۱- مقدمه

«آخرالزمان»، موضوعی است که ذهن بسیاری از محققین و اندیشمندان جهان را به خود مشغول کرده است. به طور کلی پرداختن به مبحث «آینده‌شناسی» در چهارچوب آخرالزمان شناسی، جذابیتهای فراوانی برای پیروان مکاتب مختلف داشته و دارد و این از آن روست که در بسیاری از منابع مکاتب موجود، در مورد آن صحبت شده، علاوه بر اینکه دانستن آینده و وقایع آن، همواره برای انسان جذاب بوده است. اما یک نکته اساسی در این میان وجود دارد و آن این است که از کدام منظر و زاویه دید باید به آینده و خصوصا آخرالزمان نگریست؟ افراد بسیاری در طول تاریخ تلاش کرده‌اند تا توصیف و تبیینی از وقایع آخرالزمان داشته باشند اما از کدام منظر؟

ما نیز می‌خواهیم در این مقاله به یکی از مقاطع آخرالزمان بپردازیم. اما از کدام منظر نگاه کنیم؟ ما برای شناخت هر چه دقیقتر  اینکه در این مقطع «چه خواهد شد؟»،  نیازمند اتخاذ یک منظر صحیح نسبت به موضوع هستیم چراکه نوع تبیین ما نسبت به صحنه‌های آخرالزمان مستقیما به منظر ما بستگی خواهد داشت.

دو منظر را می‌توان برای نگریستن به آخرالزمان طرح نمود:

1-     منظر دنیایی و مبتنی بر پیشرفتهای علمی و تکنولوژیک بشری

2-     منظر تغییر قوانین و تحولات عظیم در آخرالزمان

                        

1-1 منظر اول؛ نگاه دنیایی

در منظر اول، فرض بر اینست که تحولاتی که در آستانه آخرالزمان و حتی پس از ظهور امام زمان (عج) رخ می‌دهد در چهارچوب قوانین مادی و دنیایی و متناسب با وضعیت فعلی بشر روی می‌دهد. بر این اساس، تعابیری که در احادیث (و حتی برخی از آیات قرآن) برای توضیح فضای آخرالزمان و ظهور بکار رفته‌، به مصداقهای دنیای امروز تأویل می‌گردد. نمونه‌های این مسئله فراوان است که در اینجا به دو مورد اشاره می‌شود:

-         در توضیح واژه «دجال» که در احادیث به عنوان یکی از عناصر درشت جبهه باطل در آخرالزمان ذکر شده و تعابیری غیرعادی برای او مطرح گشته است، عنوان می‌شود که منظور از دجال، شبکه‌ گسترده رسانه‌ای غرب است که با ترفندهای مختلف سعی در انحراف و گمراهی انسانها دارد

-         یا در توضیح تعابیری که در احادیث در مورد نحوه ارتباط یاوران امام (ع) با ایشان ذکر شده (اینکه با نگاه به کف دست راست خود خواست امام (ع) را متوجه می‌شوند و یا در کوتاهترین زمان خود را به ایشان می‌رسانند) عنوان می‌شود که منظور تجهیزات پیشرفته تکنولوژیک همچون موبایل است که یاوران از آنها بهره می‌برند و یا وسائل نقلیه بسیار سریع‌السیر همچون هواپیما و ... که از آن برای نقل و انتقال سریع استفاده می‌کنند.

علاوه بر این، با در نظر گرفتن این منظر، می‌بایست بسیاری از مسائل غیرعادی که در آخرالزمان رخ می‌دهد ( و در احادیث اهل بیت (ع) ذکر شده) را به عنوان معجزه و امری خارق عادت ذکر کنیم چراکه موارد متعددی وجود دارد که نمی‌توان آنها را با قوانین مادی توضیح داد. مانند: وقوع رجعت‌ها که از مسلمات اعتقادی شیعیان است و همچنین رؤیت برخی از ملائک همچون جبرئیل (ع) در زمان ظهور امام (ع).

حال اگر ما بخواهیم بر اساس این منظر به حکومت امام زمان (ع) نگاه کنیم، احتملا باید اینگونه نتیجه بگیریم که امام (ع) نیز همانند بسیاری از حکومتهای فعلی، تشکیلاتی را ایجاد می‌کنند که مثلا دارای سه قوه مجریه، مقننه و قضائیه است و در این حکومت بسیاری از تشکیلات حکومتی امروزی حضور خواهند داشت که البته به لحاظ تکامل عقول بشر و پیشرفت‌های علمی، نحوه اجرای قوانین و احکام به شکلی نو و به گونه‌ای خواهد بود که در راستای برقراری کامل عدالت باشد.

 

1-2 منظر دوم؛ نگاه آخرالزمانی

منظر دوم بر این فرض استوار است که دنیا در آخرالزمان و به تدریج، دستخوش تغییرات بسیاری خواهد شد. این تغییرات هم از جنبه مادی و تحولات جهانی در کشورهای مختلف و در عرصه‌های گوناگون است و هم از جنبه قوانین حاکم بر عالم مادی. در این منظر، عالم، در چهارچوب یک سیر تکاملی در نظر گرفته می‌شود که مقطع آخرالزمان ( همانطور که از واژه آخرالزمان مشخص است)، زمان پایان یک مرحله (پایان دنیا) و آغاز مرحله‌ای دیگر است که با ظهور امام زمان (عج) و وقایع قبل و بعد از آن صورت می‌پذیرد و در راستای این سیر تکاملی، تحولاتی شگرف در پهنه آسمانها و زمین روی داده و قوانین عوالم بالاتر بر عالم مادی و اشیاء مادی حاکم خواهد شد.

البته قصد ما بر این نیست که در این مقاله به بیان دلائل صحت این منظر بپردازیم اما شواهد فراوانی از آیات قرآن، احادیث اهل بیت (ع) و سیر تاریخ بشر وجود دارد که نشان می‌دهد این سیر یک سیر کاملا منطقی و عقلانی است.

بر اساس این منظر، قوانین حاکم بر آخرالزمان و مقاطع پس از آن، با قوانین موجود دنیا تفاوت دارد و لذا نمی‌توان احادیث مربوط به آخرالزمان را بر اساس وضعیت فعلی تفسیر و تأویل نمود. مثلا:

- در توضیح «دجال» می‌توان گفت که با توجه به تغییر قوانین و ظاهر شدن عالم دخان (عالم اجنه و شیاطین) و برزخ، دجال نیز به همراه بسیاری از موجودات عجیب و غریب دیگر در عالم مادی ظاهر می‌شود و توصیفاتی که برای او ذکر شده براساس قوانین دخانی و برزخی کاملا قابل توضیح است.

- یا در توضیح نحوه ارتباط یاوران امام (ع) با ایشان، به دلیل حاکم شدن قوانین برزخی بر عالم مادی، توانهایی همچون «طی‌الارض» و «نفوذ دید بسیار زیاد»، از توانهای رایج آن زمان خواهد بود که افراد متناسب با قوانین آن زمان، واجد آن می‌شوند.

حال اگر ما بخواهیم بر اساس این منظر به حکومت اولیه امام زمان (ع) نگاه کنیم، توصیف ما از آن به گونه‌ای کاملا متفاوت خواهد بود. واضح است که حکومت در فضایی از قوانین برزخی (و یا دخانی) فرق بسیار زیادی با حکومتهای فعلی بشر دارد، حتی اگر پیشرفتهای علمی و تکنولوژی را نیز در نظر بگیریم.

 

از مطالب فوق این نتیجه اساسی را می‌توان گرفت که

 نوع نگاه (منظر) ما نسبت به آخرالزمان اهمیت بسیار زیادی دارد.

 

1-3 منظر این مقاله

ما در ادامه این مقاله، منظر دوم را به عنوان منظر خود در نظر می‌گیریم و سعی می‌کنیم که نتایج بررسی‌های خود درباره حکومت اولیه امام زمان (ع) را در چهارچوب این منظر بیان نمائیم.

2- منظور از حکومت اولیه امام زمان (ع) چیست؟

در ابتدا این سؤال به ذهن می‌رسد که منظور ما از «حکومت اولیه امام زمان (عج)» چیست؟

در پاسخ باید گفت، همانطور که در مقدمه بیان شد، ما بر اساس منظور دوم، مقاطع آخرالزمان را بر مبنای یک سیر تکاملی و زمانبندی شده دنبال می‌کنیم. بر اساس این سیر، خروج امام زمان و در نهایت تشکیل حکومت و ملک نهایی ایشان، امری دفعتا و ناگهانی نیست، بلکه به تدریج و در چهارچوبی معین و حساب‌شده انجام می‌گیرد. لذا عاقلانه است که مراحلی را برای پیش و پس از مرحله «ظهور امام زمان(عج)» (که در آن جسم مبارک امام (ع) برای همگان آشکار می‌شود)، در نظر بگیریم که آیات قرآن و احادیث نیز این مسئله را تأیید می‌فرماید.

پس از یوم الله ظهور و آشکار شدن جسم امام (ع) در شهر مکه، و پیش از برپایی کامل ملک عظیم اهل بیت (ع)، با توجه به اینکه هنوز جبهه باطل به فرماندهی ابلیس لعین حضور دارد، لازم است که جبهه حق نیز که در رأس آن امام زمان (ع) قرار دارند، ساماندهی شود. به این فضایی که امام (ع) پس از ظهور خود ایجاد کرده و حکومتی مقدماتی تشکیل می‌دهند، «حکومت اولیه امام زمان (عج)» می‌گوئیم. این حکومت مقدمه‌ای است برای حکومت نهایی اهل بیت (ع).

 

3- جایگاه‌شناسی حکومت اولیه امام زمان (عج)

ما برای اینکه بتوانیم مقاطع آخرالزمان و من جمله مقطع «حکومت اولیه امام زمان (عج)» را بدرستی بشناسیم می‌بایست در ابتدا جایگاه این مقطع را نسبت به مقاطع دیگر و همچنین در راستای برنامه کلان خداوندی برای مقاطع آخرالزمان بشناسیم. با دانستن زمان شکل‌گیری حکومت اولیه امام زمان نسبت به کل مقاطع، بهتر می‌توانیم مشخصات و قوانین آن را دریابیم. اینکه بدانیم این حکومت در چه مقطعی از مقاطع «تغییر قوانین» در آخرالزمان قرار دارد کمک زیادی به فهم و درک زوایای مختلف آن می‌کند.

با توجه به ترتیب زمانی مقاطع آخرالزمان، که براساس آیات قرآن و احادیث اهل بیت (ع) بدست می‌آید، درمی‌یابیم که حکومت اولیه امام زمان پس از مقاطعی همچون «اثرگذاری دخانی‌ها»، «جنگهای جهانی»، «شیوع رجعتها» و «ظهور امام زمان» و قبل از مقاطع «تحولات آسمانی و زمینی بعد از ظهور»، «نابودی بدان و بدیها»، و «برپایی ملک عظیم»[1] قرار دارد ( البته باید این نکته را نیز در نظر داشت که این حکومت می‌تواند چندین مقطع از مقاطع آخرالزمان را شامل شود و شاید نتوان آن را به یک مقطع زمانی منحصر نمود.) . این حکومت در فضایی شکل می‌گیرد که هنوز دو جبهه حق و باطل وجود دارد. جبهه حق در قالب این حکومت و به رهبری امام زمان (ع) و جبهه باطل نیز به رهبری ابلیس.

با در نظر گرفتن این جایگاه زمانی، می‌توان ویژگیهای زیر را برای این حکومت بیان نمود:

 

3-1 رکن حکومت

در نظام الهي، یعنی آن نظامي که خداوند در قرآن معرفي مي‌کند ، حکومت‌های الهی، پيوسته توسط هاديان حي، تغذیه می‌شوند و بدون حضور یک هادی حی، حکومت الهی دوام نیاورده و زایل می‌گردد. یکی از نمونه‌هایی که قرآن بدان اشاره می‌کند، حکومت سلیمان (ع) است. حکومت سلیمانی تا زمانی که ایشان در قید حیات هستند با کمال قدرت استمرار دارد اما در فاصله کوتاهی پس از فوت ایشان و پس از آنکه زیردستان از مرگ ایشان آگاه می‌شوند، شکوه و عظمت ملک سلیمانی از بین رفته[2] و بلکه قوایی که ایشان در ملک خود بکار می‌برد نیز به حضورشان قائم بوده و پس از ایشان مورد استفاده قرار نمی‌گیرد (همچون انگشتر و قالیچه)[3].

از اینرو وقتی به مقطع برپایی حکومت اولیه امام زمان (عج) نگاه می‌کنیم، می‌دانیم که  امام (ع) ظهور کرده‌اند و خود به عنوان هادی حی حضور دارند، لذا حکومت به ایشان قائم بوده و امام (ع) به عنوان رکن حکومت مطرح خواهند بود. علاوه بر این، تمامی نعمات و قوایی که برای اداره چنین حکومتی مورد نیاز است را خداوند از مجرای وجود امام زمان (عج) جاری کرده و توسط ایشان و با اذن ایشان بکار گرفته می‌شود.

 

3-2 هدف از تشکیل حکومت 

3-2-1 تعلیم و تربیت

یکی از دلائل عمده وقوع صحنه‌های آخرالزمان، تعلیم و تربیت پاک‌طینتان و مستعدان لشکر حق است. هر یک از مقاطع آخرالزمان برای یکی از اهدافِ تربیتیِ از پیش تعیین شده الهی، واقع می‌گردد و لذا شناخت این اهداف کمک شایانی به فهم دلیل وقوع مقاطع مختلف آخرالزمان می‌کند. در همین راستا، یکی از اهداف برپایی «حکومت اولیه امام زمان (ع)»، نیز ایجاد بستری مناسب برای آمادگی و تعلیم و تربیت خوبان است و از جنبه‌ای می‌توان گفت که این تعلیم و تربیت جهت آمادگی برای مقاطع بعدی (که شامل تحولات آسمانها و زمین و رویارویی‌های عظیم با جبهه باطل است) می‌باشد. چراکه چگونگی جبهه‌بندی‌ها و نبردهای آن مقطع، با توجه به تغییر قوانین، متفاوت از گذشته بوده و نیاز به آمادگی‌ها و تربیتهای جدیدی دارد.

 

3-2-2 تحقق قسط و عدل

وقتی به احادیث آخرالزمان رجوع می‌کنیم، در بسیاری از آنها وعده داده شده که در زمان حکومت امام زمان (عج) زمین پر از «قسط و عدل» می‌شود، یعنی تحقق قسط و عدل به عنوان یکی از اهداف حکومت امام زمان (عج) مطرح می‌گردد[4]. سؤالی که می‌توان مطرح نمود اینست که،

اولا: معنای این قسط و عدل چیست؟

ثانیا: آیا کاملترین صفتی است که در دوران پس از ظهور جریان دارد، قسط و عدل است؟

 

3-2-2-1 معنای قسط و عدل

معانی مختلفی برای عدل، توسط اندیشمندان ارائه شده است که از آن جمله عبارتند از:

-         اعتدال: یعنی «میانه‌روى، و اجتناب از افراط و تفریط در هر امرى»

-         موزون بودن: یعنى «در هر چیزى عناصر مورد نیاز به‏ قدر لازم (نه به قدر مساوى) وجود داشته باشد. نقطه مقابل عدل به این معنا بى‌تناسبى است، نه ظلم!»

-         مساوات (تساوى و نفى هر گونه تبعیض): یعنى «رعایت تساوى در زمینة‏ استحقاق‌هاى متساوى، نه اینكه هیچگونه استحقاقى رعایت نگردد و با همه چیز و همه كس‏ به یك چشم نظر شود، كه این عین ظلم است»، بلكه یعنی «رعایت كردن حقوق افراد، و حقّ هر ذى‌حقی را به او عطا كردن».

-         هر چیز در جاى واقعى خود كه مستحقّ آن است قرار گیرد

-         اقامه عدل، همان قسط است

-         عدل، مقابل ظلم است

-         رعایت استحقاق‌ها در افاضه وجود: «هر موجودى، هر درجه از وجود و كمالِ وجود كه استحقاق و امكان آن را دارد دریافت‏ مى‏كند؛ ظلم یعنى منع فیض و امساك وجود از وجودى كه استحقاق دارد.»

-         هر كاری كه خدا انجام دهد عدل است

 

سوال اینست که کدام معنی از معانی فوق جایگاه بهتری برای طرح در آخرالزمان دارد؟ و از جامعیت بیشتری برخوردار است؟

جواب آنکه عدل را به معنای «هر چیزی را در جایگاه خود قرار دادن» در نظر می‌گیریم اما با این توضیح که:

خداوند در ماجرای خلقت آسمان‌ها و زمین برنامه‌ای عقلانی برای سوق دادن و رساندن آنها به عالی‌ترین اهدافِ در آینده یعنی «مُلك كبیر»[5] مدّ نظر داشته است، لذا در قالب این برنامه هر چیز را در جایگاهی قرار داده که آن جایگاه، اَقومِ جایگاه‌ها و بهترین موقعیت برای آن شیء است و اشیاء و اشخاص با قرار داده شدن در این جایگاه‌ها به بهترین وجه ممکن به سوی رشد و کمال حرکت داده می‌شوند. این جایگاه‌ها حقیقتاً در نظام عالم وجود دارند، تمام آیات قرآن نیز حاکی از این مطلب بوده و بلکه دعوت‌کننده به این مهم می‌باشند؛ لذا خداوند می‌فرماید: «إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ یَهْدی لِلَّتی هِیَ أَقْوَمُ»[6]. از این منظر كه بنگریم نظام الهی بر عدل استوار است؛ یعنی هر شیء در مناسب‌ترین شرایط مخصوص به خودش در نظام عالم قرار داده شده است. انسان مختار، باید جایگاهی را که خداوند در عالم برایش در نظر گرفته است بشناسد، سعی کند بر آن مستقر شود، و صادره‌هایش را نیز در جایگاه‌هایی که از او خواسته شده قرار دهد؛ یعنی افکار و امیال و صفات و اعمالش را آنطور که خدا خواسته انجام دهد تا آنها در جایگاه‌های خواسته شده قرار گیرند.

از اینرو در دوران ظهور چون امام زمان(عج) خلیفةالله هستند و از جانب خدا كار انجام می‌دهند، باید مُجری عدالتی باشند كه در قرآن مطرح شده است، اما مُجری عدالت مطروحه در كدام آیه؟ و با چه معنایی؟

1) ایشان بر صراط ‌المستقیم است و دیگران را بر صراط قرار می‌دهد. او بارزترین و عالی‌ترین مصداق این آیه است كه خداوند می‌فرماید: «مَنْ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ هُوَ عَلى صِراطٍ مُسْتَقیمٍ»[7]

2) یاوران او نیز باید مردم را به بهترین نحو به سمت ظهور هدایت كرده، و بلكه آنها را به سلامت به بهترین موقعیت‌ها و ارتفاعات ظهور برسانند؛ زیرا خداوند می‌فرماید: «وَ مِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّةٌ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ یَعْدِلُونَ»[8] یعنی: از میان كسانی كه آفریده‏ایم، جماعتی هستند كه مردم را به حق هدایت می‌كنند و و سعی می‌كنند همه چیز را یا همه افراد را در جایگاه‌های حقّی كه خدا برای آنها در نظر گرفته قرار بدهند.

نتیجه آنکه امام زمان (عج) در حکومت اولیه‌ای که تشکیل می‌دهند مقدمات برقراری عدل را برپا کرده و به تدریج افراد به سمت جایگاههایی که خداوند برای آنها و در مسیر صراط المستقیم در نظر گرفته سوق داده می‌شوند. یک مصداق از این جایگاهها همان «امامت و وراثتی» است که خداوند در قرآن بدان وعده داده است[9] که البته این مسئله پس از حکومت اولیه و در زمان ملک عظیم اهل بیت (ع) به طور کامل تحقق می‌یابد.

نکته دیگر اینکه، به طور حتم موانعی بر سر راه تحقق عدالت وجود دارد که بزرگترین آنها ابلیس و ابلیسیان‌اند. با توجه به اینکه در زمان تشکیل حکومت اولیه امام زمان (عج) هنوز بدان و بدیها به طور کامل نابود نشده‌اند، لازم است که پیش از تحقق عدالت، این مانع کنار زده شود. از همینرو «قسط» قبل از «عدل» واقع می‌شود. قسط یعنی «برطرف کردن نقص‌ها، موانع و حجاب‌ها، به منظور برقراری عدل». لذا حکومت اولیه امام زمان (عج) مقدمه‌ای است تا پس از برپایی قسط و نابودی بدان و بدیها، راه رشد و اصلاح برروی انسانها بازگردد و در ملک عظیم، به جایگاههای مد نظر رسیده و عدالت محقق گردد .

 

3-2-2-2 فضل و رحمت؛ غالب بر عدل

در پاسخ به سؤال دومی که ابتدائا مطرح کردیم باید گفت که عدل از اسماء خداوندی است یعنی از عالم اسماء به پایین جریان دارد اما عنصری غالب نیست، بلكه رحمت خدا، منّت خدا، تفضّل توسط خدا، و ... مقوله‌هایی هستند که فوق عدل و غالب برعدل قرار داده شده‌اند. مثلا در قیامت ، رحمت خدا غالب است[10] و در اواخر قیامت و در بهشت ، در فضایی از رحمت ، فضل خداوند غلبه دارد. یعنی قیمت این صفات بیشتر از عدل است. در آخرالزمان و پس از ظهور امام زمان (عج) نیز خداوند دنیا را از ظلم خارج كرده و به تدریج وارد عدل می‌كند اما پس از مدت كوتاهی كه از بهشت ظهور و برپایی ملک عظیم می‌گذرد هرچه سریعتر رحمت و فضل را بر عدل غلبه می‌دهد و بعد از آن دیگر رحمت و فضل است كه در بهشت ظهور پررنگ خواهد بود.

 

3-3 قوانین حکومت؛ قوانین غیر مادی

برای شناخت قوانین جاری در حکومت اولیه امام زمان (عج) می‌بایست به جایگاه زمانی آن توجه کنیم. این حکومت، پس از مرحله ظهور ایشان و پس از مقاطعی است که در سیر رفعت عوالم، عالم دخان و برزخ با عالم مادی ترکیب شده و قوانین برزخی نیز تا حدود زیادی حاکم شده‌اند. لذا می‌توان گفت که بسیاری از قوانین حاکم بر آن حکومت، برزخی هستند و لذا ویژگیهای آن با این قوانین معنا پیدا می‌کند. شواهد بسیاری از احادیث اهل بیت (ع) پیرامون وقایع غیر عادی و عجیب در زمان ظهور وجود دارد که تنها با در نظر گرفتن قوانین غیر مادی قابل توضیح و تفسیر هستند. در اینجا به برخی از آنها اشاره می‌شود:

 

1- خسف:

یکی از وقایع غیرعادی که در حوالی ظهور امام زمان (عج) اتفاق می‌افتد، خسف است. خسف در این مورد به معنای فرو برده شدن در زمین می‌باشد. در این ماجرای بخصوص که به استناد احادیث چندین مرتبه واقع می‌شود، سپاهیان باطل در مکانهای مختلفی از زمین، فروبرده شده و نابود می‌گردند. این واقعه، مسئله‌ای نیست که بتوان با قوانین مادی و رایج دنیا آن را توجیه کرد. خصوصا اینکه از شواهد و قرائن موجود در احادیث، واقعه خسف ر انمی‌توان به مسائلی همچون رانش زمین و زلزله و ... نیز تعبیر نمود. یکی از موارد مشهور خسف در احادیث، «خسف بیداء» است[11] که در آن، بخشی از سپاه سفیانی در بیابان بیداء که سرزمینی میان مدینه و مکه است، به زمین فرو می‌رود و هیچ اثری از آنها باقی نمی‌ماند و تنها 2 نفر از این سپاه زنده می‌مانند که این دونفر هم سرشان به عقب بر می‌گردد تا به عنوان گواهی بر وقوع این ماجرا باشند، و البته خود این مسئله نیز با قوانین دنیایی همخوانی ندارد[12]. اما اگر به این ماجرا از دید قوانین برزخی بنگریم می‌یابیم که کاملا قابل توضیح است. یکی از قوانین رایج در عالم برزخ، که شاید بارها در خواب نیز با آن مواجه شده‌ایم[13]، تغییر ناگهانی وضعیت در مکان و حتی زمان است. طبق قوانین برزخی یک کوه به راحتی و سریعا می‌تواند به یک دشت و زمین صاف تبدیل شود و بالعکس و یا زمین به سرعت باز و سپس به حالت اولیه برگردد. یعنی تغییر وضعیت اجسام بر اساس قوانین برزخی به راحتی صورت می‌پذیرد و این مسئله امکان وقوع خسف را نشان می‌دهد.

 

2- مسخ:

در مسخ،[14] جسم مادی انسان به شکل حیوان در می‌آید در حالی که شخصیت او حفظ می‌شود. این مسئله نیز با قوانین مادی همخوانی نداشته و قابل توضیح نیست اما براساس قوانین برزخی و یا دخانی ممکن خواهد بود.

 

3- رجعت:

در رجعت، که از مسلمات اعتقادی شیعه است، برای افرادی که در گذشته از دنیا رفته‌اند، یک جسم مادی جدید (که ممکن است به همان شکل قبلی و یا به شکلی جدید باشد) بوجود آمده و جنبه‌های بالاتر فرد (روح، جسم برزخی و ...) از طریق آن جسم مادی به عالم مادی باز می‌گردند.

این مسئله را نیز نمی‌توان با تجربه گذشته بشر و قوانین مادی توضیح داد چراکه عموما افرادی که از دنیا رفته و مدتها از مرگشان می‌گذرد، دیگر توان بازگشت به عالم مادی را ندارند. اما در برخی از مقاطع آخرالزمان و به تدریج با ترکیب عالم مادی و دخان با عالم برزخ و مادی شدن اشیاء و موجودات برزخی، «رجعت کردن»ها شروع شده و به امری شایع تبدیل می‌گردد به نحوی که بسیاری از افراد گذشته، چه خوبان و چه بدان به دنیا رجعت می‌کنند.

 

4- قضاوت و حکم:

یکی از مسائل رایج در حکومت امام زمان (عج)، قضاوت کردن بدون نیاز به شاهد و بینه است که همان روشی است که حضرت داود (ع) نیز استفاده می‌کرد.[15] در احادیث نیز وارد شده که امام زمان (عج) به روش داود (ع) حکم می‌کنند و دور از ذهن نیست که روش قضاوت یاوران ایشان نیز به همین صورت بوده و امری نسبتا فراگیر باشد. لذا این سؤال پیش می‌آید که طبق تجربه بشری و قوانین مادی، چگونه می‌توان بدون دلیل و بینه در مورد یک مسئله بدرستی قضاوت نمود؟

اما اگر حاکم بودن قوانین برزخی را در نظر بگیریم، می‌توان گفت در آنصورت به دلیل بروز و ظهور صفات برزخی افراد، صحت و سقم گفتار و رفتار یک فرد از مشاهده صفات ظاهر شده او قابل تشخیص است و لذا نیازی به دلیل و شاهد و بینه در قضاوت وجود نخواهد داشت.

 

5- دیگر تعابیر:

علاوه بر موارد فوق، مسائل دیگری نیز در احادیث ذکر شده که با حاکم شدن قوانین دخانی و برزخی بر عالم مادی قابل توضیح‌اند، مانند:

-         رفت و آمد سریع مردم و حاضر شدن برای اقامه نمازهای یومیه به امامت امام (ع)

-         ارتباط بسیار سریع یاوران با امام (ع) (نگاه به دست راست و دریافت خواست امام (ع))

-         حرکت امام (ع) (و یاوران) بر قبه‌هایی از نور

-         به سخن در‌‌‌آمدن اشیاء

-         و ...

 

3-4 مشمولین حکومت

اگر به جایگاه زمانی حکومت اولیه امام زمان (عج) نگاه کنیم، می‌یابیم که این مقطع پس از مراحل «دخان مبین»[16] و ظاهر شدن انواع موجودات دخانی شامل اجنه و شیاطین و همچنین شیوع رجعتها و بازگشت کثیری از گذشتگان (چه خوبان و چه بدان) واقع می‌شود، لذا این حکومت در فضایی از حضور تمام این موجودات و افراد واقع می‌شود و می‌توان گفت تمام آنها تحت حکومت امام (ع) قرار می‌گیرند.

البته باید توجه داشت که قرار گرفتن در تحت حاکمیت امام زمان (عج) برای لشگریان حق با علاقه و اشتیاق صورت می‌پذیرد اما لشگریان باطل این مسئله را نخواهند پذیرفت و لذا به تدریج و در طول زمان یا هدایت شده و این حکومت را می‌پذیرند و یا در طی نبردهای بعدی از بین خواهند رفت.

 

3-5 حکومت اولیه امام زمان (عج)؛ مقطع ابتدایی دولت حق

طبق احادیث اهل بیت (ع), کل دوره حیات بشر در زمین که از زمان هبوط آدم (ع) آغاز می شود, به دو دوره با عناوین «دولت باطل» و «دولت حق» تقسیم می‌شود.[17] دولت باطل که از همان زمان هبوط آدم (ع) به زمین آغاز می‌گردد، تا زمان ظهور امام زمان (عج) ادامه می‌یابد و در این دوران به طور کلی انسان تحت حکومت ابلیس و ابلیسیان قرار دارد و عموما باطل بر انسانها حاکم است. اما از حوالی ظهور امام زمان (عج)، به تدریج دوران دولت باطل تمام شده و به جای آن دولت حق برپا می‌گردد که دولت حق با حکمرانی اهل بیت (ع) تا قیامت کبری تداوم می‌یابد.

در همین راستا و با استناد به برخی شواهد حدیثی، می‌توان گفت که واژه «دولت» شامل حکومت اولیه امام زمان (ع) نیز می‌شود که در اینجا به دو نمونه اشاره می‌شود:

1- امام باقر (ع) از قول خداوند می‌فرمایند:

... أَنَّ الْمَهْدِيَّ أَنْتَصِرُ بِهِ لِدِينِي وَ أُظْهِرُ بِهِ دَوْلَتِي وَ أَنْتَقِمُ بِهِ مِنْ أَعْدَائِي وَ أُعْبَدُ بِهِ طَوْعاً وَ کَرْهاً... [18]

 با توجه به ترتیب عبارات ذکر شده در این حدیث می‌توان بخشی از مراحل آخرالزمان را استخراج نمود. به اینصورت که:

(انتصر به لدینی) – اشاره به غلبه دین اسلام بر تمامی ادیان

(اظهر به دولتی) - ظاهر شدن حکومت اولیه امام زمان (عج)

(انتقم به من اعدائی) - جنگهای عظیم بعد از ظهور و نابودی بدان و بدیها

(اعبد به طوعا و کرها) - اشاره به عبودیت افراد در ملک عظیم

از آنجا که ملک عظیم اهل بیت (ع) زمانی برپا می‌شود که بدان و بدیها نابود شده باشند، لذا منظور از عبارت «دولت» اشاره به حکومتی دارد که قبل از ملک عظیم اهل بیت (ع) تشکیل می‌شود، یعنی همان حکومت اولیه امام زمان (عج).

 

2- در حدیث آمده که:

...  (در مورد والنهار إذا تجلي)، قال: النهار هو القائم عليه السلام منا أهل البيت، إذا قام، غلب دولته الباطل ... [19]

در این حدیث نیز عبارت دولت برای زمانی اطلاق شده است که همچنان جبهه باطل وجود دارد و لذا در مورد حکومت اولیه امام زمان (ع) است. یعنی امام (ع) دولتی تشکیل می‌دهند و بر باطل غلبه می‌کنند.

در مجموع با توجه به اینکه در زمان حکومت اولیه امام زمان (عج)، همچنان بدان و بدیها به فرماندهی ابلیس وجود دارند، و دولت باطل هنوز از بین نرفته است. دو حکومت حق و باطل برروی زمین وجود دارند و رفته رفته دولت حق بر دولت باطل غلبه می‌کند. علاوه بر اینکه در مورد تأویل آیه «جاء الحق و زهق الباطل ان الباطل کان زهوقا» که عنوان می‌شود مربوط به زمان ظهور امام زمان است. می‌توان گفت که با ظهور امام زمان (جاء الحق) و برپایی حکومت اولیه ایشان، مراحل نابودی باطل (زهق الباطل) آغاز می‌شود و تا برپایی ملک عظیم کاملا تحقق می‌یابد.

4- حکومت اولیه امام زمان (عج) از نگاه سنتهای الهی در قوم بنی‌اسرائیل    

یکی از نکات قابل توجه که در احادیث اهل بیت (ع) بدان اشاره شده، تشابه رفتارهای امت اسلام با قوم بنی اسرائیل است. در حدیثی از سیدمان رسول الله (ص) آمده است که مسلمانان، قدم به قدم رفتارهای قوم بنی اسرائیل را دنبال می‌کنند که این مسئله را از آیات قرآن نیز می‌توان برداشت نمود.[20] اما جالب‌تر آنست که برنامه‌هایی که خداوند در قوم بنی اسرائیل داشته نیز شبیه برنامه‌هایی است که در اسلام پیاده می‌شود. یعنی نه تنها مسلمانان مانند یهودیان رفتار می‌کنند، بلکه برنامه‌های خداوندی برای مسلمانان نیز شبیه برنامه‌هایی است که در قوم بنی اسرائیل اعمال شده است. نتیجه آنکه، با استفاده از این تشابه می‌توان بسیاری از نکات مبهم آخرالزمان را بدست آورد.

شواهد زیادی از آیات قرآن ، در این ارتباط وجود دارد که در اینجا به دو نمونه می‌توان اشاره نمود:

           

1- استخلاف در زمین:

در آیه 129 سوره اعراف، بنی‌اسرائیل پس از اینکه دچار سختی‌هایی می‌شوند به موسی (ع) می‌گویند:

أُوذينا مِنْ قَبْلِ أَنْ تَأْتِيَنا وَ مِنْ بَعْدِ ما جِئْتَنا

 «پيش از آنكه به سوي ما بيايي آزار ديديم، (هم اكنون) پس از آمدنت نيز آزار مي‏بينيم! (كي اين آزارها سر خواهد آمد؟)»

و موسی (ع) در جواب ایشان می‌فرماید:

قالَ عَسي رَبُّكُمْ أَنْ يُهْلِكَ عَدُوَّكُمْ وَ يَسْتَخْلِفَكُمْ فِي اْلأَرْضِ فَيَنْظُرَ كَيْفَ تَعْمَلُونَ

«اميد است پروردگارتان دشمن شما را هلاك كند، و شما را در زمين جانشين (آنها) سازد، و بنگرد چگونه عمل مي‏كنيد!»

مشابه این موضوع را ما در زمان ظهور امام زمان (عج) داریم، در سوره نور آیه 55، خداوند می‌فرماید:

وَعَدَ اللّهُ الَّذينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي اْلأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذينَ مِنْ قَبْلِهِمْ

این وعده خداوند است که در زمان ظهور، مؤمنینی که عمل صالح انجام می‌دهند در زمین خلیفه و جایگزین شوند، همانطور که قبلی‌ها جایگزین شدند. حال اگر در نظر بگیریم که سیره خداوندی در قوم اسلام همان سیره خداوندی در قوم بنی‌اسرائیل است، می‌توان گفت که  منظور از قبلی‌ها در آیه فوق همان، قوم بنی‌اسرائیل است که در آیه 129 اعراف بدان اشاره شد؛ یعنی بنی‌اسرائیل از دست فرعونیان نجات داده شده و در زمین جایگزین آنها شدند. امت اسلام نیز پس از ظهور استخلاف داده می‌شوند.

 

2- ارث دادن زمین:

پس از اینکه خداوند در آیه 136 سوره اعراف می‌فرماید،  ما از فرعونیان انتقام گرفته و فرعون را در دریا غرق کردیم، در آیه 137 می‌فرماید:

وَ أَوْرَثْنَا الْقَوْمَ الَّذينَ كانُوا يُسْتَضْعَفُونَ مَشارِقَ اْلأَرْضِ وَ مَغارِبَهَا الَّتي بارَكْنا فيها وَ تَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْني عَلي بَني إِسْرائيلَ بِما صَبَرُوا

«و مشرقها و مغربهاي پر بركت زمين را به آن قومِ به ضعف كشانده شده (زير زنجير ظلم و ستم)، ارث داديم و وعده نيك پروردگارت بر بني اسرائيل، بخاطر صبر و استقامتي كه به خرج دادند، تحقّق يافت»

یعنی به قوم بنی‌اسرائیل،(مستضعفین) وعده وراثت زمین داده می‌شود. عین این ماجرا را ما در اسلام درباره ماجرای ظهور داریم، در سوره قصص آیه 5 آمده:

وَ نُريدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَي الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِي اْلأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثينَ

«ما مي‏خواهيم بر مستضعفان زمين منّت نهيم و آنان را پيشوايان و وارثان روي زمين قرار دهيم!»

یعنی وعده وراثت و امامت در زمین به مستضعفین امت اسلام نیز داده می‌شود. لذا می‌توان گفت، ارث دادن زمین سیره خداوندی است که در قوم بنی‌اسرائیل و امت اسلام انجام می‌گردد. با توجه به این سیره می‌توان نحوه وارث شدن مستضعفان در قوم اسلام را با توجه نحوه وارث شدن مستضعفان قوم بنی‌اسرائیل بدست آورد. وقتی به آیه 137 اعراف توجه کنیم می‌یابیم که خداوند بنی‌اسرائیل را وارث شرق و غرب زمین قرار داد و برکت برایشان جاری نمود. اما قوم بنی‌اسرائیل چه زمانی به این موضوع رسیدند؟ بنی‌اسرائیل در زمان موسی (ع)، بعد از اینکه فرعونیان غرق شدند چهل سال آواره شدند، لذا منظور آن زمان نیست. بعد از موسی (ع) در زمان داود(ع)، مقداری از این ماجرا مصداق پیدا می‌کند اما حکومت ایشان یک حکومت کوچک است و نمی‌تواند مصداق کامل آیه فوق باشد. اما در زمان سلیمان (ع) حکومتی بسیار بزرگ در شرق و غرب زمین تشکیل می‌شود و مصداق این وراثت در زمین است. با توجه به این آیه می‌توان دانست که محدوده ملک سلیمانی مشارق و مغارب زمین است. خداوند برکات بسیاری را نیز به ایشان عطا فرموده بود. علاوه بر آن می‌فرماید: وَ تَمَّتْ كَلِمَتُ رَبِّكَ الْحُسْني عَلي بَني إِسْرائيلَ ، خداوند بهترین نعمات را در حسن‌ترین وجه بر بنی‌اسرائیل جاری کرده بود، بِما صَبَرُوا ، بخاطر صبری که نسل‌های گذشته از بنی‌اسرائیل داشتند. یعنی گذشتگان از بنی‌اسرائیل یا نسل‌های اول تا چندم بنی‌اسرائیل از زمان موسی (ع) تا زمان طالوت (ع) صبر را انجام داده بودند و خداوند ملک را در نسل‌های بعدی قرار داد، عین این ماجرا را خداوند در اسلام قرار داده، از زمان حضرت رسول‌الله (ص)، اهل بیت (ع) و شیعیان ایشان سختیها و مصائب زیادی را متحمل شدند، و بر نسل‌هایی که در آخرالزمان هستند ملک جاری می‌شود، زمین در آن زمان به مستضعفین ارث داده می‌شود، به همان صورتی که بر سلیمان (ع) جاری شد.

البته باید توجه داشت که سیره خداوندی در امت اسلام که همان سیره در قوم بنی‌اسرائیل است، در مقیاسی بزرگتر و در افرادی با شأن بالاتر جاری می‌گردد. مثلا ملک سلیمانی در زمان امام زمان (عج) نیز جاری می‌شود اما هم شأن امام زمان (عج) از سلیمان (ع) بالاتر است و هم کیفیت و کمیت ملک مهدی (عج) از ملک سلیمان (ع) بسیار بهتر و بیشتر است. اگر ملک سلیمانی در مشارق و مغارب زمین برپا شد، ملک مهدی (عج) در جَنَّةٍ عَرْضُها كَعَرْضِ السَّماءِ وَ اْلأَرْضِ[21] واقع می‌شود که بسیار بزرگتر است.

4-1 حکومت اولیه امام زمان (عج)؛ مشابه حکومت داود (ع)

با در نظر گرفتن مطالب قبل، حال اگر بخواهیم تشابه حکومت اولیه امام زمان (عج) را با یکی از مقاطع سیر قوم بنی‌اسرائیل بررسی نمائیم، می‌توان گفت که این حکومت مشابه حکومتی است که در زمان داود (ع) تشکیل می‌شود، یعنی حکومتی کوچک و مقدماتی پس از ماجرای طالوت (ع) و پیش از برپایی ملک سلیمان (ع). حکومت اولیه امام زمان (عج) نیز به عنوان یک حکومت مقدماتی پس از ماجرای ظهور و پیش از برپایی ملک عظیم اهل بیت (ع) واقع می‌گردد.

تشابه ماجرای حضرت داود (ع) با حکومت امام زمان (عج) و رفتارهای ایشان را می‌توان از طریق آیات قرآن و احادیث بررسی نمود. موارد این تشابه عبارتند از:

 

1- حکومت داود (ع)

در زمان داود (ع) و قبل از برپایی ملک سلیمان (ع)، بنی‌اسرائیل به حکومت رسیدند اما یک حکومت کوچک و اولیه. پس از ظهور و قبل از برپایی ملک عظیم نیز امام زمان (عج) حکومتی اولیه تشکیل می‌دهند تا مقدمات برپایی ملک فراهم گردد. اما همانطور که پیش از این نیز بدان اشاره شد، شأن افراد و مقیاس‌ها در امت اسلام بزرگتر از قوم بنی‌اسرائیل است یعنی هم شأن امام زمان (عج) بسیار بالاتر از داود (ع) است و هم حکومت ایشان بزرگتر و قویتر.

2- خلافت داود (ع)

خداوند در سوره ص آیه 26، حضرت داود (ع) را به عنوان خلیفه خود در زمین مطرح می‌فرماید[22] و سپس از ایشان می‌خواهد که بین مردم به حق حکم کند. امام زمان (عج) نیز در زمان ظهور به عنوان خلیفه خداوند مطرح می‌شوند و از مردم خواسته می‌شود که از ایشان تبعیت کنند[23] و ایشان نیز بین مردم به حق حکم خواهند کرد. اما این خلافت برای داود (ع)، به استناد آیه 24 سوره ص[24] ، «خلافت رب» است و برای امام زمان (عج) «خلافت الله». یعنی شأنیت بالاتر در خلافت نیز رعایت شده است.

 3- حکم داودی (ع)

براساس آیه 251 سوره بقره، خداوند به داود (ع) حکم (حکمه) و علم عطا می‌کند و ایشان نیز بر آن اساس بین مردم حکم می‌کند[25]. اما روش حکم کردن حضرت داود (ع)، روش خاصی بود به نحوی که ایشان بدون بینه و دلیل در مورد افراد حکم می‌کردند. در مورد امام زمان (ع) نیز آمده است که روش حکم کردن ایشان همانند داود (ع) است، یعنی بدون نیاز به شاهد و بینه و با علم و الهام الهی حکم می‌کنند[26]. البته شاید بتوان گفت این تشابه در نحوه حکم کردن امام زمان (عج) با داود (ع)، به کل حکومتداری مربوط گردد یعنی حکومت اولیه امام زمان (عج) همچون حکومت داود (ع) است.

 4- تسخیر اشیاء و موجودات برای داود (ع)

در آیات مختلفی از قرآن، آمده است که جمادات و موجوات به تسخیر حضرت داود (ع) بودند و یا به همراه ایشان به تسبیح خداوند می‌پرداختند[27]. در زمان ظهور نیز با ظاهر شدن ملائکه و اجنه و دیگر موجودات، همه در خدمت امام (ع) خواهند بود. نمونه بارز آن حضور ملائک مقرب، جبرئیل و میکائیل (ع) در زمان ظهور است که اولین بیعت کنندگان با امام زمان (عج) خواهند بود. علاوه بر آن اشیاء و جمادات نیز به سخن در می‌آیند و در خدمت لشگر حق هستند.

علاوه بر موارد فوق، در حدیثی از امام صادق (ع) آمده است:[28]

... و أنزل الله تبارك و تعالى عليه الزبور و علمه صنعة الحديد فلينه له و أمر الجبال و الطير أن تسبح معه و أعطاه صوتا لم يسمع بمثله حسنا و أعطاه قوة في العبادة و أقام في بني إسرائيل نبيا و هكذا يكون سبيل القائم ع له علم إذا حان وقت خروجه انتشر ذلك العلم من نفسه و أنطقه الله عز و جل فناداه اخرج يا ولي الله فاقتل أعداء الله و له سيف مغمد إذا حان وقت خروجه اقتلع ذلك السيف من غمده و أنطقه الله عز و جل فناداه السيف اخرج يا ولي الله فلا يحل لك أن تقعد عن أعداء الله فيخرج ع و يقتل أعداء الله حيث ثقفهم و يقيم حدود الله و يحكم بحكم الله عز و جل ...

... و خداوند تبارک و تعالی بر ایشان زبور را نازل فرمود و به ایشان صنعت آهن را تعلیم داد و آن را برای او نرم گردانید و به کوهها و پرندگان امر نمود که همراه او تسبیح گویند و به او صدایی عطا فرمود که خوشتر از آن شنیده نشود و به او قوت عبادت عطا نمود و پیامبری را در بنی اسرائیل قرار داد و همینگونه است روش قائم (ع)، برای ایشان علمی است که در زمان خروجش آن علم از نفسش منتشر شده و خداوند عزوجل آن را به سخن می‌آورد و او را ندا می‌دهد که خارج شو ای ولی الله و دشمنان خدا را بکش و او شمشیری غلاف شده دارد که در هنگام خروج او شمشیر از غلاف خود خارج شده و خداوند عزوجل آن را به سخن در می‌آورد و شمشیر ندا می‌دهد که ای ولی الله بر تو حلال نشده که از دشمنان خداوند عقب بیافتی پس ایشان خروج می‌کند و دشمنان خدا را هر جا که بیابد می‌کشد و حدود الهی را برپا می‌دارد و به حکم خداوند عزوجل حکم می‌کند ...

 

در این حدیث، امام صادق (ع) با اشاره به عطای نعمات مختلف به داود (ع) از جانب خداوند، می‌فرمایند که روش کلی امام زمان (عج) نیز همان روش داود (ع) است.

4-2 اشاره به حکومت امام زمان (عج) در زبور داود (ع)

در زبور داود (ع) نیز به دفعات از حکومت امام زمان (عج) نام برده شده است. در اینجا به دو مورد اشاره می‌شود:

              

1- حکومت صالحان در زمین

خداوند در سوره انبیاء ، آیه 105 می‌فرماید:

وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ اْلأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصّالِحُونَ

در «زبور» بعد از ذكر (تورات) نوشتيم: «بندگان شايسته‏ام وارث (حكومت) زمين خواهند شد!»

در احادیث آمده است که منظور از بندگان صالح، امام زمان (عج) و یاوران ایشان است.[29]

 

2- مناجات حضرت داود (ع) و بشارت به امام زمان (عج)

در سفر 71‌ام از زبور، مناجاتی از حضرت داود (ع) بیان شده که در آن ایشان به ظهور امام زمان (عج)، برپایی دولت ایشان، تحقق قسط و عدل و نابودی دشمنان ایشان بشارت می‌دهد. بخشی از این مناجات به شرح زیر است:[30]

 

فيه : ما ناجى الله داود في السفر الحادي والسبعين من الزبور قوله : اللهم أعط قيامتك للسلطان وحجتك لذريته ، إلى أن يقول : وسيظهر في دولته حجة ويزيد العدل والقسط إلى أن يزول القمر ، ويحكم من البحر إلى البحر ، ومن الوادي إلى جميع ما على وجه البسيطة ، وتنعطف له العالم ، وتقبل رجله الجيش ، وتلعس الأرض عنده الأعداء ، وتهدى إليه الهدايا من سلاطين الجزاير ويقدم له من سلاطين العرب واليمن التقديمات ويسجدون له ويثنى عنده جميع سلاطين الأرض وملوك العجم عنده

در آن آمده است آنچه داود مناجات نمود با خداوند در سفر هفتاد و یکم از زبور : خدایا عطا نما قیامتت را برای سلطان و حجت خود را برای فرزندانش... تا انجا که می‌گوید: و آشکار می گرد در دولتش حجتی و عدل و قسط زیاد می‌گردد تا اینکه ماه زایل شود. و حکومت می‌کند از دریا تا دریا، و از وادی تا همه آنچه بر روی بسیطه است. عالم برایش منعطف می‌گردد. پیش پایش لشگر حرکت می‌کند و زمین نزد او دشمنان را می‌بلعد و پادشاهان جزایر هدیه برایش می‌فرستند و تقدیم می‌کنند پادشاهان عرب و یمن هدایایی را و سجده می‌کنند بر او و همه پادشاهان زمین و سلاطین عجم در نزدش ثنای او را می‌گویند.

 نکته جالب توجه این است که داود (ع) در این مناجات به مسخر شدن عالم برای امام زمان (عج)، تسلیم شدن دیگر پادشاهان زمین در برابر ایشان و حتی واقعه خسف و فرو برده شدن دشمنان در زمین اشاره می‌کند.

پی نوشتها:
 

 [1] أَمْ يَحْسُدُونَ النّاسَ عَلي ما آتاهُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنا آلَ إِبْراهيمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ آتَيْناهُمْ مُلْكًا عَظيمًا / سوره نساء، آیه 54

يا اينكه نسبت به مردم [= پيامبر و خاندانش]، و بر آنچه خدا از فضلش به آنان بخشيده، حسد مي‏ورزند؟ ما به آل‌ابراهيم، كتاب و حكمت داديم؛ و مُلك عظيمي در اختيار آنها قرار داديم.

معنعنا عن إبراهيم قال: قلت لأبي‏عبدالله(ع): جعلت فداک, ما تقول في هذه الآية أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلي ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنا آلَ إِبْراهِيمَ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ آتَيْناهُمْ مُلْکاً عَظِيماً؟ قال(ع): نحن الناس الذين قال الله, و نحن المحسودون, و نحن أهل الملک ... ( ( از امام صادق (ع) در باره آية 54 سوره نساء سؤال شد. فرمودند: ماييم مردمي که خداوند فرموده, و ماييم مورد حسد واقع شدگان, و ماييم اهل ملک و پادشاهي... / تفسيرفرات‏کوفي ص107 من‏سورةالنساء ح101 / بحارالأنوار ج23 ص299 باب17ـوجوب‏طاعتهم ‏و أنها المعني ‏بالملک ‏العظيم ح50

[2]   «با درگذشت حضرت سلیمان، اتحراف در میان بنی‌اسرائیل آغاز شد . دولت وی تجزیه گشت، سپس خداوند کسانی را بر بنی‌اسرائیل مسلط کرد تا آنان را به عذابی دردناک گرفتار سازد.» / کتاب عصر ظهور، علی کورانی

[3]   فَلَمّا قَضَيْنا عَلَيْهِ الْمَوْتَ ما دَلَّهُمْ عَلي مَوْتِهِ إِلاّ دَابَّةُ اْلأَرْضِ تَأْكُلُ مِنْسَأَتَهُ فَلَمّا خَرَّ تَبَيَّنَتِ الْجِنُّ أَنْ لَوْ كانُوا يَعْلَمُونَ الْغَيْبَ ما لَبِثُوا فِي الْعَذابِ الْمُهينِ،/ سوره سبأ،  آیه 14

(با اين همه جلال و شكوه سليمان) هنگامي كه مرگ را بر او مقرّر داشتيم، كسي آنها را از مرگ وي آگاه نساخت مگر جنبنده زمين [= موريانه] كه عصاي او را مي‏خورد (تا شكست و پيكر سليمان فرو افتاد)؛ هنگامي كه بر زمين افتاد جنّيان فهميدند كه اگر از غيب آگاه بودند در عذاب خواركننده باقي نمي‏ماندند!

[4]  أبي سعيد الخدري‏ال رسول الله ص المهدي يملأ الأرض قسطا و عدلا کما ملئت جورا و ظلما يملک سبع سنين. حضرت رسول (ص) فرمودند: مهدي (عج) زمين را از قسط و عدل پر   مي‏کند همچنانکه از ظلم و جور پر شده است و هفت سال حکومت مي‏کند./ بحار الأنوار ج3 ص368

[5]  «وَ إِذا رَأَیْتَ ثَمَّ رَأَیْتَ نَعیمًا وَ مُلْكًا كَبیرًا»/ سوره انسان، آیه20

   ترجمه: «و چون بنگری، [آنجا را] پرنعمت و مُلك كبیر می‏بینی‏.»

[6]  ترجمه: «همانا این قرآن به [آیینی‏] كه خود استوارترین است هدایت می‌كند.»/ سوره إسراء، آیه9

[7]  «وَ ضَرَبَ اللّهُ مَثَلاً رَجُلَیْنِ أَحَدُهُما أَبْكَمُ لا یَقْدِرُ عَلى شَیْ‏ءٍ وَ هُوَ كَلٌّ عَلى مَوْلاهُ أَیْنَما یُوَجِّهْهُ لا یَأْتِ بِخَیْرٍ هَلْ یَسْتَوی هُوَ وَ مَنْ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ هُوَ عَلى صِراطٍ مُسْتَقیمٍ»/ سوره نحل، آیه76
   ترجمه: «و خدا مَثَلی می‏زند: دو مرد هستند كه یكی از آنها لال است و هیچ كاری از او برنمی‏آید و او سربار خداوندگارش می‏باشد. هر جا كه او را می‏فرستد خیری به همراه نمی‏آورد.  آیا او با كسی كه به عدالت فرمان می‏دهد و خود بر صراط ‌المستقیم هست یكسان است‏؟»

[8]  ترجمه: «و از میان كسانی كه آفریده‏ایم‏، جماعتی هستند كه به حق هدایت می‏كنند و به حق عدل می‏نمایند.»/ سوره اعراف، آیه181

[9]  «وَ نُریدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذینَ اسْتُضْعِفُوا فِی اْلأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثینَ»، / سوره قصص، آیه 5

[10]  الرَّحْمنُ عَلَي الْعَرْشِ اسْتَوي،/ سوره طه، آیه 5

    همان بخشنده‏اي كه بر عرش مسلّط است.

[11]  ابن فضال عن حماد عن إبراهيم بن عمر عن عمر بن حنظلة عن أبي عبد الله ع قال خمس قبل قيام القائم من العلامات الصيحة و السفياني و الخسف بالبيداء و خروج اليماني و قتل النفس الزکية امام صادق (ع) : پنج چيز از نشانه هاي قبل از قيام قائم است. صيحه آسماني و سفياني و خسف بيداء(فرو رفتن افراد در سرزمين بيداء) و خروج يماني و کشتن نفس زکيه. / بحارالأنوار ج 52 ص 209

[12]  چراکه اگر سر یک انسان سالم بیش از مقدار معینی به عقب بچرخد، دچار شکستگی شده و امکان ندارد که فرد زنده بماند.

[13]  انسان در یک خواب عادی (بدون دخالت شیاطین و موجودات دخانی) جسم برزخی‌اش از جسم مادی رها شده و در عالم برزخ سیر می‌کند و لذا مشاهداتی که انسان در خواب دارد مبتنی بر عالم برزخ و قوانین برزخی است.

[14]  روي الطبراني في معجمه عن أبي سعيد الخدري قال قال رسول الله ص في آخر الزمان تأتي المرأة فتجد زوجها قد مسخ قردا لأنه لا يؤمن بالقدر ابو سعيد خدري نقل مي کند که حضرت رسول الله فرمودند: که در آخر الزمان زني مي آيد و همسرش را به صورت ميمون مسخ شده مي يابد زيرا او به شب قدر ايمان نداشت. / بحارالأنوار ج62 ص241

[15]  الشَّيْخُ الْمُفِيدُ فِي الْإِرْشَادِ، رَوَى عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَجْلَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِذَا قَامَ قَائِمُ آلِ مُحَمَّدٍ ع حَكَمَ بَيْنَ النَّاسِ بِحُكْمِ دَاوُدَ لَا يَحْتَاجُ إِلَى بَيِّنَةٍ يُلْهِمُهُ اللَّهُ تَعَالَى فَيَحْكُمُ بِعِلْمِهِ وَ يُخْبِرُ كُلَّ قَوْمٍ بِمَا اسْتَبْطَنُوهُ الْخَبَرَ

آن گاه كه قيام كننده آل محمّد عليهم السلام بپاخيزد، درميان مردم به حكم داود حكم نمايد، و نيازى به شاهد و بيّنه ندارد، بلكه خداوندگار بلند مرتبه او را الهام مى كند و او به علم خويش عمل خواهد كرد. و هر قومي را از اجتهاد و استنباطشان خبر مي‌دهد و دوست و دشمن خود را با نشان الهي مي‌شناسد، چنانكه خداي تبارك و تعالي مي‌فرمايد: «به راستي در آن نشانه‌هائي است براي هوشمندان، و به راستي آن هر آينه به راه ثابت است». / بحار   ج14 ص14  ح22

[16]  مقطع «دخان مبین» یکی از مقاطع آخرالزمان است که در آن به جهت رفعت عوالم و ترکیب عالم مادی با عالم دخان، موجودات دخانی نمود مادی پیدا کرده و قابل رؤیت خواهند شد.

[17]  عن زرارة عن أبي عبد الله ع في قول الله "وَ تِلْکَ الْأَيَّامُ نُداوِلُها بَيْنَ النَّاسِ" قال ما زال مذ خلق الله آدم دولة لله و دولة لإبليس، فأين دولة الله أما هو إلا قائم واحد امام صادق (ع) درباره آيه شريفه " وَ تِلْکَ الْأَيَّامُ نُداوِلُها بَيْنَ النَّاسِ " فرمودند: از رماني که خداوند آدم را آفريد حکومتي (دولتي) براي خدا و حکومتي (دولتي) براي ابليس است، پس دولت خدا کجاست؟ آيا آن به جز قائم واحد چيز ديگري است؟ / تفسيرالعياشي ج1 ص 199

[18]   كافى ج2 ص8 / بحارالانوار  ج26  ص279  باب6

[19]   معجم احاديث الامام المهدي ج 5 ح 1932

[20]  قال رسول الله(ص): کُلُّ ماکانَ فِي الأُمَمِ السَّالِفَةِ فَإِنَّهُ يَکُونُ فِي هَذِهِ الأُمَّةِ مِثْلَهُ، هر آنچه که در امتهاي پيشين واقع شده مثل آن در اين امت واقع مي شود در اين امت نيز واقع مي شود: حذو النعل بالنعل و القذة بالقذة، مانند آن مسائل نعل به نعل و قدم به قدم و عينا،/ بحار ج28 ص10 حديث 15

قال رسول الله(ص): ... لَيَأْتِيَنَّ عَلَي أُمَّتِي ما أَتَي عَلَي بَنِي إِسْرائِيلَ حَذْوُ النَّعْلِ بِالنَّعْلِ... آنچه که بر بني اسرائيل واقع شد بر امت من نيز حتما نعل به نعل و عينا واقع مي شود، / بحار ج28 ص29 حديث37

[21]  سابِقُوا إِلي مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُها كَعَرْضِ السَّماءِ وَ اْلأَرْضِ أُعِدَّتْ لِلَّذينَ آمَنُوا بِاللّهِ وَ رُسُلِهِ ذلِكَ فَضْلُ اللّهِ يُؤْتيهِ مَنْ يَشاءُ وَ اللّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظيمِ / سوره حدید، آیه 21

به پيش تازيد براي رسيدن به مغفرت پروردگارتان و بهشتي كه پهنه آن مانند پهنه آسمان و زمين است و براي كساني كه به خدا و رسولانش ايمان آورده‏اند؛ آماده شده است، اين فضل خداوند است كه به هر كس بخواهد مي‏دهد؛ و خداوند صاحب فضل عظيم است!

[22] يا داوُودُ إِنّا جَعَلْناكَ خَليفَةً فِي اْلأَرْضِ فَاحْكُمْ بَيْنَ النّاسِ بِالْحَقِّ / سوره ص، آیه 26

اي داوود! ما تو را خليفه در زمين قرار داديم؛ پس در ميان مردم بحق داوري كن

[23]  السَّادِسَ عَشَرَ فِي قَوْلِهِ ع عَلَى رَأْسِهِ غَمَامَةٌ وَ بِإِسْنَادِهِ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عُمَرَ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص يَخْرُجُ الْمَهْدِيُّ وَ عَلَى رَأْسِهِ غَمَامَةٌ فِيهَا مُنَادٍ يُنَادِي هَذَا الْمَهْدِيُّ خَلِيفَةُ اللَّهِ فَاتَّبِعُوهُ / بحارالأنوار ج51 ص81

سید ما رسول الله (ص) فرمود: مهدی (عج) خروج می‌کند در حالی که برروی سر او {غمامه‌ای} است که در آن منادی است که ندا می‌دهد، این مهدی خلیفه الله است، از او تبعیت کنید.

[24] قالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤالِ نَعْجَتِكَ إِلي نِعاجِهِ وَ إِنَّ كَثيرًا مِنَ الْخُلَطاءِ لَيَبْغي بَعْضُهُمْ عَلي بَعْضٍ إِلاَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصّالِحاتِ وَ قَليلٌ ما هُمْ وَ ظَنَّ داوُودُ أَنَّما فَتَنّاهُ فَاسْتَغْفَرَ رَبَّهُ وَ خَرَّ راكِعًا وَ أَنابَ

(داوود) گفت: «مسلّماً او با درخواست يك ميش تو براي افزودن آن به ميشهايش، بر تو ستم نموده؛ و بسياري از شريكان (و دوستان) به يكديگر ستم مي‏كنند، مگر كساني كه ايمان آورده و اعمال صالح انجام داده‏اند؛ امّا عدّه آنان كم است!» داوود دانست كه ما او را (با اين ماجرا) آزموده‏ايم، از اين رو از پروردگارش طلب آمرزش نمود و به سجده افتاد و توبه كرد.

[25]   فَهَزَمُوهُمْ بِإِذْنِ اللّهِ وَ قَتَلَ داوُودُ جالُوتَ وَ آتاهُ اللّهُ الْمُلْكَ وَ الْحِكْمَةَ وَ عَلَّمَهُ مِمّا يَشاءُ وَ لَوْ لا دَفْعُ اللّهِ النّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَفَسَدَتِ اْلأَرْضُ وَ لكِنَّ اللّهَ ذُو فَضْلٍ عَلَي الْعالَمينَ/ سوره بقره، آیه 251

سپس به فرمان خدا، آنها سپاه دشمن را به هزيمت واداشتند. و «داوود» (نوجوان نيرومند و شجاعي كه در لشكر «طالوت» بود)، «جالوت» را كشت؛ و خداوند، حكومت و دانش را به او بخشيد؛ و از آنچه مي‏خواست به او تعليم داد. و اگر خداوند، بعضي از مردم را به وسيله بعضي ديگر دفع نمي‏كرد، زمين را فساد فرامي‏گرفت، ولي خداوند نسبت به جهانيان، لطف و احسان دارد.

[26] الشَّيْخُ الْمُفِيدُ فِي الْإِرْشَادِ، رَوَى عَبْدُ اللَّهِ بْنُ عَجْلَانَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ إِذَا قَامَ قَائِمُ آلِ مُحَمَّدٍ ع حَكَمَ بَيْنَ النَّاسِ بِحُكْمِ دَاوُدَ لَا يَحْتَاجُ إِلَى بَيِّنَةٍ يُلْهِمُهُ اللَّهُ تَعَالَى فَيَحْكُمُ بِعِلْمِهِ وَ يُخْبِرُ كُلَّ قَوْمٍ بِمَا اسْتَبْطَنُوهُ الْخَبَرَ  /  بحار ج14  ص14  ح22

آن گاه كه قيام كننده آل محمّد عليهم السلام بپاخيزد، درميان مردم به حكم داود حكم نمايد، و نيازى به شاهد و بيّنه ندارد، بلكه خداوندگار بلند مرتبه او را الهام مى كند و او به علم خويش عمل خواهد كرد. و هر قومي را از اجتهاد و استنباطشان خبر مي‌دهد و دوست و دشمن خود را با نشان الهي مي‌شناسد، چنانكه خداي تبارك و تعالي مي‌فرمايد: «به راستي در آن نشانه‌هائي است براي هوشمندان، و به راستي آن هر آينه به راه ثابت است».

[27]  وَ لَقَدْ آتَيْنا داوُودَ مِنّا فَضْلاً يا جِبالُ أَوِّبي مَعَهُ وَ الطَّيْرَ وَ أَلَنّا لَهُ الْحَديدَ / سوره سبأ، آیه 10

و ما به داوود از سوي خود فضيلتي بزرگ بخشيديم؛ (ما به كوه‏ها و پرندگان گفتيم:) اي كوه‏ها و اي پرندگان! با او هم‏آواز شويد و همراه او تسبيح خدا گوييد! و آهن را براي او نرم كرديم.

أَنِ اعْمَلْ سابِغاتٍ وَ قَدِّرْ فِي السَّرْدِ وَ اعْمَلُوا صالِحًا إِنّي بِما تَعْمَلُونَ بَصيرٌ / سوره سبأ، آیه 11

(و به او گفتيم:) زره‏هاي كامل و فراخ بساز، و حلقه‏ها را به اندازه و متناسب كن! و عمل صالح بجا آوريد كه من به آنچه انجام ميدهيد بينا هستم!

اصْبِرْ عَلي ما يَقُولُونَ وَ اذْكُرْ عَبْدَنا داوُودَ ذَا اْلأَيْدِ إِنَّهُ أَوّابٌ / سوره ص، آیه 17

در برابر آنچه مي‏گويند شكيبا باش، و به خاطر بياور بنده ما داوود صاحب قدرت را، كه او بسيار توبه‏كننده بود!

إِنّا سَخَّرْنَا الْجِبالَ مَعَهُ يُسَبِّحْنَ بِالْعَشِيِّ وَ اْلإِشْراقِ / سوره ص، آیه 18

ما كوه‏ها را مسخّر او ساختيم كه هر شامگاه و صبحگاه با او تسبيح مي‏گفتند!

وَ الطَّيْرَ مَحْشُورَةً كُلٌّ لَهُ أَوّابٌ / سوره ص، آیه 19

پرندگان را نيز دسته جمعي مسخّر او كرديم (تا همراه او تسبيح خدا گويند)؛و همه اينها بازگشت‏كننده به سوي او بودند!

[28]   كمال‏الدين  ج 1  ص155   

[29]   12- [تفسير القمي‏] وَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ قَالَ الْكُتُبُ كُلُّهَا ذِكْرٌ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصَّالِحُونَ قَالَ الْقَائِمُ ع وَ أَصْحَابُهُ قَالَ وَ الزَّبُورُ فِيهِ مَلَاحِمُ وَ تَحْمِيدٌ وَ تَمْجِيدٌ وَ دُعَاءٌ / بحارالأنوار ج14 ص37   

[30]  الزام الناصب  ج1 ص130 

|+| نوشته شده در  شنبه هشتم اردیبهشت 1386ساعت 12:24  توسط محب  | 

بشارت ظهور منجی آخرالزمان در کتاب بوئیل نبی (ع)

 

در كتاب بوئیل نبی كه از پیامبران پیرو تورات است، از بشارت ظهور حضرت مهدی(ع)و نزول حضرت عیسی(ع)و محاکمه اسرائیل سخن گفته شده است.

"آن گاه جمیع امت ها را جمع کرده به وادی (یهو شافاظ) (1) فرود خواهم آورد و در آن جا با ایشان درباره قوم خود و میراث خویش، اسرائیل را محاکمه خواهم نمود، زیرا که ایشان را در میان امت ها پراکنده ساخته و زمین مرا تقسیم نموده اند و بر قوم من قرعه انداخته و پسری در عوض فاحشه داده و دختری به شراب فروخته اند تا بنوشند."(2)

در جای دیگری از همین کتاب چنین آمده است: "ای همه امت ها! بشتابید و بیایید و از همه طرف جمع شوید ای خداوند شجاعان! خود را به آنجا فرود آور. امت ها برانگیخته شوند. به وادی( یهو شافاظ) برآیند؛ زیرا که من در آن جا خواهم نشست تا بر همه امت هایی که به اطراف آن هستند داوری نمایم."(3)

و در همین زمینه در کتاب"عاموس نبی" آمده است که می گوید: "بنابراین، ای اسرائیل! به این طور با تو عمل خواهم نمود، و چون که به این طور با تو عمل خواهم نمود پس ای اسرائیل! خویشتن را مهیا ساز تا با خدای خود ملاقات نمایی."(4)

این فرازها- همچنان که ملاحظه می شود- از نزول حضرت عیسی(ع) و داوری آن حضرت در"یوم الله ظهور" خبر می دهند و در همین رابطه، در کتاب "هوشیع نبی" در مورد بازگشت حضرت عیسی(ع) خطاب به قوم یهود آمده است:

"و من برای افرایم(5) مثل شیر و برای خاندان یهودا(6) مانند شیر ژیان خواهم بود.من خودم خواهم درید و رفته خواهم ربود و رهاننده نخواهم بود. من روانه شده به مکان خود خواهم برگشت تا ایشان به عصیان خود اعتراف نموده روی مرا بطلبند، در تنگی خود صبح زود مرا خواهند طلبید."(7)

از آنجایی که در روایات اسلامی به صورت گسترده ای از نزول حضرت عیسی(ع) گفتگو شده است و برخی از آیات قرآنی نیز بر این معنا دلالت دارد و همه طوایف اسلامی اعتقاد قاطع دارند که حضرت عیسی(ع) به روی زمین باز می گردد و پشت سر حضرت مهدی(ع) نماز می گزارد و حضرتش را تایید می نماید و در ردیف یکی از معاونان آن حضرت قرار می گیرد ما نیز به پیروی از قرآن و پیشوایان معصوم(ع) فرازهای مزبور را از کتاب تورات نقل نمودیم، و توضیح آنها نیز پس از نقل بشارات انجیل بر همگان روشن خواهد شد.


پي نوشت:

1-وادی یهو شافاظ، نام صحرایی در نزدیکی بیت المقدس است که اکنون وادی« قدرون» نامیدهمی شود.(لغت نامه دهخدا، حرف قاف، قدرون، ص177).
2-کتاب مقدس، کتاب بوئیل نبی، ص1327، باب3، بندهای 2و3.
3-کتاب مقدس، کتاب بوئیل نبی، ص1328، باب3، بندهای12و13
4-کتاب مقدس، کتاب عاموس نبی، ص1333، باب4، بندهای12و13
5-افرایم: نام پسر دوم حضرت یوسف(ع) است.
یهودا: نام پسر یعقوب و برادر بزرگ یوسف از مادر دیگر به نام لیا- لایالیا- است، که حضرت داوود و ملوک بنی اسرائیل و حضرت عیسی(ع) از نسل اومی باشند.( لغت نامه دهخدا، حرف یاء، یهودا).
7-تورات، کتاب هوشع نبی، ص 1314، باب5، بندهای 14و15
 

  منبع: خبرگزاري شبستان

|+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 9:21  توسط محب  | 

بشارت ظهور منجی آخرالزمان در کتاب مقدس هندیان : اوپانیشاد

 

در كتاب‌هاي مقدسي كه در ميان هنديان به عنوان كتاب‌هاي آسماني شناخته شده تصريحات زيادي به وجود مقدّس مهدي موعود(عج) و ظهور مبارك آن حضرت شده است.
در كتاب «اوپانيشاد» كه يكي از كتب معتبره و از منابع هندوها به شمار مي‌رود، بشارت ظهور مهدي موعود ـ عليه السّلام ـ چنين آمده است:

اين مظهر ويشنو (مظهر دهم) در انقضاي كلّي يا عصر آهن، سوار بر اسب سفيدي، در حالي كه شمشير برهنه‌ درخشاني به صورت ستاره‌ دنباله‌دار در دست دارد ظاهر مي‌شود و شريران را تماماً هلاك مي‌سازد و خلقت را از نو تجديد و پاكي را رجعت خواهد داد... اين مظهر دهم در انقضاي عالم ظهور خواهد كرد.(1)

با اندك تاملي در جملات بشارت فوق، مي توان دريافت كه مقصود از «مظهر ويشنو» همان وجود مقدس حجه بن الحسن العسكري ـ عليه السّلام ـ است؛ زيرا طبق روايات متواتر اسلامي آن حضرت در آخر الزمان و در پايان جهان، ظهور خواهد نمود و با شمشير قيام خواهد كرد و تمامي جباران و ستمگران روي زمين را از بين خواهد برد و در دوران حكومت آن مظهر قدرت خداوند، جهان، آفرينش نويني خواهد يافت.

در اين زمينه اخبار و احاديث بسيار زيادي در كتب شيعه و سنّي از پيامبر گرامي اسلام و ائمه‌ معصومين(ع) روايت شده است كه برخي از آنها را جهت توضيح فرازهاي بشارت مزبور مي‌آوريم.

در كتاب «غيبت» شيخ طوسي از ابو سعيد خدري روايت كرده است كه گفت: از رسول خدا (ص)شنيدم كه بر فراز منبر مي‌فرمود: مهدي از عترت و اهل بيت من است. او در آخر زمان ظهور مي‌كند. در آن هنگام آسمان بارانش را فرو مي‌فرستد، زمين گياهان خود را مي‌روياند. و او سراسر روي زمين را پر از عدل و داد مي‌نمايد، آنچنان كه ديگران ـ ستمگران ـ آن را پر از ظلم و جور كرده باشند.(2)

در كتاب «عقد الدرر»، باب سوم از قول ابو سعيد خدري از رسول خدا (ص) نقل كرده است كه آن حضرت فرمود: در آخر الزمان مردي جوان، با چهره‌اي زيبا و بيني كشيده، كه از عترت من است قيام مي‌كند، زمين را پر از عدل و داد مي‌نمايد، همان گونه كه پر از ظلم و جور شده باشد.(3)

پي نوشت:
1- اوپانيشاد، ترجمه‌ محمد داراشكوه (از متن سانسكريت) ج2، ص637
2- غيبت شيخ طوسي، ص111، ص180؛ بحارالانوار، ج51، ص74، ح25؛ اثبات الهداة، ج3، ص502، ح294؛ منتخب الاثر، ص169، ح81، و در چاپ ديگر، ص222، ح81.
3- عقد الدرر، باب 3، ص39.

 

  منبع: خبرگزاري شبستان

|+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 8:47  توسط محب  | 

آخرالزمان را باور کنیم

 

‍آخرالزمان» اصطلاحي است كه طي سالهاي اخير بارها شنيده ايم و هر چه پيش مي رويم بر كاربرد آن افزوده مي شود. گرچه آخرالزمان از اعتقادات خاص شيعه است و ريشه در تفكر اسلامي دارد اما منحصر به مسلمانان نيست و معادلهاي اين كلمه، در اديان ديگر كاربرد وسيع و متنوعي دارد. حتي در مكاتب و مباحث سياسي غير ديني نيز بحثهاي متعددي راجع به آن صورت گرفته است.

آنچه كه در بين تمامي اديان و حتي مكاتب غير ديني راجع به «آخرالزمان» مشترك است، اشاره به مقطعي از تاريخ انسان است كه در آن، بشر به عالي ترين برنامه و اسلوب اداره زندگي اجتماعي دست يافته و به وسيله آن فصل نويني از همزيستي متعالي توأم با صلح، آرامش، عدالت و رفاه جهاني را آغاز مي كند. تأكيد اديان و فرهنگهاي متأثر از آن بر اجتماع انسانها در قالب «مدينه فاضله»، «آرمان شهر»، «شهر سالم»، «اورشليم»، «اتوپيا» و... دقيقاً مبتني بر همين اعتقاد است. البته يكي از وجوه تمايز اعتقاد به آرمان شهر و جامعه موعود بر پايه اديان الهي با اعتقاد به اين موضوع بر پايه مكاتب دست ساز بشر (مكاتب اومانيستي)، ديدگاه هاي ارائه شده در زمينه ريشه تأسيس چنين جامعه اي است. پيروان اديان آسماني، ريشه آن را در «ظهور منجي آخرالزمان» مي دانند و پيروان ايسمهاي منحرف غير ديني، آن را ثمره سير تكاملي جوامع انساني دانسته و پايان تاريخ مي نامند.1

به هر حال آنچه مسلم و انكارناپذير است، انتظار تمام عالم براي فرا رسيدن روز موعود و نجات انسان از پليديها و زشتيها و آغاز حكومت صالحان بر كره خاكي است و البته مترقي ترين، كامل ترين و صحيح ترين باور، اعتقاد آخرالزماني شيعه مبني بر ظهور امام دوازدهم(ع)، حجت غايب، حضرت ولي اللَّه الاعظم، ارواحنا فداه، مي باشد.

شيعيان براساس وعده هاي داده شده از سوي رسول اكرم(ص) و ائمه طاهرين(ع) منتظر تحقق موعد قيام و ظهور قائم آل محمد(ع) هستند و براي اين انتظار نيز تكاليف و وظايفي دارند. فرهنگ انتظار طي قرون گذشته، نيروي محركه خيزشهاي بزرگ عدالت خواهانه و ظلم ستيز بوده كه قيام شكوهمند امام راحل(ره) را مي توان آخرين آن ناميد. از سوي ديگر روايات و متون متعدد، نشانه هاي مختلفي را براي مشخص نمودن احوالات آخرالزمان و اشاره به عصر ظهور ذكر كرده اند كه اين بخش، هميشه مورد توجه خاص و عام بوده است.

در سالهاي اخير مباحث پيرامون فرا رسيدن دوره آخرالزمان در ميان پيروان اديان مختلف رشد چشمگيري يافته كه اعتقاد به رجعت و ظهور مسيح در سال 2000 ميلادي در ميان برخي از فرق مسيحي، از آن جمله بود. همچنين اعتقادات بحث انگيز مسيحيان انجيلي (مسيحيان صهيونيست و يهوديان درباره آخرالزمان و طرح تفكرات جنجالي همچون نبرد آرماگدون (هرمجدون)، تخريب مسجدالاقصي و... از اين دست است. ارائه عجولانه نظريه هايي همچون پايان تاريخ، به منظور منحرف نمودن تفكر فطري منجي خواهي نيز دليل بر رشد همين باور ارزيابي مي شود. البته هدف اين نوشتار پرداختن به اين دسته از مطالب نيست و واشكافي آنها نياز به مباحث مشروح جداگانه اي دارد، اما توجه به موارد ياد شده لازم است، تا بدانيم احساس فرا رسيدن آخرالزمان در تمام اديان شكل گرفته است.

آنچه در اينجا مورد توجه است، باور نزديك بودن تحقق وعده ظهور مهدي موعود(ع)، در بين اكثريت شيعيان و محبين خاندان عترت(ع) است. شواهد و مستندات قابل توجه دلالت بر اين امر دارند كه اين مسئله از حد يك آرزو و اميد صرف فراتر رفته و به لطف ذات احدي در حال فرا رسيدن و محقق شدن است. ان شاءاللَّه.

به نظر مي رسد براي اثبات اين مدعا ذكر نكاتي كه در زير مي آيد كفايت كند:

اول، آيت الله ناصري در سخنراني اي در مدينةالنبي كه در رجب سال گذشته صورت گرفته مطالبي را در زمينه بشارت به نزديكي ظهور حضرت بقيةاللَّه الاعظم(ع) بيان كرده اند. اين مطالب كه به نقل از حضرت آيت الله العظمي بهجت مي باشد به اين شرح است:

من خراسان بودم، يكي از دوستان ما كه تشرف دارد محضر حضرت [صاحب الزمان(ع)] به منزل ما آمد، از او پرسيدم: شما تازگي تشرف محضر حضرت داشته ايد؟، فرمودند: بله. عرض كردم: راجع به ظهور سؤال نكرديد؟ فرمودند: چرا. گفتم: حضرت چه فرمودند؟ گفت: من از حضرت سؤال كردم: يابن رسول اللَّه ظهور چه وقت خواهد بود؟ فرمودند: نزديك است. عرض كردم: من هم درك مي كنم ظهور شما را؟ حضرت فرمودند: پيرمردتر از شما هم درك مي كنند ظهور مرا (ان شاءاللَّه). آيت الله بهجت فرموده بودند آن پيرمرد كه تشرف به محضر حضرت دارد حدود 60 سال سن دارد!.

سپس آيت الله ناصري خطاب به مخاطبان مي گويد:

خدا مي داند زمان ظهور نزديك است.2

دوم، حضرت آيت الله العظمي مكارم شيرازي فرموده اند:

همانطور كه براي حضرت مهدي(ع) يك غيبت صغرا و يك غيبت كبرا است؛ يعني درست مانند آفتاب [كه] وقتي مي خواهد پنهان شود ابتدا قرص خورشيد پشت افق پنهان مي شود ولي هوا نيمه روشن است و كم كم اين روشنايي برچيده و تاريك مي شود، براي ظهورش هم يك ظهور كبرا و يك ظهور صغرا است؛ مانند موقعي كه آفتاب مي خواهد طلوع كند قرص خورشيد هنوز پيدا نشده اما هوا نيمه روشن است و بعد خورشيد ديده مي شود. مرحله غيبت ايشان در دو مرحله واقع شده است و ظهور ايشان هم ظهور صغرا و هم ظهور كبرا دارد. در ظهور صغرا توجه مردم به امام زمان(ع) زياد مي شود و همه جا صحبت از امام زمان (ع) است و جلسات امام زمان(ع) پر شور مي شود و بحثهاي امام زمان (ع) همه جا را مي گيرد. وضع طوري مي شود كه مردم تشنه و آماده مي شوند. ما تصور مي كنيم كه در اين عصر و زمان؛ ما ان شاءاللَّه در بين الطوعين ظهور حضرت مهدي(ع) قرار داريم. من فراموش نمي كنم پنجاه سال قبل مؤسساتي كه به نام حضرت مهدي(ع) بود خيلي كم بود و كتابهايي كه درباره حضرت مهدي(ع) نوشته شده بود به اندازه امروز نبود و سخن از امام مهدي(ع) به اين گستردگي نبود، اگر كسي چهل يا پنجاه سال قبل مسجد جمكران مي رفت در بهترين شب ها ده يا بيست نفر بودند اما الان صدها نفر در بعضي از شبهاي حساس هستند. ما به سوي طلوع كبرا پيش مي رويم.3

سخنان فوق از بزرگاني است كه ما به راستگويي و تقواي آنها اعتماد كامل داريم و ضمناً اين مطالب در لفافه و ابهام بيان نگرديده بلكه صراحتاً نويد نزديك بودن زمان ظهور را مي دهد.

در خصوص توجه خاص به امام مهدي(ع)، ذكر اين نكته مناسب است كه در ديداري كه حجةالاسلام ري شهري نماينده ولي فقيه در امور حج به همراه دست اندركاران حج گذشته، با مقام معظم رهبري داشتند، آقاي ري شهري يكي از ويژگيهاي حج امسال را توجه ويژه حجاج تمام كشورها به امام زمان(ع) برشمرد.4

اكنون سؤال اين است كه در اين شرايط وظيفه ما به عنوان جامعه شيعي كه خود را پيرو و سرباز آن حضرت مي دانيم و نيز براساس وعده هاي داده شده كه اصل سپاه حضرت مهدي(ع) متشكل از ما (ياران سيد خراساني كه 200 هزار تا يك ميليون نفر ذكر گرديده است) چيست؟

وظايفي كه شيعيان در آستانه ظهور دارند، متعدد و مختلف است و لازم است كارشناسان موضوع به تبيين، معرفي و تبليغ آن بپردازند. در اينجا بخشي از وظايفي مد نظر است كه به گسترش فضاي منجي خواهي مي انجامد. آيت الله مكارم در ادامه مطالب فوق، اين بخش از وظايف را برشمرده اند. ايشان مي فرمايند:

اگر مي خواهيم به آن ظهور كمك كنيم، اين ظهور صغرا را توسعه دهيم. همين بحثهاي مختلف درباره حضرت را ميان جوانان، بزرگسالان، زنان، مردان، مسلمانان و غير مسلمانان توسعه دهيم و به اينترنت بكشانيم. خلاصه با امواج، نام مهدي(ع) را به همه دنيا برسانيم و اين ظهور صغرا را پررنگ كنيم تا نام حضرت مهدي(ع) در همه جلسات حضور پيدا كند. من معتقدم اگر اين كار را بكنيم اين يك مصداق عملي دعاي تعجيل فرج مي شود.5


بيان فوق، كليد اصلي راهكار انجام وظيفه است و مابقي كار، اجرايي كردن آن است. در سالهاي اخير مكرراً مباحثي را راجع به «جنبش نرم افزاري» شنيده ايم، خصوصاً در فرمايشات مقام معظم رهبري بارها به آن اشاره شده است. ما در حوزه مهدويت و انتظار ظهور نيز نياز به چنين جنبشي داريم، البته از چند زاويه، كه سعي مي شود به بخشهايي از آن به تفكيك اشاره شود:

1.
يكي از مشكلات بزرگ جامعه علمي ما، ترجمه اي بودن علوم در حوزه علوم انساني خصوصاً علوم سياسي و جامعه شناسي است. ما در اين حوزه ها مصرف كننده صرف توليدات غرب هستيم و آنها نيز آنچه را كه براساس اهداف شان مي باشد تحويل ما داده اند. غرب در هجوم فرهنگي خود سعي در سكولاريزه كردن جوامع، خصوصاً جوامع اسلامي داشته و براي موجه جلوه دادن اين امر، ضمن موفق قلمداد كردن جامعه غربي، علت آن را پايبندي به اصولي همچون ليبراليسم و سكولاريسم تبليغ كرده است. تأمل و دقت در سياستگذاريها و واشكافي استراتژيهاي غربي به خوبي آشكار مي سازد كه آنها از حربه جدايي دين از سياست فقط براي خلع سلاح جوامع غير غربي خصوصاً اسلامي بهره برده اند و اين در حالي است كه خود دقيقاً براساس آموزه هاي ديني و تصورات اعتقادي شان از آينده جهان (همچون اعتقاد آرماگدوني) به برنامه ريزي، سياستگذاري و تدوين استراتژي اقدام نموده اند. لذا در گام نخست بايد ضمن دوري جستن از باورهاي غلط و مسمومي كه به وسيله شبيخون فرهنگي و استعماري غرب در جوامع اسلامي رسوخ يافته، نسبت به بومي كردن علم بر پايه اعتقادات اسلامي خصوصاً در حوزه علوم انساني گام برداريم
.

2.
در گام بعدي، همين جنبش نرم افزاري مي بايست در حوزه علوم مهدوي شكل گيرد. در اين زمينه بايد كاري گسترده و هدفمند بر روي احاديث و روايات برجاي مانده پيرامون مسئله آخرالزمان و ظهور منجي و نيز پيشگوييها و اعتقادات اديان و فرق مختلف در اين خصوص، به عمل آيد و سپس صحيح و ناصحيح آن از هم جدا شده و براساس مطالب صحيح آن و با توجه به شرايط روز، اقدام به توليد فكر، علم و فرهنگ انتظار شود. بايد اين باور را تقويت كنيم كه اعتقاد به مهدويت مي تواند به مثابه برترين شاخص و منبع براي تدوين علم و استراتژيهاي راهبردي در حكومت اسلامي عمل نمايد. با باور فوق به بازنگري، بازخواني و بازنويسي سياستهاي كلان در عرصه داخلي و خارجي پرداخته و با برداشتي اصولي و ضمناً واقع بينانه، تمامي حركتها را در راستاي زمينه سازي آنچه كه به آن وعده داده شده است جهت دهيم
.

3.
دنياي امروز سراسر ظلم است و ستم و بي عدالتي. فرياد دادخواهي مردم ستمديده و زجركشيده در تمام جهان بلند است. مكاتب جنجالي كه با تبليغات، وعده رفع مشكلات و ايجاد جهاني بهتر را مي دادند يك به يك به زباله دان تاريخ پيوستند. جهان غرب كه ليبرال دموكراسي را برترين نسخه اداره جوامع مي دانست و نويد پايان سعادتمندانه تاريخ را مي داد، خود به شكست دموكراسي معترف است. سردرگمي و استيصال ثمره لائيسيته در جهان به اصطلاح متمدن امروز است. فطرت حقيقت جوي انسانها ميدان بروز يافته و دين ديگر مخدر به حساب نمي آيد بلكه كيمياي عصر حاضر است. آشفتگي و پريشاني بر همه مستولي گشته و تمناي مصلح آخرالزمان مي رود كه به خواسته تمام بشر تبديل شود. در چنين شرايطي بزرگ ترين وظيفه ما ترويج  «منجي طلبي» است. در عصر ارتباطات و با و جود ابزارهايي همچون شبكه جهاني (اينترنت)، ديگر هيچ بهانه اي براي عدم ارتباط با جهان تشنه عدالت وجود ندارد. بايد با ملل مختلف ارتباط برقرار كنيم. اشتراكات عقيدتي پيرامون منجي و مصلح آخرين را كشف و تقويت نماييم. با تأكيد بر اشتراكات، اصل منجي خواهي را تعميم داده، عمومي و جهاني سازيم. سپس در شرايطي به دور از تفرقه، امكان

معرفي منجي واقعي؛ يعني حضرت حجة ابن الحسن(ع) را فراهم آوريم. تأسيس پايگاه هاي اينترنتي متعدد و متنوع، تأليف و ترجمه متون و مقالات به زبانهاي مهم دنيا، برقراري رابطه با مراكز عقيدتي، اجتماعي و روشنفكران ملل مختلف، ايجاد امكان تبادل افكار و نظرات، درباره موضوع منجي و مصلح جهاني و... اقداماتي است كه مي تواند با بسيج امكانات مالي و فني و توان علمي و اجرايي به مرحله اجرا درآيد. تا كنون دنياي غرب ما را به چالش كشيده و با سوء استفاده از فناوري ارتباطي نوين به نشر افكار، عقايد و توطئه هاي خويش پرداخته است؛ اما از اين پس اين ماييم كه بايستي با استفاده بهينه از همان ابزار تكنولوژيك، به اثبات برتري اعتقادمان راجع به آخرالزمان، ظهور منجي و عدالت و صلح بي پايان بپردازيم. ان شاءاللَّه در آن شرايط، پيروان راستين مذاهب الهي همنوا با شيعيان جهان، ظهور منجي موعود را از خداي يكتا خواستار خواهند شد
.

4.
در كنار اين اقدامات، تك تك ما بايد مطالعاتمان را درباره امام مهدي(ع)، عصر ظهور و اتفاقات و مسائلي كه در آن زمان به وقوع خواهند پيوست بالا ببريم تا هنگام قرار گرفتن در آن شرايط، هم از افتادن در گرداب فتنه ها در امان باشيم و هم هر كداممان وظيفه خويش را بشناسيم. بنا بر بسياري از اخبار، اتفاقات متصل به ظهور از ماه رجب آغاز مي شود و تا محرم بعد (بيش از شش ماه) و هنگام قيام قائم(ع) ادامه مي يابد، ما بايد از هم اكنون بر تمام اين دوره پر از تلاطم و شور اشراف داشته باشيم تا به هنگام عمل، از ميزان خطا كاسته شود. ما بايد آسيبهاي تفكر مهدوي را نيز خوب بشناسيم، يكي از آفتها و آسيبهاي جدي در سالهاي اخير، جريانهاي انحرافي است كه مروج انتظار واپسگرا و مخرب هستند. واشكافي اين جريانها كمك بزرگي به اصالت تفكرات حوزه ظهور خواهد كرد. ما بايد از هم اكنون نگاهمان را به دنياي اطراف تغيير دهيم و از پنجره مهدويت به تمام تحولات جهان بنگريم
.

           ما بايد مهدي(ع) را باور كنيم
.


 
پي نوشتها:
 1 .  
اشاره به فرضيه «پايان تاريخ» نوشته «فرانسيس فوكوياما
».
 2 .  
برگرفته از فايل تصويري سايت تخصصي موعود (www.mouood.org) تحت عنوان «پيرمردتر از شما هم ظهور را درك مي كند
».
 3 .  
فصلنامه علمي - تخصصي انتظار ويژه امام مهدي(ع)، سال دوم، شماره پنجم، پاييز 1381 به نقل از سايت تخصصي موعود
.
 4 .  
واحد مركزي خبر، گزارش ديدار دست اندركاران حج با آيت الله خامنه اي
.
 5 .  
به مأخذ سوم رجوع شود
.

به نقل از سایت موعود

|+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 2:12  توسط محب  | 

تسلیت
 

رحلت جانسوز رسول اکرم (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع) را به محضر امام زمان (عج) و تمامی محبان و شیعیان خاندان عصمت و طهارت علیهم السلام تسلیت عرض می‌نمائیم.

 

|+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 2:8  توسط محب  | 

بهشت ظهور - قسمت دوم

 

یکی از نکات جالب توجه در قرآن، وجود توالی زمانی در آیات شریفه است. خداوند متعال که صاحب کل عقل می‌باشد بسیار حکیمانه سخن می‌گوید و نظم و ترتیب در کلام او؛ قرآن به چشم می‌خورد. وقتی به آیات مربوط به قیامت و بهشت و جهنم می‌نگریم معمولا ترتیبی زمانی در آنها می‌یابیم. ابتدا قیامت و حوادث مربوط به آن بیان می‌شود و سپس بهشت یا جهنم ذکر می‌گردد. براي مثال به آيه 185 سوره آل عمران نگاه كنيم:

 

كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ وَ إِنَّما تُوَفَّوْنَ أُجُورَكُمْ يَوْمَ الْقِيامَةِ فَمَنْ زُحْزِحَ عَنِ النّارِ وَ أُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فازَ وَ مَا الْحَياةُ الدُّنْيا إِلاّ مَتاعُ الْغُرُورِ

هر كسي مرگ را مي‏چشد؛ و شما پاداش خود را بطور كامل در روز قيامت خواهيد گرفت؛ آنها كه از آتش (دوزخ) دور شده، و به بهشت وارد شوند نجات يافته و رستگار شده‏اند و زندگي دنيا، چيزي جز سرمايه فريب نيست!

 

در اين آيه ابتدا مرگ و سپس قيامت مطرح مي‌شود و پس از قيامت، جهنم و بهشت ذكر مي‌گردد. همچنين در سوره تغابن آيات 9 و 10 اين موضوع به چشم مي‌خورد :

يَوْمَ يَجْمَعُكُمْ لِيَوْمِ الْجَمْعِ ذلِكَ يَوْمُ التَّغابُنِ وَ مَنْ يُؤْمِنْ بِاللّهِ وَ يَعْمَلْ صالِحًا يُكَفِّرْ عَنْهُ سَيِّئاتِهِ وَ يُدْخِلْهُ جَنّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا اْلأَنْهارُ خالِدينَ فيها أَبَدًا ذلِكَ الْفَوْزُ الْعَظيمُ

اين در زماني خواهد بود كه همه شما را در روز اجتماع [= روز رستاخيز] گردآوري مي‏كند؛ آن روز روز تغابن است (روز احساس خسارت و پشيماني)! و هر كس به خدا ايمان بياورد و عمل صالح انجام دهد، گناهان او را مي‏بخشد و او را در باغهايي از بهشت كه نهرها از زير درختانش جاري است وارد مي‏كند، جاودانه در آن مي مانند؛ و اين پيروزي بزرگ است!

وَ الَّذينَ كَفَرُوا وَ كَذَّبُوا بِآياتِنا أُولئِكَ أَصْحابُ النّارِ خالِدينَ فيها وَ بِئْسَ الْمَصيرُ

اما كساني كه كافر شدند و آيات ما را تكذيب كردند اصحاب دوزخند، جاودانه در آن مي‏مانند، و (سرانجام آنها) سرانجام بدي است! 

 

در اين آيه نيز به ترتيب ابتدا قيامت و سپس بهشت و جهنم عنوان مي‌گردد. (1)

اما در برخی از آیات ماجرا به گونه‌ای دیگر است. در سوره انعام آيه 125 خداوند مي‌فرمايد

 فَمَنْ يُرِدِ اللّهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِْلإِسْلامِ وَ مَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقًا حَرَجًا كَأَنَّما يَصَّعَّدُ فِي السَّماءِ كَذلِكَ يَجْعَلُ اللّهُ الرِّجْسَ عَلَي الَّذينَ لا يُؤْمِنُونَ

آن كس را كه خدا بخواهد هدايت كند، سينه‏اش را براي (پذيرش) اسلام، گشاده مي سازد؛ و آن كس را كه بخاطر اعمال خلافش بخواهد گمراه سازد، سينه‏اش را آنچنان تنگ مي‏كند كه گويا مي‏خواهد به آسمان بالا برود؛ اين گونه خداوند پليدي را بر افرادي كه ايمان نمي‏آورند قرار مي‏دهد!

 سپس در آيه 126 مي‌فرمايد

 هذا صِراطُ رَبِّكَ مُسْتَقيمًا قَدْ فَصَّلْنَا اْلآياتِ لِقَوْمٍ يَذَّكَّرُونَ

و اين راه مستقيم  پروردگار توست؛ ما آيات خود را براي كساني كه پند مي‏گيرند، بيان كرديم!

 

هر کس را که خداوند بخواهد هدایت کند به او شرح صدر عطا می‌کند، در اینصورت چنین فردی تسلیم خواهد بود و در برابر دستورات خداوندی مقاومت نمی‌کند. جایگاه چنین فردی را خداوند در  آيه 127 بیان می‌کند:

 

 لَهُمْ دارُ السَّلامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ هُوَ وَلِيُّهُمْ بِما كانُوا يَعْمَلُونَ

براي آنها (در بهشت) خانه امن و امان نزد پروردگارشان خواهد بود؛ و او، ولي و ياور آنهاست بخاطر اعمال (نيكي) كه انجام مي‏دادند.

 

خداوند در اين آيه از بهشت صحبت مي‌كند و در آيه بعد يعني 128 سوره انعام خداوند مي‌فرمايد:

 

وَ يَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَميعًا

در آن روز كه (خدا) همه آنها را جمع و محشور ميسازد.

 

يعني در این آیه از قيامت صحبت مي‌شود. در واقع بعد از بهشت، از قيامت سخن به ميان مي‌آورد. در حاليكه ما مي‌دانيم ابتدا قيامت بر پا مي‌شود افراد حساب و كتاب شده سپس به بهشت يا جهنم برده مي‌شوند. چگونه است که دارالسلام (بهشت نام برده شده در انعام 127) قبل از قيامت عنوان شده است ؟

وقتي بررسي بيشتري در قرآن به عمل مي‌آوريم  به آيات ديگري در اين رابطه برمي‌خوريم. در سوره يونس آيه 25  خداوند بار ديگر در مورد دارالسلام سخن مي‌گويد(در قرآن عبارت دارالسلام فقط در این دو آیه آمده است).

 

وَ اللّهُ يَدْعُوا إِلي دارِ السَّلامِ وَ يَهْدي مَنْ يَشاءُ إِلي صِراطٍ مُسْتَقيمٍ

و خداوند به سراي صلح و سلامت دعوت مي‏كند؛ و هر كس را بخواهد (و شايسته و لايق ببيند)، به راه راست هدايت مي‏نمايد.

 

در این آیه سوره یونس خداوند به دارالسلام دعوت مي‌كند و درآيات 26و27 جاودان بودن خوبان در بهشت و سپس جاودان بودن بدان در جهنم مطرح مي‌شود،

 

لِلَّذينَ أَحْسَنُوا الْحُسْني وَ زِيادَةٌ وَ لا يَرْهَقُ وُجُوهَهُمْ قَتَرٌ وَ لا ذِلَّةٌ أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فيها خالِدُونَ

كساني كه نيكي كردند، پاداش نيك و افزون بر آن دارند؛ و تاريكي و ذلّت، چهره‏هايشان را نمي‏پوشاند؛ آنها اهل بهشتند، و جاودانه در آن خواهند ماند.

وَ الَّذينَ كَسَبُوا السَّيِّئاتِ جَزاءُ سَيِّئَةٍ بِمِثْلِها وَ تَرْهَقُهُمْ ذِلَّةٌ ما لَهُمْ مِنَ اللّهِ مِنْ عاصِمٍ كَأَنَّما أُغْشِيَتْ وُجُوهُهُمْ قِطَعًا مِنَ اللَّيْلِ مُظْلِمًا أُولئِكَ أَصْحابُ النّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ

امّا كساني كه مرتكب گناهان شدند، جزاي بدي بمقدار آن دارند؛ و ذلّت و خواري، چهره آنان را مي‏پوشاند؛ و هيچ چيز نمي‏تواند آنها را از (مجازات) خدا نگه دارد! (چهره‏هايشان آنچنان تاريك است كه) گويي با پاره‏هايي از شب تاريك، صورت آنها پوشيده شده! آنها اهل دوزخند؛ و جاودانه در آن خواهند ماند!

 

اما در آیه 28 خداوند به قیامت می‌پردازد(به همان صورت که در آیه 128 سوره انعام آمده است).

 

وَ يَوْمَ نَحْشُرُهُمْ جَميعًا ...

(به خاطر بياوريد) روزي را كه همه آنها را جمع مي‏كنيم،

 

در اینجا نیز همان سؤال تکرار می‌شود؛ به چه علت دارالسلام پیش از قیامت مطرح شده است؟

با در نظر گرفتن سیاق این دو مجموعه از آیات (انعام 125 تا 128 و یونس 25 تا 28) و اینکه عبارت دارالسلام در کل قرآن فقط در همین دو سری از آیات آمده است می‌توان اینگونه به این سؤال پاسخ گفت که چه بسا اين بهشتي كه دارالسلام نام دارد منظور آن بهشت موعود كه پس از قيامت و حساب و كتاب شدن افراد برپا مي‌شود نيست بلكه بهشتي است كه پيش از قيامت برپا مي‌شود. آن كدام بهشت است كه قبل از قيامت برپا مي‌شود؟ تنها مقطع زماني كه اين بهشت در آن مي‌گنجد و از آن مقطع زماني نشانه‌هایی از بهشت بودن وجود دارد، حكومت حقه و مُلك عظيم اهل بيت ع است كه پس از دنيا و پيش از قيامت برپا مي‌شود. يعني فضايي كه پس از ظهور برقرار مي‌شود بهشت گونه است. در واقع «دارالسلام» اسم قرآني «بهشت ظهور» است.

حال با این فرض این سؤال مطرح می‌شود که اگر دارالسلام اشاره به حکومت حقه اهل‌بیت ع دارد چگونه است که از جاودان بودن خوبان در آن بهشت صحبت می‌شود؟

 

نكته اي در مورد جاودان بودن در بهشت ظهور

در آيه 26 و 27 سوره یونس پس از اينكه خداوند به دارالسلام دعوت مي‌كند، جاودان بودن خوبان در بهشت پس از ظهور و جاودان بودن بدان در جهنم پس از ظهور را مطرح مي‌نمايد. آيا بهشت ظهور جاودانه است؟ در حاليكه مي دانيم بهشت ظهور و ملك عظيم اهل بيت ع پيش از قيامت واقع مي‌شود و پس از قيامت بهشت و جهنم موعود برپا مي‌گردد.

خلود كه در اين آيه مطرح شده است در آيه ديگري كه آن هم در مورد بهشت ظهور است تبصره مي‌خورد. در آيه 108 سوره هود صحبت از بهشتي به پهناي آسمان‌ها و زمين است و اينكه نيكوكاران در آن جاودانه‌اند تا زماني كه آسمان‌ها و زمين پابر جا هستند،

 

وَ أَمَّا الَّذينَ سُعِدُوا فَفِي الْجَنَّةِ خالِدينَ فيها ما دامَتِ السَّماواتُ وَ اْلأَرْضُ إِلاّ ما شاءَ رَبُّكَ عَطاءً غَيْرَ مَجْذُوذٍ

امّا آنها كه خوشبخت و سعادتمند شدند، جاودانه در بهشت خواهند ماند، تا آسمانها و زمين برپاست، مگر آنچه پروردگارت بخواهد! بخششي است قطع نشدني!

 

در حديثي اميرالمؤمنين ع اين بهشت را مربوط به قبل از قيامت شمرده‌اند چرا كه در قيامت آسمان‌ها و زمين دگرگون مي‌شوند(2). تنها زمان ممكن براي برپايي بهشتي به پهناي آسمان‌ها و زمين پيش از قيامت، زمان حكومت حقه اهل بيت ع و يا در لسان قرآن مُلك عظيم آل ابراهیم ع است(3). بنابراين بهشت ظهور تا زماني  برپاست كه آسمان‌ها و زمين پابرجا باشند.

 

از آنجا كه خداوند متعال عبارت خلود را براي بهشت ظهور به كار مي‌برد(اگرچه تا قيامت) نتيجه مي‌گيريم كه مدت برپايي ملك عظيم اهل بيت ع پس از ظهور امام زمان عج بسيار طولاني است. حتي خداوند براي قيامت كه عدد پنجاه هزار سال را در مورد آن ذكر مي‌كند(4) عبارت خلود را به كار نمي‌برد، يعني قيامت با وجود مدت زمان زياد آن، باز هم در مقابل بهشت ظهور كوتاه است.

با توجه به اين موضوع، احاديثي درباره اهل بيت ع  كه به رجعت ايشان در آستانه ظهور و سپس حكومت کردن ايشان پس از امام زمان عج دلالت دارد مورد توجه قرار می‌گيرد.(5)

 

 


پاورقی

 

(1) همچنين مي توانيد به آيات زير رجوع نماييد :

سوره يس آيات 51 به بعد / زمر 68 به بعد / كهف 103 تا 108 / دخان 40 تا 57 / ذاريات 12 تا 19/

حاقه 13 تا 37

 

(2)       ر.ك به بهشت ظهور (1)

 (3)       أَمْ يَحْسُدُونَ النّاسَ عَلي ما آتاهُمُ اللّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنا آلَ إِبْراهيمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ آتَيْناهُمْ مُلْكًا عَظيمًا

يا اينكه نسبت به مردم [= پيامبر و خاندانش]، و بر آنچه خدا از فضلش به آنان بخشيده، حسد مي‏ورزند؟ ما به آل‌ابراهيم، كتاب و حكمت داديم؛ و مُلك عظيمي در اختيار آنها قرار داديم.

نساء 54

 عن أبيحمزةالثمالي عن أبيعبدالله ع في هذه الآية أَمْ يَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلى ما آتاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ فَقَدْ آتَيْنا آلَ إِبْراهِيمَ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ آتَيْناهُمْ مُلْكاً عَظِيماً, قال(ع): نحن _ و الله _ الناس الذين قا‏ل الله تبارك و تعالى, و نحن و الله المحسودون, و نحن أهل هذا الملك الذي يعود إلينا.

امام صادق(ع) در باره آيه 54 سوره نساء فرمودند : قسم بخدا , ماييم , مردمي كه خداوند فرموده , و قسم به خدا , ماييم مورد حسد واقع شدگان , و ماييم اهل ملك و پادشاهي كه آن ملك به سوي ما بر مي گردد.

بصائرالدرجات ص36 باب17-في‏أئمةآل‏محمدع...وهم‏المحسودون ح9 / بحارالأنوار ج23 ص288 باب17-وجوب‏طاعتهم‏وأنهاالمعنى‏بالملك‏العظيم ح12

 (4) عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ بْنِ الْوَلِيدِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الصَّفَّارِ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدٍ الْقَاشَانِيِّ عَنْ حَفْصِ بْنِ غِيَاثٍ الْقَاضِي عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ فِي حَدِيثٍ أَلَا فَحَاسِبُوا أَنْفُسَكُمْ قَبْلَ أَنْ تُحَاسَبُوا فَإِنَّ أَمْكِنَةَ الْقِيَامَةِ خَمْسُونَ مَوْقِفاً كُلُّ مَوْقِفٍ مُقَامُ أَلْفِ سَنَةٍ ثُمَّ تَلَا هَذِهِ الْآيَةَ فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ 

امام صادق ع در حدیثی فرمود: از نفس‌هایتان حساب بکشید پیش از آنکه از آن‌ها حساب کشیده شود، پس بدرستیکه مکان‌های قیامت پنجاه توقفگاه می‌باشد که هر موقف به اندازه هزار سال است، سپس این آیه را تلاوت فرمود فِي يَوْمٍ كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ 

مستدرك‏الوسائل ج12 ص155 / بحارالأنوار ج72 ص107 / الأمالي‏للطوسي ص36

 (5) آیات و روایات بسیاری وجود دارند دال بر رجعت اهل‌بیت ع در آستانه ظهور امام زمان (عج) و زمینه‌سازی ایشان برای مُلک عظیم و حکومت کردن ایشان پس از امام زمان (عج). انشاءالله این مطالب در جای خود به طور مفصل مطرح خواهد شد.

 

|+| نوشته شده در  چهارشنبه چهارم بهمن 1385ساعت 20:59  توسط محب  | 

اخلاق مهدوی (عج)

 

آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده اید که

"چه چیزی میان ما و مولایمان امام زمان (عج) فاصله انداخته است؟"

آیا فاصله ما با امام زمان (عج) , یک فاصله مکانی است؟ 100 متر, 100 کیلومتر یا ..

و یا فاصله ما با ظهور ایشان یک فاصله زمانی است؟ 1 هفته, 1 سال, 100 سال یا ...

براستی فاصله میان ما و امام (ع) زمان است یا مکان و یا چیزی دیگر؟

 

ما باید به سمت مولایمان حرکت کنیم, ما باید در جهت ظهور مولایمان گام برداریم, ما از ابتدا برای همین به دنیا آورده شده‌ایم, ما پیش از آن، با اهل بیت (ع) عهد بسته‌ایم و این وظیفه‌ ماست. ما باید تمام تلاشمان را در این راستا قرار دهیم.

اما اگر ندانیم که چه چیزی میان ما و مولایمان مانع است، چگونه می‌خواهیم به سمت ایشان و ظهور ایشان حرکت کنیم؟

اصلا حرکت یعنی چه؟ و سمت و سوی حرکت، در عمل چگونه است؟

آیا حرکت به سمت ظهور یعنی اینکه، بلند شویم، از شهر و دیار خود خارج شویم و در کوه و صحرا به دنبال امام زمان (عج) بگردیم؟ یا اینکه به جمکران برویم و در آنجا به دنبال امام (ع) بگردیم؟ و یا اینکه به مکه برویم و در آنجا مقیم شویم تا در صبح ظهور اولین بیعت کننده باشیم؟ و یا ...

آیا حرکت بدین معناست؟یا معنای دیگری دارد؟

 

وقتی با نگاهی عاقلانه به ماجرا می‌نگریم، می‌یابیم که فاصله ما با ظهور و با مولایمان مهدی(عج) ، نه یک فاصله مکانی است و نه یک فاصله زمانی، بلکه فاصله ما، "فاصله صفاتی" است. آنچیزی که میان ما و ایشان فاصله انداخته است نوع صفات ماست. نوع اخلاق و تقوای ماست که میان ما و امام (ع) مانع شده است! نوع رفتار ماست که (چه بسا دائما) فاصله ما را با امام (ع) بیشتر می‌کند! عالم بزرگواری می‌فرمود: اگر خداوند به لحاظ دعاهای ما به اندازه یکسال در ظهور امام (ع) تعجیل کند، به خاطر نوع رفتار ما، چندین سال ظهور عقب انداخته می‌شود!

 

حال حرکت ما باید چگونه باشد؟           

ما باید حرکت به سمت ظهور و به سمت امام (ع) را با اصلاح خود آغاز کنیم. با اصلاح صفات خود، با اصلاح اخلاق خود، با اصلاح رفتار خود (که بر اساس صفات انسان روی می‌دهد) و تا خود را اصلاح نکنیم، قطعا نمی‌توانیم دیگران را نیز حرکت دهیم.

بارها شنیده‌ایم که می‌گویند: "منتظر مصلح، خود باید صالح باشد". آری! درست است و بلکه باید گفت: حرکت کننده به سمت مصلح خود باید صالح باشد. باید موانع را پس بزند و نه تنها منتظر باشد، بلکه باید به سمت مصلح حرکت کند و این حرکت یک حرکت صالحانه است. نه مفسدانه!!

صالحیت، همان صفتی که خداوند با آن به خوبانش مباهات می‌کند.

 

آنجا که در مورد برخی از رسولان (ع) می‌فرماید:

 

وَ زَكَرِيّا وَ يَحْيي وَ عيسي وَ إِلْياسَ كُلٌّ مِنَ الصّالِحينَ  (انعام85)

 

و یا در مورد لوط (ع) می‌ فرماید:

 

وَ أَدْخَلْناهُ في رَحْمَتِنا إِنَّهُ مِنَ الصّالِحينَ  (أنبياء75)

 

و همان صفتی که خوبان عالم به دنبال آن بوده‌ و هستند.

آنجا که ابراهیم (ع) می‌ فرماید:

 

رَبِّ هَبْ لي حُكْمًا وَ أَلْحِقْني بِالصّالِحينَ   (شعراء83)

 

و سلیمان (ع) می‌ فرماید:

 

فَتَبَسَّمَ ضاحِكًا مِنْ قَوْلِها وَ قالَ رَبِّ أَوْزِعْني أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ الَّتي أَنْعَمْتَ عَلَيَّ وَ عَلي والِدَيَّ وَ أَنْ أَعْمَلَ صالِحًا تَرْضاهُ وَ أَدْخِلْني بِرَحْمَتِكَ في عِبادِكَ الصّالِحينَ   (نمل19)

 

آری! حرکت ما باید حرکتی صالحانه باشد که در قدم اول، اصلاح خود مطرح است. ما باید با سعی و تلاش و عزمی که خداوند به ما عطا فرموده، موانع صفاتی و اخلاقی و رفتاری را از خود دور کنیم و در این مسیر بسیار از خداوند طلب نصرت نمائیم. و به هر میزان که در این مسیر گام برمی‌داریم، بدانیم که داریم به مولایمان مهدی (عج) نزدیک می‌شویم، هر چند که جسم ایشان را نبینیم. ندیدن جسم مبارک ایشان نباید بهانه حرکت نکردن ما شود.

ما باید واجد اخلاق مهدوی (عج) شویم تا انشاءالله لایق همنشینی با ایشان در بعد از ظهور شویم.

باید که جمله جان شویم       تا لایق جانان شویم

 

و قدم اول در این مسیر، اینست که صفات و اخلاقیات مهدوی (عج) را بشناسیم. اما...

 

براستی اخلاقیات ناب مهدوی (عج) کدام است

و چه کسی می‌تواند آن را به ما معرفی کند؟

|+| نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم دی 1385ساعت 15:29  توسط محب  | 

ارتباط حج و ظهور امام زمان (عج)
 

آیا تا به حال می دانستید که میان مناسک حج و قیام امام زمان (ع) رابطه ای عمیق وجود دارد؟

عَنْ جَابِرٍ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ أَبِي جَعْفَرٍ ع :

فِي قَوْلِ اللَّهِ « وَ أَذانٌ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ يَوْمَ الْحَجِّ الْأَكْبَرِ »

 قَالَ خُرُوجُ القَائِمِ وَ أَذَانٌ دَعْوَتهُ إِلَى نَفسِهِ

بحارالأنوار   جلد 51    صفحه 55   حدیث 40

امام باقر (ع) می فرمایند:

منظور از یوم الحج الاکبر خروج امام زمان (عج) می باشد.

چقدر زیباست اگر به مناسک حج نیز از منظر ظهور و حرکت به سمت امام (ع) بنگریم.

 

|+| نوشته شده در  چهارشنبه ششم دی 1385ساعت 23:54  توسط محب  | 

تسلیت
سالگرد شهادت مولایمان، امام محمد تقی، جواد الائمه (ع) را به پیشگاه امام زمان (عج) و تمامی محبان و شیعیان آن حضرت تسلیت عرض می‌نمائیم.

 

|+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت 19:19  توسط محب  | 

وظیفه ما در این زمان چیست؟
 

 1- دفاع از حریم تشیع

 گام اول برای دفاع، دانستن است. ما باید مکتبمان را بشناسیم. ببینیم دقیقا چه می‌گوید؟ از پیروان خود چه می‌خواهد؟ دیدگاهش نسبت به پیروان خود و سایر ادیان چیست؟ چه اهدافی را مد نظر دارد؟ و ...

ما باید دفاع جانانه‌ای از مکتب‌مان در مقابل کسانی که به آن حمله می‌کنند داشته باشیم. منابع شناخت ما از مکتب‌مان عبارتند از:             1- قرآن   2- حدیث  3- اهل بیت(ع). ما دو مورد اول را داریم اما درباره مورد سوم باید سراغ کسانی برویم که از امام(ع) بیشترین انتفاع را برده اند و می‌برند.

یک سئوال:  گذشتگان ما چقدر توانستند از حریم تشیع دفاع کنند؟ (جواب با خود شما)

تجربه‌های دیگران را در این دفاع بدانیم، ببینیم در کجا خطا کردند تا ما دوباره مرتکب آن نشویم.

 2- آستین بالا بزنیم  و ضعف‌های جبهه خودی را جبران کنیم.

 ما همگی انسان هستیم. یکی از مواردی که هر انسانی آن را دارد ضعف و نقص است. اما چه کسی باید دست ضعیف را بگیرد؟ واضح است آن کسی که قوی است یا کسی که آن ضعف را ندارد. ما بارها و در جاهای مختلف و در موارد متعددی دیده‌ایم که افراد همدیگر را به خاطر ضعفشان محکوم می‌کنند. از مهمترین موارد در زندگی خانوادگی است که زن و شوهر پیوسته همدیگر را محکوم می‌کنند. با این مقدمه می‌توانیم بگوییم که در جبهه خودی ما ضعف داریم. از سوی دیگر دشمنان قوی و نامردی هم داریم. آیا باید به ضعفهای هم بپردازیم و با بوجود آوردن اختلاف دشمن را شاد کنیم؟ به نظر شما راه حل چیست؟

بیاییم سعی کنیم، تلاش کنیم تا ضعف ها بر طرف شود. لازمه این سعی و تلاش این است که همه را از خود بدانیم همه را دوست داشته باشیم و نسبت به همه احساس مسئولیت کنیم.

 3- دشمن درباره آخرالزمان برنامه دارد اما امام زمان(عج) در اجتماعات ما به عنوان یک برنامه مطرح نیست بلکه به عنوان یک اعتقاد و حس و حال مطرح است.

 ((ما در آستانه آخر الزمان هستیم))  این جمله را نه تنها علمای بزرگ شیعه همچون آیت الله العظمی بهجت مطرح می‌کنند بلکه تمام ادیان هم نسبت به آن اتفاق نظر دارند.

در ماجرای آخر الزمان دشمن خیلی از ما جلوتر است. آنها سالهای زیادی فکر کردند، تحقیق کردند. بعد آن فکر را به یک برنامه تبدیل کردند و حالا هم دارند به آن عمل می‌کنند. تمام آن‌چیزی که امروز در لبنان، فلسطین، عراق و سوریه و ... در حال جریان است در راستای برنامه ریزی دشمنان برای آخرالزمان است.

اما ما چطور با آخرالزمان رفتار می کنیم؟ امروز هر کس درباره آخر الزمان صحبت کند برای دیگران عجیب است. شما در تلویزیون و رادیو نگاه کنید. امام زمان(عج) تنها به دعای ندبه و نیمه شعبان و ... محدود می شوند و دیگر از ایشان خبری نیست. درباره آخرالزمان هم هیچ خبری نیست. آقای شفیعی سروستانی در انتقاد به این ماجرا در برنامه پایان دوران این چنین مطرح کردند که: امام زمان (عج) به منزله حیات خلوت و اندرونی خانه ماست.

آری هیچکدام از ما حاضر نیستیم که فراتر از این برویم. اما دوستان، ما باید آخرالزمان را پیوسته مد نظر داشته، آن را خوب بشناسیم، به آن فکر کنیم و آن را به برنامه تبدیل کرده و در عمل به کار گیریم. جای تاسف است که امام(ع) و آخر الزمان برای بسیاری از شیعیان تنها یک اعتقاد است و حتی به برنامه هم تبدیل نشده است.

ما باید آستین بالا بزنیم و شروع کنیم به اینکه اعتقادات صحیح نسبت به اهل بیت(ع) و نسبت به امام زمان (عج) و نسبت به آخرالزمان داشته باشیم و آن را در جامعه گسترش دهیم.

 

|+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آذر 1385ساعت 7:6  توسط محب  | 

بیندیشیم 3
 

آخرالزمان چیست و به چه زمانی اطلاق می شود؟

وضعیت زمین در آخرالزمان چگونه است؟

قوانین حاکم بر زمین در آخرالزمان چه تغییری می کند؟

سرزمین ظهور(حکومت حقه اهل بیت ع ) چه ویژگی هایی دارد؟

|+| نوشته شده در  جمعه هفدهم آذر 1385ساعت 11:12  توسط محب  | 

بهشت ظهور
 

برای به دست آوردن تصویری دقیق از آخرالزمان و آنچه پس از ظهور واقع می‌شود باید ابتدا تمام آیاتی از قرآن را که به امام زمان عج و  آخرالزمان می‌پردازند و اصطلاحاً آیات‌المهدی عج نامیده می‌شوند جمع‌آوری و احصاء نمود. برخی از این آیات خود گویای آخرالزمان هستند و برخی دیگر با توجه به احادیث ذیل آنها جزو آیات‌المهدی عج شمرده می‌شوند. با بررسی این آیات و با برداشت‌هایی که منطبق با احادیث اهل‌بیت ع است به دست می‌آید که فضای حاکم بر زمین در آخرالزمان و فضای حاکم بر زمین پس از ظهور، بسیار با آنچه تصور می‌شود متفاوت است. قرآن تبیاناً لِکُلِّ شَیء است، تبیین همه چیز در قرآن آمده است. خداوند در قرآن آنچه را که پس از ظهور امام زمان عج و برپایی حکومت حقه واقع می‌شود چگونه توصیف می‌کند؟

بهشت ظهور

با بررسی آیات‌المهدی عج متوجه می‌شویم که خداوند از وضعیت دنیا پس از ظهور امام زمان عج و برپایی مُلک ایشان با لفظ جنت و بهشت یاد می‌کند. بهشتی که نه تنها زمین بلکه آسمان‌ها را نیز دربر می‌گیرد.

 

خداوند در سوره آل‌عمران آیه 133 می‌فرماید

وَ سارِعُوا إِلي مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَ جَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّماواتُ وَ اْلأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقينَ

و شتاب كنيد براي رسيدن به آمرزش پروردگارتان؛ و بهشتي كه وسعت آن، آسمانها و زمين است؛ و براي پرهيزگاران آماده شده است.

 

خداوند در این آیه از بهشتی سخن می‌گوید که در پهنه آسمان‌ها و زمین برپا می‌شود. این بهشت در چه زمانی می‌تواند باشد؟ مسلما این بهشت هم‌اکنون برپا نیست چرا که در این آیه زمین نیز جزو این بهشت شمرده شده است اما در این زمان چنین بهشتی را روی زمین سراغ نداریم. آیا این بهشت مربوط به قیامت و یا بهشت پس از قیامت است؟ طبق آیات قرآن می‌دانیم که با برپایی قیامت، آسمان‌ها و زمین دگرگون می‌شوند، پس این بهشت نمی‌تواند مربوط به قیامت و یا پس از قیامت باشد. در حدیثی امیرالمؤمنین ع در مورد آیه

 

وَ أَمَّا الَّذينَ سُعِدُوا فَفِي الْجَنَّةِ خالِدينَ فيها ما دامَتِ السَّماواتُ وَ اْلأَرْضُ إِلاّ ما شاءَ رَبُّكَ عَطاءً غَيْرَ مَجْذُوذٍ(هود108) 

امّا آنها كه خوشبخت و سعادتمند شدند، جاودانه در بهشت خواهند ماند، تا آسمانها و زمين برپاست، مگر آنچه پروردگارت بخواهد! بخششي است قطع نشدني!

 

می‌فرمایند

يَعْنِي السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ قَبْلَ الْقِيَامَةِ، فَإِذَا كَانَتِ الْقِيَامَةُ بُدِّلَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْض‏

يعني پيش از قيامت، در [بهشتِ] آسمان ها و زمين اند؛ و زماني كه قيامت مي‌شود، آسمان ها و زمين [به فضايي ديگر] تبديل مي شود.*

 

چنانچه گذشت طبق آیه 133 سوره آل‌عمران این بهشت در پهنه آسمان‌ها و زمین برپا می‌شود.

بنابراین تنها زمانی که در آن، در وسعت آسمان‌ها و زمین می‌تواند بهشتی به وجود بیاید، دوران پس از ظهور امام زمان عج و در دوران مُلک اهل‌بیت ع است. مُلک امام زمان عج پس از ظهور بهشت‌گونه خواهد بود.


*    الف *: بحارالأنوار  ج6  ص245    باب 8- ح76 عن تَفْسِيرُ النُّعْمَانِيِّ.

            *:  بحارالأنوار  ج90  ص83    باب 128- عن تَفْسِيرُ النُّعْمَانِيِّ.

 ب ـ *: تفسيرالقمي  ج1  ص19  مقدمة المصنف ـ عن علي بن ابراهيم.

            *:  بحارالأنوار ج 6  ص218    باب 8- ح12  عن تفسير القمي ـ عن علي بن ابراهيم، بتفاوت.

ج ـ   *: تفسيرالقمي  ج1  ص338    ـ عن علي بن ابراهيم.

            *: تفسير شريف لاهيجى    ج‏2 ص479    [سوره هود] عن تفسيرالقمي.

            *: تفسير الصافي    ج‏2  ص473    [سورة هود] عن تفسيرالقمي.

            *: البرهان في تفسير القرآن    ج‏3  ص136    [سورة هود] ح5186 عن تفسيرالقمي.

 

|+| نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم شهریور 1385ساعت 22:35  توسط محب  | 

به آخرالزمان چگونه نگاه کنیم؟
 

آنچه که امروز بسیاری از دانشمندان و محققان داخلی و خارجی، با هر مذهب و گرایش فکری به آن می‌پردازند ماجراهای آخرالزمان و فرجام زمین است. هر یک از آنان با اتکا به تعلیم و تربیت اخذ شده و منابع در دسترس کوشیده‌ است چهره‌ای از کره زمین در آخرالزمان ترسیم کند، اما به دلیل تفاوت در منابع و میزان درک مختلف و توان برداشت غیر یکسان از آن منابع، تصاویری گوناگون و بعضا متناقض با یکدیگر از وضعیت زمین در آخرالزمان به دست می‌آید. معیار ما برای سنجش صحت و سقم تحلیل‌های انجام شده پیرامون آنچه در آخرالزمان رخ می‌دهد چه باید باشد؟ چنانچه گذشت، با توجه به کثرت آیات موجود در قرآن درباره آخرالزمان و همچنین تعداد زیاد روایاتی که به توصیف وقایع آخرالزمان می‌پردازند به نظر می‌رسد تصویری از آخرالزمان صحیح‌تر است که با قرآن و احادیث منطبق‌تر باشد.

برای به دست آوردن تحلیلی صحیح در مورد آخرالزمان باید به قرآن و روایات رجوع کرد و در این مسیر باید از هرگونه پیش‌داوری و اعمال سلیقه شخصی خودداری نمود. دخیل نمودن نظر شخصی مبتنی بر برداشت نادرست منجر به نادرستی تصویر به دست آمده از آخرالزمان می‌شود. باید در ابتدا منظر ما نسبت به آخرالزمان و ظهور امام زمان عج اصلاح گردد تا در فضای فکری مناسب، مفاهیم گوناگون مربوط به آخرالزمان و ظهور، صحیح نگریسته شود. نوع نگاه ما به ظهور و حال وهوای حاکم بر ذهن ما که از درون آن به ظهور توجه می شود باید بر آیات قرآن منطبق باشد. نمی توان با فضای فکری دنیوی و معلومات و احساسات این‌زمانی به تحلیل وقایع آخرالزمان پرداخت. به عنوان مثال آیا اینکه ابزارهای امام زمان عج و یارانشان را در زمان ظهور به ابزارهایی تکنولوژیک و امروزی تعبیر کنیم رفتار درستی است؟ فضایی که در آخرالزمان بر زمین حاکم است در قرآن چگونه توصیف می‌شود؟  جایگاه تکنولوژی و قوانین دنیا در آن زمان چیست؟ آیا در آخرالزمان و پس از ظهور فقط انسان‌ها بر روی زمین زندگی می‌کنند یا مخلوقات دیگری هم همراه انسان ها هستند، و در مجموع چند دسته موجودات در آن زمان وجود دارند؟  باید با منظری به آخرالزمان نگاه کرد که مفاهیم، اشیاء و افرادی که در آن زمان نقش دارند صحیح شناخته شوند و تحلیل ارائه شده جامع باشد.

 

|+| نوشته شده در  دوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت 13:22  توسط محب  | 

کتاب علی (ع) و پیامبران - علي(ع) و کشتی حضرت نوح(ع)

 

در ژوئیه 1951م گروهی از دانشمندان معدن شناس روسی در حین معدن‌یابی، مشغول زمین کاوی بودند که ناگهان به تخته چوب‌های پوسیده برخوردند و پس از کاوش بیشتری معلوم شد که آنجا چوبهای بسیاری در زیر زمین وجود داشته که گذشت زمان آنها را کهنه و پوسیده ساخته است و از علایمی دریافتند که باید این چوب‌ها غیر عادی و مشتمل بر راز نهفته‌ای باشد.

این بود که با دقت کامل زمین را شکافتند و در نتیجه تخته چوبهای پوسیده و چیزهای دیگری از آنجا درآوردند و در آن میان تخته چوبی مستطیلی یافتند که همه را به حیرت انداخت؛ زیرا در اثر گذشت زمان کهنگی و پوسیدگی به تمام چوبها راه یافته بود جز این تخته که چهارده اینچ طول و ده اینچ عرض داشت و حروفی چند بر آن منقش بود.

دولت روس، برای تحقیق و بررسی درباره این تخته چوب، در 27 فوریه 1935 میلادی  کمیته‌ای متشکل از باستان‌شناسان و استادان شناخت زبان‌های عتیق تشکیل داد. بالاخره پس از هشت ماه تحقیق و کاوش مشخص شد که آن تخته چوب، از کشتی حضرت نوح ع است که برای تیمن و مددخواهی چیزهایی بر آن نوشته و بر کشتی نصب کرده است. در وسط تخته یک تصویر پنجه نمایی وجود داشت که عباراتی چند به زبان سامانی بر آن نگاشته بود.

کمیته تحقیق، پس از 8 ماه فکر و دقت و زحمت، نوشته مذکور را خواندند و به حرف روسی درآوردند و سپس یک استاد زبان و باستان‌شناس بریتانیا آن را به انگلیسی ترجمه کرد. اکنون تصویر آن تخته و نوشته‌های روی آن چنانچه در زمان حضرت نوح ع بود و سپس ترجمه آن در زیر می‌آید:

 

  

ای خدای من! مددکار من! به لطف و مرحمت خود، و

به طفیل ذوات مقدس:

محمد، ایلیا، شبر، شبیر و فاطمهعلیهم‌السلام دست مرا بگیر.

این پنج وجود مقدس از همه باعظمت‌تر و واجب‌الاحترام‌اند‌   

تمام دنیا برای آنان برپا شده است.

پروردگارا به واسطه نامشان، مرا مدد فرما.

تو می‌توانی همه را به راه راست هدایت نمایی.

Oh, My god my helper, keep my hand

with mercy and with your holy bodies:

Mohamad, Alia, Shabbir, Fatema

They all are biggests and honourables,

The world {is} established for them,

Help me by their names,

You can reform to right.

|+| نوشته شده در  پنجشنبه نهم شهریور 1385ساعت 0:36  توسط محب  | 

کتاب علی (ع) و پیامبران - علی (ع) و استمداد سلیمان (ع)

 

در جنگ جهانی اول (1916 میلادی) هنگامی که عده‌ای از سربازان انگلیسی در چند کیلومتری بیت المقدس مشغول سنگرگیری و حمله بودن، در دهکده کوچکی به نام «اونتره» یک لوح نقره‌ای پیدا کردند که حاشیه‌اش به جواهرات گرانبها مرصع و در وسطش، خطوطی به حروف طلایی نگارش یافته بود.

و چون آن را نزد فرمانده خود: «میجرای-این-گریندل» بردند هر چه کوشید نتوانست از آن چیزی بفهمد، ولی دریافت که این نوشته به زبان اجنبی بسیار قدیمی است.

و بالاخره این لوح، به وسیله او دست به دست گردید تا رسید به دست سرپرست ارتش بریتانیا «لیفتونانت» و «گلدستون» و ایشان هم آن را به دست باستانشناسان بریتانیا سپردند.

پس از پایان جنگ (1918 میلادی) درباره لوح مذکور به تحقیق و بررسی پرداختند و کمیته‌ای تشکیل دادند که اساتید شناخت زبانهای باستانی بریتانیا، امریکا، فرانسه، آلمان و سایر کشورهای اروپایی جزو آن کمیته بودند.

پس از چند ماه بررسی و تحقیق در سوم ژانویه 1920 میلادی معلوم شد که این لوح مقدسی به نام «لوح سلیمانی» و سخنانی از حضرت سلیمان (ع) را در بردارد که به الفاظ عبرانی قریم، نگارش یافته است و ما اكنون ترجمه الفاظ لوح را در اينجا مي‌آوريم:     

 

 

الله

 

 

ياه احمد!‌ مقذا = اي احمد!‌ بفريادم رس

ياه ايلي!‌ انصطاه = يا علي! مرا مدد فرماي

ياه باهتول! اكاشئي = اي بتول! نظر مرحمت فرماي

ياه حاسن! اضو مظع = اي حسن! كرم فرماي

ياه حاسين! بارفو = يا حسين! خوشي بخش

امو سليمان صوه عئخب زالهلاد اقتا =

اين سليمان اكنون به اين پنج بزرگوار استغاثه مي‌كند.

                        بذت‌الله كم‌ايلي = و علي قدرة الله است

احمد

 

ايلي

 

باهتول

 

حاسن

 

حاسين

 

اعضاي كميته چون بر مضمون نوشتة لوح مقدس اطلاع يافتند، هر يك با ديدة تعجب به ديگري نگريستند و انگشت حيرت به دندان گزيدند و پس از تبادل نظر قرار بر اين شد كه لوح در موزة سلطنتي بريطانيا گذاشته شود.

(ـ براي كسب اطلاع بيشتر در اين‌باره مراجعه شود به كتاب «Wonderful Stories Of Islam» چاپ لندن ص 249.)

اما چون این خبر به اسقف اعظم انگلستان (Lord Bishop) رسید، یک فرمان محرمانه‌ای به کمیته نوشت که خلاصه‌اش این است:

«اگر این لوح در موزه گذاشته شود و در دیدگاه مردم قرار گیرد، اساس مسیحیت متزلزل خواهد شد و سرانجام خود مسیحیان جنازه مسیحیت را بر دوش بلند نموده و در قبر فراموشی دفن خواهند کرد. لذا بهتر آن است که لوح مذکور در رازخانه کلیسای انگلستان گذارده شود و جز اسقف و اهل سر کسی آن را نبیند.

كساني كه اين لوح را ديدند و بينشي داشتند،‌ گرايشي عجيب به اسلام پيدا كردند و همان وقت بين دو نفر از دانشمندان به نام «وليم» و «تامس» پيرامون لوح گفتگوهايي شد كه به اسلام آوردن هر دو انجاميد، سپس وليم،‌ كرم حسين و تامس،‌ فضل حسين ناميده شد.

(ـ براي اطلاع بيشتر در اين زمينه مراجعه شود به مجلة «الاسلام» ـ دهلي فوريه 1927. م و «مسلم كرانيكل» لندن ـ 30 دسامبر 1926. م)

 

|+| نوشته شده در  سه شنبه هفتم شهریور 1385ساعت 13:36  توسط محب  | 

کتاب علی (ع) و پیامبران - علی (ع) و پیشگویی حضرت داود (ع)

 

«اطاعت آن بزرگواری که «ایلی» نام دارد، واجب است و فرمانبرداری از او، همه کارهای دین و دنیا را اصلاح می‌کند، آن شخصیت والا مقام  را «حدار» (حیدر) نیز می‌گویند.

او دستگیر و مددکار بی‌کسان و شیر شیران می‌باشد. نیرو و قدرتش بسیار است و تولدش در کعابا (کعبه) خواهد بود.

بر همه واجب است که دامن آن بزرگوار را بگیرند و همانند غلام حلقه به گوش اطاعتش کنند.

بشنود هر که گوش شنوا دارد، بفهمد هر که عقل و هوش دارد، بیندیشد هر که دل و مغز دارد که چون وقت بگذرد، دوباره باز نمی‌گردد

این نوشته از نسخه خطی بسیار قدیمی زبور که نزد «اهزان الله مشقی» پیشوای دینی مسیحیان بود، نقل شد.

و به قول مفتی مصر: اگر مسیحیان این نسخه را در دیدگاه عموم مردم بگذارند، مسیحیت از جهان رخت برمی‌بندد!!

 

|+| نوشته شده در  سه شنبه هفتم شهریور 1385ساعت 13:14  توسط محب  | 

تبریک
اعیاد پر خیر و برکت شعبانیه؛ میلاد با سعادت امام حسین (صلوات الله علیه) و امام سجاد (علیه السلام) و حضرت ابالفضل (علیه السلام) را خدمت تمامی شیعیان و محبان ایشان تبریک و تهنیت عرض می‌نمائیم.

از خداوند می‌طلبیم که به یمن وجود این بزرگواران، توفیق تزکیه و بهره‌گیری معنوی از تمامی لحظات و ایام ماه مبارک شعبان را به ما عطا فرماید.

|+| نوشته شده در  یکشنبه پنجم شهریور 1385ساعت 23:25  توسط محب  | 

 
domain parking for domains